برگردان به زبان ساده
هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
هوش مصنوعی: هر صبح با صدای ناله و گریه به نسیم صبحگاهی شکایت میکنم تا پیامی از من به کوی شما بیاورد.
باد میپیمایم و بر باد عمری میدهم
ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
هوش مصنوعی: من در نوسان باد حرکت میکنم و عمری را به باد سپردهام. اگر نه، آیا نسیم میتواند بر خاک تو راهی بیابد؟
چون ندارم همدمی، با باد میگویم سخن
چون نیابم مرهمی، از باد میجویم شفا
هوش مصنوعی: چون کسی را برای صحبت کردن ندارم، با باد صحبت میکنم و وقتی که درمانی پیدا نمیکنم، از باد کمک میطلبم تا به من آرامش دهد.
آتش دل چون نمیگردد به آب دیده کم
میدمم بادی بر آتش، تا بَتَر سوزد مرا
هوش مصنوعی: آتش دل من چون با اشکهایم خاموش نمیشود، به همین خاطر بادی به آتش میزنم تا بیشتر سوزانده شوم.
تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
وا رَهَم زین تنگنای محنت آباد بلا
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که روزی به قدری بیوزن و بیتعلق شوم که همچون خاکستر در وزش بادی آزاد و رها گردم و از این محنت و دشواریها نجات یابم.
مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
هوش مصنوعی: بهتر است که بمیرم و به خاک بروم تا اینکه بدون تو زندگی کنم و بسوزم. بسیار دلخوشکنندهتر است که از روی تو جدا شوم.
خود ندارد بیرخ تو زندگانی قیمتی
زندگانی بیرخ تو مرگ باشد با عنا
هوش مصنوعی: زندگی بدون حضور تو هیچ ارزشی ندارد و در حقیقت، زندگی بدون چهره تو همانند مرگ است.