برگردان به زبان ساده
نه از تو به من رسید بویی
نه وصل توام نمود رویی
هوش مصنوعی: نه از تو خبری به من رسید و نه وصالی از تو مرا به خود آورد.
اندیشهٔ هجر دردناکت
آویخته جان من به مویی
هوش مصنوعی: فکر فراق تو به شدت جانم را به خطر انداخته است.
سودای تو در دلم فکنده
هر لحظه به تازه جست و جویی
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من هر لحظه تازگی و تلاش برای جستجو به همراه دارد.
با آنکه ز گلشن وصالت
دانم نرسد به بنده بویی
هوش مصنوعی: با اینکه از باغ وصالت خبر دارم، اما هیچ خبری به من نمیرسد.
لیکن شدهام به آرزو شاد
مآزار تو، کم ز آرزویی
هوش مصنوعی: من اکنون با آرزوی دیدن مزار تو شاد و خوشحالم، اما این آرزو کمتر از آرزویی دیگر نیست.
سودای محال در دماغم
افگنده به هرزه های و هویی
هوش مصنوعی: به خاطر خیالهای غیرممکن، ذهنم پر از افکار بیهوده و سرگردانی شده است.
داده سر خویش را عراقی
زیر خم زلف تو چو گویی
هوش مصنوعی: سر خود را به پای تو دادهام، گویی که در حلقههای زلفت گرفتار شدهام.