برگردان به زبان ساده
باز هجر یار دامانم گرفت
باز دست غم گریبانم گرفت
هوش مصنوعی: دوباره دوری معشوق مرا به درد آورد و دوباره حسرت و غم به سراغم آمد.
چنگ در دامان وصلش میزدم
هجرش اندر تاخت، دامانم گرفت
هوش مصنوعی: من در تلاش بودم تا به وصل او برسم و در این مسیر به خاطر دوریاش دچار مشکل شدم و جامهام را گرفت.
جان ز تن از غصه بیرون خواست شد
محنت آمد، دامن جانم گرفت
هوش مصنوعی: دل از درد و غم به شدت رنجیده شد و خواست از تن جدا شود، اما دشواریها و مشکلات، گریبان جانم را گرفت.
در جهان یک دم نبودم شادمان
زان زمان کاندوه جانانم گرفت
هوش مصنوعی: در این دنیا لحظهای را هم خوشحال نبودهام، زیرا اندوه معشوقم همیشه با من بوده است.
آتش سوداش ناگه شعله زد
در دل غمگین حیرانم گرفت
هوش مصنوعی: آتش اشتیاق ناگهان در دل غمگین و حیران من شعله ور شد.
تا چه بد کردم؟ که بد شد حال من
هرچه کردم عاقبت آنم گرفت
هوش مصنوعی: چه کاری بدی انجام دادم که حال و وضع من این چنین خراب است؟ هرچه کردهام، در نهایت عواقب آن به من برگشته است.