برگردان به زبان ساده
به بالین اوگریه ها سرنمود
همی چهره بر پای سجاد سود
هوش مصنوعی: در کنار او، اشکهای فراوانی ریخته شد و چهرهام را به زمین گذاشتم و دعا کردم.
شه خسته چون بوی اکبر شنید
زجاجست و تنگش به بر برکشید
هوش مصنوعی: شاه پس از شنیدن بوی خوش، دچار خستگی شد و به سرعت خود را به سوی آن کشید.
به بدرود هم در خروش آمدند
همی ناله ازنای دل برزدند
هوش مصنوعی: وداع با هم، با شور و هیجان به نمایش درآمد و نالهای از دل مانند صدای نای به گوش رسید.
امام امم سیدالساجدین
به فرخ برادرش گفت اینچنین
هوش مصنوعی: امام سجاد (ع) به برادرش فرخ گفت که باید با این روش رفتار کرد.
که ای لعل تو عیسی جان من
بدین درد جانکاه درمان من
هوش مصنوعی: ای لعل، تو مانند عیسی روح من هستی و برای این درد جانکاه، تو درمان منی.
طبیبانه بنشین به بالین من
بکن چاره ی درد دیرین من
هوش مصنوعی: بیدرنگ کنار بستر من بنشین و تدبیر کن برای درد کهنهام.
مرا جان ز دیدارت آمد به تن
مرو تا بماند به تن جان من
هوش مصنوعی: من از دیدن تو جانم به تنم آمده است، پس نرو تا جان من در بدنم باقی بماند.
به پوزش خم آورد بالا جوان
بر آن جهان داور ناتوان
هوش مصنوعی: جوان به علامت عذرخواهی سرش را پایین آورد تا در برابر قاضی ناتوان آن دنیا خضوع کند.
که ای حجت دادگر کردگار
پس از تاجور باب در روزگار
هوش مصنوعی: ای نماینده و شاهد عدالت خدا، بعد از پادشاهی و اقتدار در این دوران.
پی آنکه برخی کنم جان تو را
سر خود کنم گوی چوگان ترا
هوش مصنوعی: میخواهم به خاطر تو جانم را فدای خودم کنم و مانند گوی چوگان خودت را به دست بگیرم.
پدر داده دستوری ام بهر جنگ
که سازم زخون چهره یاقوت رنگ
هوش مصنوعی: پدر به من فرمانی داده تا در نبردی شرکت کنم که در آن چهرهها به رنگ یاقوت و خون رنگین شوند.
تو نیزم اجازت بده چون پدر
به پیگار این لشگر بد گهر
هوش مصنوعی: شما هم اجازه دهید مانند پدر در خدمت این سپاه نیکو سیرت باشم.
که گاه فدا گشتم دیر شد
دل من زجان و جهان سیرشد
هوش مصنوعی: گاهی پیش آمده که برای دیگران فداکاری کردهام و این باعث شده که دل من از زندگی و دنیا خسته شود.
چو از شاه بیمار دستور یافت
دگر باره سوی شهنشه شتافت
هوش مصنوعی: پس از آنکه پادشاه بیمار فرمانی صادر کرد، دوباره به سوی پادشاه شتافت.