برگردان به زبان ساده
چو شمر این چنین دیدکان صفدران
ندارند باک از سپاه گران
هوش مصنوعی: وقتی شمر این را دید، دیگر صفدران از لشکر بزرگ ترسی ندارند.
به کوفی سپه گفت کاین رای نیست
شمارا به پیکارشان پای نیست
هوش مصنوعی: به سپاه کوفیان گفت که این تصمیم درستی نیست و شما برای مبارزه با آنها آمادگی ندارید.
چنین گر یکایک نبرد آورند
سرما همه زیر گرد آورند
هوش مصنوعی: اگر هر کدام از آنان مبارزه کنند، سرما همه آنها را زیر فشار خواهد گذاشت.
همه همعنان بر به یاران شاه
بتازید در پهنه ی رزمگاه
هوش مصنوعی: همه سواران به یاری شاه، با شدت و سرعت در میدان نبرد حمله کردند.
به لشگرگه شاه دین رو نهاد
درکینه و جنگ جستن گشاد
هوش مصنوعی: در میدان نبرد به سواری که در حق دین و به خاطر انتقام جنگ به راه انداخته است، روحیه و شجاعت را نشان میدهد.
ز سویی دگر نابکار و شریر
بداندیش وبدخون حصین نمیر
هوش مصنوعی: از جهتی دیگر، دشمنان بداندیش و شرور را نمیتوان به سادگی نابود کرد.
برون تاخت با لشکر بی شمار
بزد خویش را برصف شهریار
هوش مصنوعی: بیرون آمد و با سپاهی عظیم به سوی شهریار حمله کرد و قدرت خود را نشان داد.
ز سوی دگر عمر و حجاج تاخت
ابا نامداران دین رزم ساخت
هوش مصنوعی: زندگی و حجاج از جهتی دیگر به جلو میرود و در این میان، جنگی بین بزرگمردان دین به وجود میآید.
سوار و پیاده همه فوج فوج
زهر سو چو دریا درآمد به موج
هوش مصنوعی: سواران و پیادهنظامها از همه طرف به شکل گروههای بزرگ مانند امواج دریا به سمت ما آمدند.
تو گفتی جهان پر زجوشن شده است
هوا همچو دریای آهن شده است
هوش مصنوعی: تو گفتی که دنیا پر از حرکت و ناآرامی شده و هوا به گونهای است که مانند دریا، پر از خشم و انرژی است.
پر از تیغ شد صحنه ی کارزار
همی تافت چون برق ترک سوار
هوش مصنوعی: صحنه جنگ به شدت پر از زخم و آسیب شده و همچون آذرخش، حضور سوار ترک را به نمایش میگذارد.
هژیران دشت یلی یکسره
فتادند در میمنه و میسره
هوش مصنوعی: در دشت هژیران، یلان (سواران) بیوقفه بر زمین افتادند و در دو سمت میمنه و میسره (چپ و راست میدان جنگ) قرار گرفتند.
دلیرانه بازو برافراختند
سنان بر کشیدند وتیغ آختند
هوش مصنوعی: دلاوران، با شجاعت بازوها را بالا بردند و نیزهها را به سمت دشمن نشانه رفتند و شمشیرها را بیرون کشیدند.
بکشتند از کوفیان بی شمار
بسی تن فکندند در کار زار
هوش مصنوعی: از مردم کوفه تعدادی بسیار کشته شدند و بسیاری از آنان در میدان جنگ افتادند.
نهشتند بدخواه را چیره گی
قویدستی و سختی و خیره گی
هوش مصنوعی: بدخواهان را به قدرت دستان قوی و استحکام و قوت خود تسلیم کردند.
چو دیدند کوفی سواران چنین
نمودندشان تیر باران کین
هوش مصنوعی: وقتی که کوفیها سواران را دیدند، به انتقام آنها را با تیرها باران کردند.
تو گفتی که بارد زابر بلا
همی تیر در پهنه ی کربلا
هوش مصنوعی: تو گفتی که بلا مانند باران در کربلا میبارد و تیرها در این دشت پراکنده میشوند.
عمر گفت یاران ز جا سرکنید
به خرگاه شاه آتش اندر زنید
هوش مصنوعی: عمر به همراهانش گفت: از این مکان حرکت کنید و به مقر شاه بروید و آتش را روشن کنید.
دلیران دین همچو شیر دژم
گرفتند گرد خیام حرم
هوش مصنوعی: دلیران مذهبی مانند شیرهایی خشمگین، دور حرم خیام را در اختیار گرفتند و از آن دفاع کردند.
به مردی نهشتند کان کار زشت
زند سراز آن فرقه ی بد سرشت
هوش مصنوعی: به فردی گفتند که کاری ناپسند انجام نده، زیرا از گروهی با طبع بد و فاسد نشأت گرفته است.
یکی مرد عمروبن قوطه به نام
بد استاد ه در پیش روی امام
هوش مصنوعی: مردی به نام عمروبن قوطه وجود داشت که استاد بدی بود و در مقابل امام قرار داشت.
به هر سو که رو کردی آن شهریار
سپر ساختی خویش را نامدار
هوش مصنوعی: هر کجا که توجه و تمرکز خود را معطوف کردهای، آن پادشاه به خوبی از خود دفاع کرده و نامش را مشهور کردهای.
زبس تیر بر پیکر او رسید
زجان دست شست از جهان پاکشید
هوش مصنوعی: به شدت به پیکر او تیرهای زیادی برخورد کرد و به همین دلیل جانش از این دنیای پاک رها شد.
به پایان – زگرد خیام حرم
پراکنده گشتند اهل ستم
هوش مصنوعی: در پایان، اهل ستم از گرد خیام پراکنده شدند و دیگر جایی در حرم نداشتند.
درآن حمله دشمن چو بگریخت خوار
سوی مرکز آمد روان شهریار
هوش مصنوعی: هنگامی که دشمن در حملهاش فرار کرد و زبون شد، شهریار به سمت مرکز حرکت کرد.