برگردان به زبان ساده
من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟
هوش مصنوعی: من نمیدانم چرا از تو دور شدم. وقتی که در کنار تو بودم، چه چیزی باعث شد از تو فاصله بگیرم؟
چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟
من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟
هوش مصنوعی: دل من چه گناهی کرده که اینقدر از تو دور شده است؟ من چه کار کردم که از وصالت جدا افتادم؟
جرمم این دان که ز جان دوستترت میدارم
از پی دوستی تو به بلا افتادم
هوش مصنوعی: من با آگاهی از اینکه دوستت دارم، به خاطر محبت تو دچار سختی و مشکلات شدهام.
حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگر
من بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟
هوش مصنوعی: من از غم عشق تو هیچ جز درد و رنجی که به جانم افتاده ندارم. بیچارهام که در عشق تو به این روز افتادهام.
پایمردی کن و از روی کرم دستم گیر
که بشد کار من از دست و ز پا افتادم
هوش مصنوعی: لطفاً با دل رحمی به من کمک کن و دستم را بگیر، زیرا دیگر از پا افتادهام و توانایی ادامه ندارم.
تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟
چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟
هوش مصنوعی: من نمیدانم چه کار کردهام که اینگونه دچار رنج و درد شدهام. چه اشتباهی رخ داده که به این وضعیت اسفبار دچار گشتهام؟
چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟
که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم
هوش مصنوعی: چند باید از درد و رنج عراقی نالید؟ چه کاری از او برمیآید؟ که در این واقعهٔ ناخوشایند به دست تقدیر گرفتار شدم.