برگردان به زبان ساده
بگویم کنون داستان بریر
که بد پور فرخ نژاد خضیر
هوش مصنوعی: بگذارید اکنون داستان بگویم دربارهٔ بریر که دارای پسری با ویژگیها و نیکخصالی بوده است.
علی را همی جنگ ها در رکاب
ابا دشمنان کرده آن کامیاب
هوش مصنوعی: علی در میدانهای نبرد همیشه در کنار پدرش با دشمنان مبارزه کرده و پیروزی از آنِ او بوده است.
براو گرچه بگذشته بسیار سال
نبود از جوانان کس اورا همال
هوش مصنوعی: اگرچه سالهای زیادی گذشته، اما هیچکس در جوانی به پای او نمیرسد.
ستایش چه گویم کسی را که اوی
شد ازخون خود بهر دین سرخ روی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از کسی ستایش کنم که به خاطر دین خود، جانش را فدای آن کرده و با رنگ خون خود شرافتمندانه درخشیده است؟
ز دامان آن مهتر پارسای
بود دست مدحتگری نارسای
هوش مصنوعی: در دامن آن انسان بزرگ و پرهیزکار بود، دستی از شاعری کمتجربه و ناچیز.
پس از رزم عبدالله بن عمیر
چنین گفت با شه بریر خضیر
هوش مصنوعی: پس از نبرد با عبدالله بن عمیر، بریر خضیر این جمله را بیان کرد.
که ای رانده جد تو برعرش رخش
مرانیز دستوری رزم بخش
هوش مصنوعی: ای کسی که جد تو بر فراز عرش رانده شده، از من درخواست کن تا به تو فرمان دهم و به تو در جنگ یاری رسانم.
به ناچار آن داور دین پناه
فرستاد او را به آوردگاه
هوش مصنوعی: در ضرورت و به خاطر شرایط خاص، آن قاضی که نماینده اصول دینی بود، او را به میدان جنگ فرستاد.
بیامد به میدان سرافراز مرد
رجز خواند و بردشمنان حمله کرد
هوش مصنوعی: مردی با افتخار به میدان آمد، رجزخوانی کرد و به دشمنان حمله نمود.
سه ده مرد از لشکر دیو زاد
بکشت وبیامد به میدان ستاد
هوش مصنوعی: سی مرد از لشکر دیوانه به قتل رساند و به میدان آمد و ایستاد.
یکی مرد بد گوهر ازباب ومام
که او بد یزید بن معقل به نام
هوش مصنوعی: مردی بدخوی از خاندان باب و مام به نام یزید بن معقل وجود دارد که ویژگیهای منفی او شناخته شده است.
به همرزمی پیر کا فور موی
چو دیو دژم از سپه کرد روی
هوش مصنوعی: دوست پیری با مویی سیاه و خشن مانند دیو زشت، به سمت سپاه نگاه میکند.
چو آمد بدو گفت کاندر جهان
برآنم که هستی تو از گمرهان
هوش مصنوعی: هنگامی که به او رسید، به او گفتم که در این دنیا من به دنبال کسانی هستم که مانند تو از سرگردانی و گمراهی نجات یافتهاند.
بدو پیر چون رعد بر زد خروش
که ای سست بنیاد نا پاک هوش
هوش مصنوعی: به ناگهان پیشوای پیر مانند رعد به صدا درآمد و گفت: ای کسی که بنیادت سست و فکر و اندیشهات ناپاک است!
بیا تا بهم هردو پیمان کنیم
پس آنگاه رو سوی یزدان کنیم
هوش مصنوعی: بیا تا با هم عهدی ببندیم، سپس به سوی خداوند برویم.
بخواهیم از کردگار جهان
که هر یک زما باشد از گمرهان
هوش مصنوعی: از خداوند عالم درخواست کنیم که هر یک از ما را از گمراهیها نجات دهد.
دراین دشت پیکار بی جان شود
به دوزخ بردیو مهمان شود
هوش مصنوعی: در این دشت، جنگ و جدال بیفایده میشود و در نهایت، فرد به دوزخ میرود و به یاد برادرش میافتد.
برآشفت از آن گفته ناپاک مرد
ابا تیغ برنامجو حمله کرد
هوش مصنوعی: مردی که از یک سخن ناپسند خشمگین شده بود، با تیغ خود به سوی دیگری حمله کرد.
بزد تیغ برترک پاکیزه خوی
نشد کارگر تیغ بر ترک اوی
هوش مصنوعی: با تیغی که به دلایل خوب و اخلاقی بر چهره یک انسان نیکوکار زده میشود، هیچ کار مثبتی به دست نمیآید.
دلاور چو این دید بازو فراخت
به یک زخم تیغش به دونیم ساخت
هوش مصنوعی: شجاع وقتی این صحنه را دید، بازویش را به شدت بالا برد و با یک ضربه شمشیر، دشمن را به دو نیم تقسیم کرد.
پس آنگاه از پهنه ی رزمگاه
بریر سرافراز شد سوی شاه
هوش مصنوعی: سپس بریر، دلیر و پیروزمند، از میدان جنگ به سوی شاه حرکت کرد.
بدان رزم مردانه کو کرده بود
فراوان خداوند دینش ستود
هوش مصنوعی: بدان که خداوند به خاطر جنگهای فراوان و شجاعتی که آن مرد در راه دین انجام داده، او را ستایش کرده است.
بدو گفت کای پیر فرخ سرشت
ز دادار بادت نوید بهشت
هوش مصنوعی: به او گفت، ای پیر خوشبخت! از جانب پروردگار، بشارت بهشت را به تو میدهم.
برو سوی میدان که پروردگار
کنادت به روز جزا رستگار
هوش مصنوعی: به سوی میدان برو، چرا که خداوند تو را در روز قیامت نجات خواهد داد.
بریر این چو از داور دین شنید
به میدان شد و تیغ کین برکشید
هوش مصنوعی: بریر، هنگامی که خبر را از داور دین شنید، به میدان رفت و شمشیر انتقام را برکشید.
فراوان سرافکند وتن کرد پست
به شمشیر مغز دلیران بخست
هوش مصنوعی: بسیاری در برابر دشمن شکست خوردند و در حالی که به زمین افتاده بودند، جان دلیران تحت ضربه شمشیرها رنجید و آسیب دید.
به ناگه بحیر ابن اوس از کمین
بدان شیر دل تاخت با تیغ کین
هوش مصنوعی: ناگهان بحیر ابن اوس با تیغی انتقامی از کمین بیرون آمد و به آن شیر دل حمله کرد.
بزد تیغ وافتاد از زین سوار
بغلتید بر خاک وبرگشت کار
هوش مصنوعی: شخصی که سوار بر اسب بوده، ناگهان تیغ خود را کشیده و از زین اسب افتاده است. او به زمین افتاده و اوضاع به شکلی تغییر کرده که دیگر نمیتواند مانند قبل ادامه دهد.
سرآمد بدان مرد حق نیز روز
برفت از جهان پیر گیتی فروز
هوش مصنوعی: آن مرد راستین و بزرگ، به پایان عمر خود رسید و از این جهان رفت، در حالی که همچنان نورش در دلها و یادها باقی است.
روانش چو زین دامگه رسته شد
به پیغمبر پاک (ص) پیوسته شد
هوش مصنوعی: زمانی که روح او از این دنیای فانی آزاد شد، به پیامبر پاک و معصوم پیوست.
چو آگه شد از مرگ او شهریار
برآن کشته ی خویش بگریست زار
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه از مرگ او آگاه شد، به شدت بر آن کشته خود گریه کرد.
سپس گفت آن داور اهل خیر
چه شایسته مردی بدی ای بریر
هوش مصنوعی: سپس آن داور نیکوکار گفت: چه مرد شایستهای بودی ای بریر.
بی اندازه بادا به دیگر سرای
ترا برتن و جان درود از خدای
هوش مصنوعی: بسیار با برکت باشد برای تو در دنیای دیگر، و جان و بدن تو مورد رحمت و حمایت خداوند باشد.