برگردان به زبان ساده
هرکه در بند زلف یار بود
در جهانش کجا قرار بود؟
هوش مصنوعی: هر کسی که درگیر زلف محبوبش باشد، در این دنیا آرامش و قرار نخواهد داشت.
وانکه چیند گلی ز باغ رخش
در دلش بس که خار خار بود
هوش مصنوعی: کسی که از زیباییهای عشق لذت میبرد، در دلش غم و ناراحتی زیادی وجود دارد. اگرچه به ظاهر چیزهای زیبایی را تجربه میکند، اما در درونش پر از زخمها و دردهاست.
وانکه یاد لبش کند روزی
تا قیامت در آن خمار بود
هوش مصنوعی: هر کسی که یاد لبان او را در خاطر داشته باشد، تا روز قیامت در آن حالت مستی و سرمستی باقی خواهد ماند.
کارهایی که چشم یار کند
نه ز یاری روزگار بود
هوش مصنوعی: کارهایی که محبوب انجام میدهد، هیچ ارتباطی با گذر زمان و فراز و نشیبهای زندگی ندارد.
فتنههایی که زلفش انگیزد
همه خود نقش آن نگار بود
هوش مصنوعی: فتنههایی که از زلف او به وجود میآید، همه خود نمونهای از زیبایی و جذابیت او هستند.
از فلک آنکه هر شبی شنوی
نالهٔ بیدلان زار بود
هوش مصنوعی: از آسمان کسی که هر شب ناله و زاری دلشکستگان را میشنود، باید بیدار و رنجور باشد.
نفس عاقشان او باشد
آن کزو چرخ را مدار بود
هوش مصنوعی: نفس عاقلان، همان موجودی است که بر آن چرخ جهان فرمانروایی دارد.
یک شبی با خیال او گفتم:
چند مسکین در انتظار بود؟
هوش مصنوعی: شبی با فکر و یاد او صحبت میکردم و از خودم پرسیدم: چند نفر بینوا در انتظار رحمت و کمک بودند؟
روی بنما، که جان نثار کنم
گفت: جان را چه اعتبار بود؟
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چقدر ارزش داری تا جانم را برایت فدای کنم. اما او در پاسخ گفت: آیا جان چه ارزشی دارد؟
تا تو در بند خویشتن مانی
کی تو را نزد دوست بار بود؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که در قید و بند خودت هستی و نتوانی خود را رها کنی، چطور میتوانی نزد دوست خود ارزش و مقام داشته باشی؟
نبود عاشق آنکه جوید کام
عشق را با غرض چه کار بود؟
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال عشق است ولی به دنبال هدفی دیگر باشد، در واقع عاشق نیست و در این صورت چه نیازی به اوست؟
عاشق آن است کو نخواهد هیچ
ور همه خود وصال یار بود
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که هیچ خواستهای جز واصل شدن به محبوبش نداشته باشد و تمام وجودش را صرف این ارتباط کند.
ای عراقی، تو اختیار مکن
کانکه به بود اختیار بود
هوش مصنوعی: ای عراقی، تو اختیار نکن زیرا که انتخاب بهتر از اختیار است.