برگردان به زبان ساده
ساقی، چو نمیدهی شرابم
خونابه بده بجای آبم
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر نمیتوانی شراب به من بدهی، لااقل بجای آب، خونم را به من بده.
خون شد جگرم، شراب در ده
تا کی دهی از جگر کبابم؟
هوش مصنوعی: دل من به شدت رنج میکشد و حال من خوب نیست، تا کی میخواهی بگذاری که این درد عمیق من بیشتر شود؟
دردی غمم مده، که من خود
از درد فراق تو خرابم
هوش مصنوعی: دردی به من نده، چون خودم به خاطر دوری تو در حال و روز بدی هستم.
از تابش می دلم برافروز
تا روی دل از جهان بتابم
هوش مصنوعی: نور عشق و احساساتم را به من ببخش تا بتوانم به روشنی از دنیا فراتر بروم و بر دل خود بتابم.
در کیسهٔ من چو نیست نقدی
دانم ندهی شراب نابم
هوش مصنوعی: وقتی در کیف من پولی برای خرید شراب عالی وجود ندارد، میدانم که تو هم چیزی به من نخواهی داد.
چون خاک در توام ، کرم کن
یاد آر به جرعهای شرابم
هوش مصنوعی: من مانند خاک به وجود تو وابستهام، لطفاً با یک جرعه شراب مرا به یاد بیاور.
می ده، که ز هستی عراقی
یک باره مگر خلاص یابم
هوش مصنوعی: بده شراب، شاید یک بار از این دنیای مادی رهایی یابم.