برگردان به زبان ساده
چو زو بانوان آگهی یافتند
به دیدار آن ماه بشتافتند
هوش مصنوعی: وقتی که آن بانوان از حضور او مطلع شدند، به سرعت به دیدارش رفتند.
گرفتند گردش همه مویه ساز
سوی خیمه بردند با خویش باز
هوش مصنوعی: همه به شدت ناراحت و غمگین شدند و به سمت خیمه حرکت کردند و با خودشان آن حالت اندوه را همراه بردند.
یکی رخ به چهر دلاراش سود
یکی چشم خود زار بر پاش سود
هوش مصنوعی: یکی به چهرهٔ دلبرش نگاه میکند و دیگری نگاهی زار به پای او دارد.
چو زینب برآن روی و مو بنگرید
همه روی و موی پیمبر (ص) بدید
هوش مصنوعی: وقتی زینب به چهره و موهای پیامبر نگاه کرد، تمام زیباییهای او را مشاهده کرد.
بگفت ای نبی و علی را همال
بیازنده بالا و فرخ جمال
هوش مصنوعی: گفت: ای پیامبر، علی نیز همپایه توست، که بلندمرتبه و خوشچهره است.
چسان سوی پرده سرا آمدی
همانا به بدرود ما آمدی
هوش مصنوعی: چگونه به جایگاه پردهنشینی آمدی، در واقع به خاطر وداع ما آمدی.
ز فرخ گهر هاشمی زاده گان
وزان نامداران و آزاده گان
هوش مصنوعی: از نسل فرخنده و نیکوکار هاشمیان و از میان نامآوران و آزادگان.
در این دشت کین جزتو برجانماند
درین باغ که سرو بالا نماند
هوش مصنوعی: در این دشت جنگ و کینه، کسی جز تو بر جان ما باقی نمانده است و در این باغ نیز مانند سرو بلند، هیچ چیز دیگری نمانده است.
زباد ستم اندرین کارزار
نهال علی گشت بی برگ وبار
هوش مصنوعی: در این میدان پر از ظلم و ستم، درخت علی بی برگ و بار شده است.
تواز مرگ خود ای برومند شاخ
مکن تنگ برما جهان فراخ
هوش مصنوعی: ای جوان شجاع، مرگ خود را به خاطر ما تنگ نکن، زیرا جهان برای ما وسیع و بزرگ است.
بدو پاسخ آورد شهزاده باز
که ای بانوی بانوان حجاز
هوش مصنوعی: پاسخ شهزاده به او این بود که ای بانوی بزرگ و برتر در میان بانوان حجاز،
به دستوری دادگر شهریار
نمودستم اندیشه ی کار زار
هوش مصنوعی: به فرمان پادشاه عادل، درباره اقدام و نقشه جنگ فکر کردم.
مرا عشق او می برد بی دریغ
بدینسان بر زخم پیکان و تیغ
هوش مصنوعی: عشق او به قدری قوی است که به طور بیدریغ و بدون هیچ نگرانی مرا به سمت خودش میکشاند، حتی اگر در مسیر این عشق دچار درد و زخم شوم.
ندیدی که یاران فرخنده شاه
چه کردند در پهنه ی رزمگاه
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که دوستان و یاران شاه خوشبخت چه کارهایی در میدان جنگ انجام دادند؟
پدر را – پسر – یارو غمخوار به
به پیکار دشمن مددکار به
هوش مصنوعی: پدر، پسر و دوست همگی در کنار هم هستند، پدر یاری بخش و حمایت کننده، پسر نیز در میدان نبرد کمک حال و همراهی است که در زمان سختیها به جنگ با دشمن میپردازد.
نبینی برادرت تنها سوار
ستاده ست در پهنه ی کارزار
هوش مصنوعی: اگر ببینی برادرت در میدان نبرد تنها ایستاده است، از او غافل نشو.
سپاهی ابا نیزه ی تن گداز
به رزمش چو گرگان دهن کرده باز
هوش مصنوعی: سپاهی با نیزهای که بدن را میسوزاند، در جنگش مانند گرگانی است که دهانشان را باز کردهاند.
تو نک می پسندی که برشاه چیر
شود خصم و من بنگرم خیر خیر
هوش مصنوعی: تو خوش نمیداری که دشمن بر شاه پیروز شود و من هم تنها به خیر و خوبی نگاه میکنم.
بسی کرده با عمه زینگونه یاد
به شیرین زبانی شکیبش بداد
هوش مصنوعی: در این مصراع، شاعر به یادآوری و اشاره به گفتگوهای شیرین و دلنشین با عمویش میپردازد و از صبر و شکیبایی او سخن میگوید. این یادآوری نشاندهنده روابط نزدیک و محبتآمیز میان آنهاست.
چو از گفتگو گشت زینب خموش
برآورد لیلا چو مجنون خروش
هوش مصنوعی: وقتی زینب از صحبت کردن سکوت کرد، لیلا مانند مجنون فریاد زد.
ز غم دست برسر زد وکند موی
به زیبا جوان خود آورد روی
هوش مصنوعی: از روی غم، دستش را بر سر گذاشت و موهایش را کند و به جوان زیبا رویی نگاه کرد.