برگردان به زبان ساده
بر درت افتادهام خوار و حقیر
از کرم، افتادهای را دست گیر
هوش مصنوعی: من در درگاه تو به حالت خوار و حقیر افتادهام، از روی مهربانیات، کسی که به زمین افتاده است را یاری کن.
دردمندم، بر من مسکین نگر
تا شود درد دلم درمان پذیر
هوش مصنوعی: من در رنج و زحمت هستم، بر من که نیازمندم نظر کن تا شاید درد دلم برطرف شود.
از تو نگریزد دل من یک زمان
کالبد را کی بود از جان گزیر؟
هوش مصنوعی: دل من از تو دور نمیشود، چون چگونه میتواند جسم از روح جدا شود؟
دایهٔ لطفت مرا در بر گرفت
داد جای مادرم صد گونه شیر
هوش مصنوعی: مادری مهربان و دلسوز مرا در آغوش گرفت و به جای مادرم، انواع محبت و نوازش را به من عطا کرد.
چون نیابم بوی مهرت یک نفس
از دل و جانم برآید صد نفیر
هوش مصنوعی: وقتی که نتوانم بوی محبت تو را احساس کنم، بیوقفه از دل و جانم نالهای بلند برمیخیزد.
دل، که با وصلت چنان خو کرده بود
در کف هجرت کنون مانده است اسیر
هوش مصنوعی: دل که به وصالت عادت کرده بود، حالا در دوران جدایی و هجرت، گرفتار و اسیر مانده است.
باز هجرت قصد جانم میکند
کشتهای را بار دیگر کشته گیر
هوش مصنوعی: دوباره هجرت به جانم حملهور شده است، گویی که یک بار دیگر جانم را از من میگیرد.