برگردان به زبان ساده
کی بود کین درد را درمان کنی؟
کی بود کین رنج را آسان کنی؟
هوش مصنوعی: کیست که بتواند این درد را درمان کند؟ کیست که بتواند این رنج را برطرف کند؟
کی بسازی چارهٔ بیچارهای؟
بیدلی را کی دوای جان کنی؟
هوش مصنوعی: کی میخواهی برای کسی که در شرایط سخت و بیچاره است، چارهای بیابی؟ و کی میخواهی دلی بیقرار و بیدلیل را آرامش و درمانی بدهی؟
کی برون آیی ز پرده آشکار؟
چند روی خوب را پنهان کنی؟
هوش مصنوعی: کی وقت آن میرسد که از پس پردهها بیرون بیایی و خود را به روشنی نشان دهی؟ تا کی میخواهی زیباییات را پنهان کنی؟
چند رو گردانی از سرگشتهای؟
عاجزی را چند سرگردان کنی؟
هوش مصنوعی: چقدر از کسی که دچار سردرگمی است روی برمیگردانی؟ تا کی میخواهی یک فرد ناتوان را آزار دهی و او را در بلاتکلیفی رها کنی؟
در بیابان غمم، وقت این دم است
کابر رحمت بر سرم باران کنی
هوش مصنوعی: در دل بیابان غم خود، اکنون زمان آن است که ای پروردگار، با رحمتت بر من بباری و مرا سیراب کنی.
بسکه غم خوردم ز جان سیر آمدم
چند بر خوان غمم مهمان کنی؟
هوش مصنوعی: غصه و درد زیادی کشیدم و تا حدی خسته و ناامید شدم که دیگر نمیخواهم در محفل غم خودم پذیرای کسی باشم.
دود سوز من گذشت از آسمان
تا کیم در بوتهٔ هجران کنی؟
هوش مصنوعی: درد و رنج من از شدت سوزش به آسمان رسیده، تا کی میخواهی در آتش جدایی بسوزی؟
همچو ابراهیم از لطفت سزد
کز میان آتشم بستان کنی
هوش مصنوعی: مانند ابراهیم، از محبت تو سزاوار است که مرا از وسط آتش نجات دهی.
چون عراقی سر نهاده در برت
هم سزد گر درد او درمان کنی
هوش مصنوعی: اگر عراقی سر بر دامان تو گذاشته، شایسته است که اگر میتوانی، درد او را درمان کنی.