برگردان به زبان ساده
ستوده شمس دین ای صبح لفظت
بمهر از مشرق معنی دمیده
هوش مصنوعی: ای سپیده صبح که با نور و لطافت خود، نام شمس دین را ستایش میکنی و از مشرق کلام و معانی جلوهگر شدهای.
هم از لفظت معانی فخر کرده
هم از معنیت دعوی بگرویده
هوش مصنوعی: هم کلمات تو باعث فخر است و هم معانی که درون آنها نهفته است، این نشان میدهد که هر دو جنبه تو، یعنی لفظ و معنا، ارزشمند هستند.
مقالت همچو اخبارت ستوده
خصالت همچو اخلاقت حمیده
هوش مصنوعی: سخنان تو به خوبی شناخته شدهاند و خصیصههای تو مانند اخلاق نیکویت، قابل ستایش است.
نظیرت ما در ارکان نزاده
ضمیرت پرده ارکان دریده
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در هستی به وجود نیامده و فکر و اندیشهات پردههای عالم را شکسته است.
منور کرده شاه اختران را
فروغ چهره ی تو رای دیده
هوش مصنوعی: چهره ی تو مانند نوری است که ستاره ها را روشن می کند و باعث زیبایی و تابش آن ها می شود.
چنانگشته ز تو گیتی که گردون
بسر پیرامن گیتی دویده
هوش مصنوعی: جهان به قدری تحت تأثیر تو قرار گرفته است که چرخش آسمان نیز در دور خود به سرعت میچرخد.
روان در گلشن ارکان نسیمت
بلفظ از روضه ی طبعت وریده؟
هوش مصنوعی: آیا در باغی که به آن تعلق داری، زندگیات را با زبان خودت توصیف نمیکنی؟
جهان در حیز حرمان درختیست
همای همتت زو پر بریده!
هوش مصنوعی: جهان پر از ناکامی است و درخت وجود تو از این حالات آسیب دیده و بیثمر شده است.
قدر قدرا چو پشت آسمان گشت
ز بار منت برّت خمیده
هوش مصنوعی: زمانی که ارزش و عظمت چیزها مانند ستونهای آسمان برای ما نمایان میشود، بر اثر فشار و زحماتی که بر دوش داریم، این عظمت ممکن است در نظرمان کوچکتر و خمیده به نظر برسد.
نه گرد از دامن جاهت فشانده
نه بوی از گلبن مدحت شنیده
هوش مصنوعی: نه اینکه از مقام و جایگاه تو کسی گردی بپاشد، نه اینکه کسی عطر مدح و ستایشت را شنیده باشد.
ز من در دلی بشنو کزین غبن
دل من چون اناری شد کفیده
هوش مصنوعی: از دل من بشنو که چگونه غم و اندوه من از دل مثل یک انار شیرین و متلاشی شده است.
مرا پوسیده دستاری قدیمست
بالهام و کرامت پروریده
هوش مصنوعی: من یک دستار کهنه و فرسوده دارم که با هنر و بزرگواری پرورش یافته است.
ز گردون کهنه تر بسیار وز چرک
چو از روغن که بر کاغذ چکیده
هوش مصنوعی: از آسمان قدیمی چیزهای زیادی وجود دارد و از کثیفی مانند روغنی که روی کاغذ ریخته، نشانههایی باقی مانده است.
حذاقت در میانش جای جسته
نحوست در کنارش آرمیده
هوش مصنوعی: هوش و زیرکی در دل او وجود دارد، اما نحوست و بدبیاری در کنار او آرام گرفته است.
ز وصفش گوهر معنی شکسته
ز عقدش صورت دولت رمیده
هوش مصنوعی: از زیباییهای او، ماهیت و عمق وجودش از هم گسسته است و از پیوند و ارتباطش، چهره و جلوهای از موفقیت و خوشبختی دور شده است.
کواکب رشته پیش از چرخ پودش
زمان پیش از مکان تارش تنیده
هوش مصنوعی: ستارهها قبل از اینکه چرخ زمان شروع به گردش کند، در بافت این زمان وجود داشتند و پیش از شکلگیری مکان، تار آن را بافته بودند.
نخستین روزش آدم بسته پرگار
در او صد رخنه ز ابلیس اوفتیده
هوش مصنوعی: در روز اول خلقت آدم، او به وسیله پرگار شکلگیری یافت و در همین حال، صد راه برای نفوذ شیطان در وجودش فراهم شد.
بهر پودی که آدم کرده دروی
ازو ابلیس پنجه در کشیده
هوش مصنوعی: به خاطر نیکوکاریها و خوبیهایی که انسان انجام داده، در برابر آن، شیطان تلاش میکند تا او را به سمت اشتباهات و گناهان سوق دهد.
گهش دراعه بوده که مصلی
گهی پوشیده گاهی گستریده
هوش مصنوعی: گاه لباس عروسی بر تن میکند و گاه آن را کنار میگذارد.
گه او را خرقه خوانده گاه دستار
در او گه خفته گه زن خوابنیده
هوش مصنوعی: گاهی او را لباس شبانی مینامند و گاهی عمامهای بر سر دارد. گاهی به خواب رفته و گاهی در حال خوابآلودگی است.
از اینسان تحفه ای دارم که در دهر
ندارد مثل آن هیچ آفریده
هوش مصنوعی: من هدیهای دارم که در زندگی هیچ چیز مشابه آن وجود ندارد.
ز تشویش خیالش پیر تدبیر
خزف از خلوت طبعم خریده
هوش مصنوعی: به دلیل نگرانی و افکار آشفتهام، پیر عقل و اندیشهام از تنهایی و آرامش درونم دور شده و بیخيالی را به دست آوردهام.
ز تقریر صفاتش ذوق لفظم
شراب شوق معنی ناچشیده
هوش مصنوعی: از توصیف ویژگیهای او، طعم شیرین کلماتم مانند شراب عشق است که هیچ وقت معنایش را نچشیدهام.
نه اندر آتشش می آرم افکند
نه می بپذیردش کس ناخریده
هوش مصنوعی: من نه خود را به آتش میزنم و نه کسی در این امر از من چیزی میپذیرد، زیرا این حالتی است که هیچکس نمیخواهد به آن دچار شود.
همیشه تا ز خار گلبن فکر
نگردد دیده ی معنی خلیده
هوش مصنوعی: برای درک عمیق زیباییهای زندگی و معناهای واقعی آن، باید از موانع و مشکلات عبور کنیم. تنها در این صورت است که میتوانیم به درک و دیدی عمیقتر دست یابیم.
ز خار گردش گردون او باد
گل صد برگ اقبالت دمیده
هوش مصنوعی: از خارهایی که در گرداب روزگار وجود دارد، نسیم گلهای صدبرگ، نشانهای از خوشبختی و سعادت به تو وزیده است.