برگردان به زبان ساده
افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
هیهات! که از وصل تو مهجور بماندیم
هوش مصنوعی: متأسفانه باز هم از در تو دور ماندهایم و این بسیار دردناک است. چه جدایی سختی است که از وصالت محروم بمانیم.
گشتیم دگر باره به کام دل دشمن
کز روی تو، ای دوست، چنین دور بماندیم
هوش مصنوعی: ما دوباره به خواسته و آرزوی دشمنانمان رسیدیم، چون به خاطر تو، ای دوست، اینگونه دور از محبوب خود ماندهایم.
ماتم زدگانیم، بیا، زار بگرییم
بر بخت بد خویش، که از سور بماندیم
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوهی عمیق به سر میبریم. بیایید با هم برای بدشانسی خود بگرییم، که از شادی و جشن دور ماندهایم.
خورشید رخت بر سر ما سایه نیفکند
بی روز رخت در شب دیجور بماندیم
هوش مصنوعی: بدون روشنایی و حضور خورشید، ما در ظلمت و شب تیره باقی ماندهایم. غیاب نور تو سبب شده است که در این عذاب و تاریکی بمانیم.
از بوی خوشت زندگیای یافته بودیم
واکنون همه بیبوی تو رنجور بماندیم
هوش مصنوعی: از بوی دلنشین تو زندگی برای ما شیرین و زیبا شده بود، اما حالا که دور از تو هستیم، همهمان در رنج و سختی به سر میبریم.
روشن نشد این خانهٔ تاریک دل ما
از شمع رخت، تا همه بینور بماندیم
هوش مصنوعی: این خانهٔ دل ما از نور وجود تو روشن نشد و همچنان در تاریکی باقی ماندیم.
ناخورده یکی جرعه ز جام می وصلت
بنگر، چو عراقی، همه مخمور بماندیم
هوش مصنوعی: به یک قطره از جام می عشق تو نگاه کن، مثل عراقیها، همه ما در حال مستی باقی ماندیم.