برگردان به زبان ساده
شنیدم یکی پور بودش حبیب
که درکودکمی بدسعادت نصیب
هوش مصنوعی: شنیدم که پسری داشتند به نام حبیب که در کودکی به بدبختی دچار شده بود.
به بطحا زمین اندرون جای داشت
قدم روزی از شهر بیرون گذاشت
هوش مصنوعی: در سرزمین بطحا، جایی بود که پاهای روزی بر آن گذاشته شدند و از شهر خارج شدند.
براو بر به ناگه سواری گذشت
که تازان همی آمد از پهندشت
هوش مصنوعی: یک سواری ناگهان از کنار آنجا گذشت که با شتاب و تند و تیز در حال حرکت بود.
سری بربه فتراکش آویخته
به خونش بر باره آمیخته
هوش مصنوعی: سری بر تن بیجان آویخته و خونش با خاک و زمین در هم آمیخته است.
چو لختی بدان پاک سر بنگریست
سرباب خود را بدید و گریست
هوش مصنوعی: زمانی که به آن سر پاک و بینقص نگاه کرد، خود را در آینهاش دید و به حال خودش گریست.
یکی سنگ سخت اززمین برگرفت
عنان سمند ستمگر گرفت
هوش مصنوعی: شخصی سنگی محکم از زمین برداشت و کنترل اسب ستمگر را در دست گرفت.
بدان سنگ بشکافت مغز سوار
بیفکندش از باره ی راهوار
هوش مصنوعی: بدان منظور این است که با نیرویی قوی، سوار از اسب به زمین افتاد و این واقعه به دلیل شدت ضربهای بوده که به او وارد شده است.
بیاورد از آن پس سرباب پیر
بشستش به مشک و گلاب وعبیر
هوش مصنوعی: پس از آن، با خوشبوکنندهها و عطرها، سر پیر را شستشو دادند.
به خاکش نهان کرد و شد مویه گر
همی تا که بد زنده بهر پدر
هوش مصنوعی: او را در خاک پنهان کرد و همواره گریان شد تا زمانی که به خاطر پدرش از دنیا رفته بود.
به فرخ حبیب از جهان آفرین
زاندازه بیرون رساد آفرین
هوش مصنوعی: به خاطر نعمت وجود حبیب فرخ، از آفرینش جهان فراتر رفته و به حدی شایسته ستایش است که نمیتوان آن را اندازهگیری کرد.