برگردان به زبان ساده
چو شد کشته طارق بد اختر شهاب
برون شد زتاری تنش توش وتاب
هوش مصنوعی: وقتی طارق، ستاره بدی، کشته شد، شهاب از تاریکی به بیرون آمد و تن او بیقرار و بینظم شد.
به خون برادر بسان گراز
بیفکند اسب از پی ترکتاز
هوش مصنوعی: اسب با سرعت و قدرت، به خون برادر حملهور میشود و رفتار آن شبیه به گراز است که به دنبال طعمهاش میدود.
بزد نعره از خشم بر پور شاه
که ای هاشمی کودک رزمخواه
هوش مصنوعی: او به شدت از روی خشم فریادی بلند زد و خطاب به فرزند شاه گفت: ای کودک هاشمی، تو جنگجوی شجاعی هستی.
به خون برادر هم اکنون سرت
بیاندازم از نامور پیکرت
هوش مصنوعی: من به خاطر نام نیک و زیبایی چهرهات به خاطر خون برادرم با تو کاری خواهم کرد.
چو پور علی بانگ او را شنید
بگفتا چه خوب آمدی ای پلید
هوش مصنوعی: هنگامی که پور علی صدای او را شنید، گفت: چه خوب که آمدی ای ناپاک.
که در دوزخ آن دیو نیرنگ باز
به راه تو دارد دو بیننده باز
هوش مصنوعی: در جهنم، آن دیو فریبنده به سوی تو دو مراقب دارد.
هم اکنون شود روز عمر توطی
برادر ترا می شتابد ز پی
هوش مصنوعی: در حال حاضر روزهای عمر تو در حال سپری شدن است و برادر تو نیز به سرعت در حال حرکت به سوی تو است.
بگفت این وزد بر کمربند چنگ
ربودش چو کاهی ززین خدنگ
هوش مصنوعی: این عبارت به توصیف یک رخداد پرداخته است. گویا شخصی در حال صحبت است و در این گفتار، به وضعیتی اشاره میکند که دستانش بر کمربندش قرار دارد و به گونهای نرم و سبک، به دیگران یا چیزی نزدیک میشود، درست مانند یک کاه که به آسانی از جایی جدا میشود. این تمثیل نشاندهندهای از بیوزنی یا سادگی در حرکت و تغییر است.
چنانش بیفکند سوی فلک
که گوشش نیوشید بانگ ملک
هوش مصنوعی: او را به گونهای به آسمان پرتاب کرد که دیگر نتوانست صدای فرشتگان را بشنود.
شهاب بد اختر چو تیر شهاب
زبالا سرازیر شد با شتاب
هوش مصنوعی: یک شهاب بد، مانند تیری که به سرعت از بالا به پایین میآید، سرازیر شد.
ز بالا بیامد چو شیطان فرود
علی دست بر قبضه ی تیغ سود
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیده شده که شیطان از بالا میآید و به نوعی به علی نزدیک میشود و دستانش را بر روی قبضه تیغ میگذارد. این اشاره به قدرت و شجاعت علی دارد که در برابر چالشها و شیطنتها ایستادگی میکند.
بزد وز میان کرد او را دو نیم
به خاک اندر افتاد دوی رجیم
هوش مصنوعی: او را به دو نیم کرد و بر زمین انداخت، همانطور که دو تکه سنگ به شدت به زمین میافتند.
چو زینگونه کیفر بد اندیش یافت
مهین پور طارق به میدان شتافت
هوش مصنوعی: زمانی که بداندیشان به اینگونه کیفر دچار شدند، مهین پور طارق به میدان جنگ آمد.
که خود طلحه بد نام آن بد نژاد
ددی بود نستوده تا پاکزاد
هوش مصنوعی: طلحه، که معروف به بدنامی و خصلتهای ناپسند است، از نسل افرادی است که شایسته ستایش نیستند و در واقع به خاطر نژاد و خصوصیاتش مورد قضاوت قرار میگیرد.
به خونخواهی عم و کین پدر
برآهیخت شمشیر بر تاجور
هوش مصنوعی: به خاطر انتقام خون عم و پدرش، شمشیرش را به سوی تاجور (حاکم یا کسی که قدرت دارد) کشید.
گرفتش سر دست و تیغش زکف
برآورد فرزند شاه نجف
هوش مصنوعی: او فرزند شاه نجف را با دست بالا گرفت و تیغش را از کف بیرون آورد.
وزان پس یکی نیزه زد بر سرش
که از زین نگونسار شد پیکرش
هوش مصنوعی: سپس، یکی نیزهای به سر او زد که بدین سبب بدنش از زین افتاد و دراز شد.
چو این دید عمر و بن طارق زجای
برانگیخت خارا سم بادپای
هوش مصنوعی: وقتی عمر و بن طارق این را دیدند، از جایشان برخواستند و مانند سم باد برانگیخته شدند.
هماورد را پور شه چون بدید
سبک آذر آبگون بر کشید
هوش مصنوعی: وقتی شاهزاده، حریف خود را دید، به سرعت زره آتشین خود را به تن کرد.
بزد آنچنان بر رگ گردنش
که سر رفت از یاد تاری تنش
هوش مصنوعی: او آنقدر محکم بر رگ گردنش زد که کاملاً از یادش رفت که بدنش چه شکلی است.
به دوزخ در اهریمن بد گهر
دو منزل یکی تاخت سوی پدر
هوش مصنوعی: به دوزخ در بوجود اهریمنی با خوی بد، دو منزل را طی کرده و به سمت پدر میرود.