برگردان به زبان ساده
ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
بس نکتههای معنی اندر زبان نهاده
هوش مصنوعی: ای گنج پنهان در وجود من، تو پر از رازها و نکات عمیق هستی که در کلام بیان شدهاند.
سر حکیم ما را در شوق لایزالی
در من یزید عشقش پیش دکان نهاده
هوش مصنوعی: حکیم ما در شوق بیپایانی از عشقش، در کنار فروشگاه عشق، به نظر میرسد.
در جلوهگاه معنی معشوق رخ نموده
در بارگاه صورت تختش عیان نهاده
هوش مصنوعی: در نمای زیبای محبوب، چهرهاش در دنیای عشق نمایان شده و در جایگاه زیباییاش، ویژگیهایش به وضوح دیده میشود.
از نیست هست کرده، از بهر جلوهٔ خود
وانگه نشان هستی بر بینشان نهاده
هوش مصنوعی: از عدم، وجودی ساخته و برای نمایش زیباییاش، نشان وجود را بر چیزهایی که خود وجود ندارند قرار داده است.
روحی بدین لطیفی در چاه تن فگنده
سری بدین عزیزی در قعر جان نهاده
هوش مصنوعی: روحي با این لطافت در چاه جسم محبوس شده و سر پرمهر و دوستی در عمق جان قرار دارد.
خود کرده رهنمایی آدم به سوی گندم
ابلیس بهر تادیب اندر میان نهاده
هوش مصنوعی: انسان خود به دام افتاده و با راهنمایی خود به سوی وسوسههای شیطانی میرود، تا اینکه برای تنبیه او در میان این وسوسهها قرار میگیرد.
خود کرده آنچه کرده، وانگه بدین بهانه
هر لحظه جرم و عصیان بر این و آن نهاده
هوش مصنوعی: هر کس خودش را به دردسر انداخته، حالا بهانه میآورد و به مرور زمان، به دیگران ایراد میگیرد و آنها را به گناه و خطا متهم میکند.
بعضی برای دوزخ، بعضی برای انسان
اندر بهشت باقی امن و امان نهاده
هوش مصنوعی: برخی برای مجازات در جهنم، و برخی دیگر برای آرامش و آسایش در بهشت باقی ماندهاند.
کس را درین میانه چون و چرا نزیبد
هر کس نصیب او را هم غیبدان نهاده
هوش مصنوعی: هیچکس در این میان حق ندارد شک و تردید کند؛ هر فردی آنچه برایش مقدر شده، از قبل مشخص شده است.
عمری درین تفکر، از غایت تحیر
گوش دل عراقی بر آستان نهاده
هوش مصنوعی: سالها در این فکر به سر بردم و از شدت شگفتی، گوش دل خود را به درگاه معشوق نزدیک کردم.