برگردان به زبان ساده
چو آمد به نزدیک رود آن کنیز
بدید آن دو تن نورسان عزیز
هوش مصنوعی: وقتی آن کنیز به نزدیک رود رسید، دو جوان نورانی و عزیز را دید.
که مویان به آه و فغان اندرند
به زیر درختی نهان اندرند
هوش مصنوعی: افرادی که دارای موهای بلند و زیبا هستند، با ناله و فریاد در زیر درختی پنهان شدهاند.
کنیزک به ایشان چنین گفت باز
که ای نو نهالان بستان ناز
هوش مصنوعی: دختر کوچک به آنها گفت که ای جوانان تازهکار و نازپرورده.
بدینسان چرا راز بنشسته اید؟
درشادمانی به رخ بسته اید؟
هوش مصنوعی: چرا راز را در دل خود نگه داشتهاید؟ در حالی که بر چهرهتان شادی و سرزندگی پیدا است؟
دو رخشنده گوهر زکان که اید؟
پدرتان که و کودکان که اید؟
هوش مصنوعی: شما از کجا آمدهاید و چه نسبتی دارید؟ پدرتان کیست و فرزندان شما چه کسانی هستند؟
بگفتند ازکشور آواره ایم
پدر کشته و ندر پی چاره ایم
هوش مصنوعی: ما از سرزمین خود در حال فرار هستیم، پدرمان را کشتهاند و در پی راهحلی نیستیم.
زمادر جدا و زپدر نا امید
نبیند کسی آنچه ما را رسید
هوش مصنوعی: هر کسی از مادر خود جدا و از پدر ناامید میشود، هرگز نمیتواند آنچه را که به ما رسیده است، مشاهده کند.
کنیزک بدین گونه پاسخ سرود
که فرخنده نام پدرتان چه بود؟
هوش مصنوعی: دختر جوان به این شکل پاسخ داد که نام شادکامی پدرتان چه بود؟
شنیدند آن دو چو نام پدر
خروشان یکی مویه کردند سر
هوش مصنوعی: آن دو نفر وقتی نام پدر را شنیدند، با صدای بلند به گریه و زاری افتادند.
ز مژگان همی خون دل ریختند
ستاره به مه اندر آویختند
هوش مصنوعی: از چشمانشان اشکهای دلی میریزد و ستارهها را به ماه پیوند میدهند.
کنیزک چو آن آه و زاری بدید
مرآن ناله و سوگواری شنید
هوش مصنوعی: وقتی کنیزک صدای آه و ناله را شنید، به زاری و سوگ دلباد کرد.
بدانست کان هردو شهزاده اند
دو مسلم نژادان آزاده اند
هوش مصنوعی: میدانست که هر دو نفر، شاهزادههایی هستند از نژادی اصیل و آزاد.
دلش پر زخون گشت و خاطردژم
فرو ریخت ازدیده سیلاب غم
هوش مصنوعی: دلش از درد و اندوه پر شده و و خاطرات تلخ او را به شدت ناراحت کرده است، به طوری که اشکهای غم از چشمانش جاری میشود.
یکی لخت مویید و برزد خروش
بدانسان که مرغ ازنوا شد خموش
هوش مصنوعی: یکی از آنهایی که موی خود را رها کرده و بیدغدغه است، به صدا درآمده و آن چنان شور و هیجان دارد که حتی پرندهای که در حال نواختن بود، ناگهان ساکت میشود.
بگفتا: گمانم شما را نژاد
زمسلم بود ای دو فرخ نهاد
هوش مصنوعی: او گفت: به نظرم شما از نژاد مسلمانان هستید، ای دو نفر خوشسرشت.
بگفتند: گرم از چه در شیونی؟
بگو راستی دوست یا دشمنی؟
هوش مصنوعی: به من گفتند: چرا اینقدر نگران و مضطربی؟ بگو آیا واقعاً دوست هستی یا دشمن؟
کنیزک بگفتا که جز مهر دوست
نباشد مرا هیچ در مغز و پوست
هوش مصنوعی: دخترک گفت که غیر از محبت دوست، هیچ چیز دیگری در دل و وجود من نیست.
یکی از کنیزان زهرا منم
به بدخواه این خاندان دشمنم
هوش مصنوعی: من یکی از کنیزان حضرت زهرا هستم و به دشمنی با این خاندان افتخار نمیکنم.
شنیدند چون آن دو زیبا جوان
بدینسان سخن زان کنیز نوان
هوش مصنوعی: آن دو جوان زیبا وقتی شنیدند که آن کنیز به این شکل صحبت میکند، به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند.
بگفتند: آری بودمان نژاد
زمسلم که چون او زمادر نزاد
هوش مصنوعی: گفتند: بله، نژاد و اصل ما از مسلمانان است، زیرا مانند او (مادر) زاده نشدهایم.
زشهزاده گان چون کنیز این شنید
یکی آه سوزان ز دل برکشید
هوش مصنوعی: فرزندان اشراف و نجیبزادگان وقتی این را شنیدند، مانند کنیزها، با دل سوخته یک آه عمیق کشیدند.
ز مژگان همی ریخت خوناب دل
فرو رفت پای نشاطش به گل
هوش مصنوعی: از چشمان او اشکهای غم میریزد و پاهایش در شادی به گل فرو رفته است.
بدین گونه دیدند چون کودکان
کشیدند با آن کنیزک فغان
هوش مصنوعی: آنها مانند کودکان به آن کنیزک ناله و فریاد کردند.
مرآن هرسه تن همچو ابر بهار
غریبانه گریه نمودند زار
هوش مصنوعی: آن سه نفر مانند ابرهای بهار به آرامی و غریبانه اشک ریختند.
چو لختی نمودند با هم فغان
کنیزک چنین گفت با کودکان
هوش مصنوعی: در زمانی که آزار و فریاد سر دادند، کنیزک با بچهها چنین گفت.
که بانویم ازدوستان شماست
کنیزی هم از خاندان شماست
هوش مصنوعی: خانمم از دوستان شماست و کنیزی هم از خانواده شماست.
چه باشد گر آیید زی خان او
شبی چند گردید مهمان او؟
هوش مصنوعی: اگر شما چند شب به میهمانی او بیایید، چه اشکالی دارد؟
که پوشد ز بدخواه دیدارتان
شود مادرانه پرستارتان
هوش مصنوعی: کسی که از تو بدخواه است را کنار بگذارد و مانند یک مادر از شما محافظت کند.
زهر گونه تان پیش آرد خورش
تن رنجدیده دهد پرورش
هوش مصنوعی: هرگونه زهر و درد که به جسم آسیب میزند، میتواند باعث رشد و نمو آن شود.
شکیبایی از اندهانتان دهد
به پای پر ازریش مرهم نهد
هوش مصنوعی: صبر و تحمل شما از درونتان نشأت میگیرد و به مانند مرهمی بر زخمهای عمیق و دردناک شما عمل میکند.
بگفت این و بشتافت مانند باد
گزین بانوی خویش را مژده داد
هوش مصنوعی: او این را گفت و مانند باد به سرعت حرکت کرد تا به همسرش خبر خوشی بدهد.
که ایدون بیارای بنگاه را
که آوردم ازره خور و ماه را
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که باید مکان را با زیبایی تزئین کنیم، زیرا من از خورشید و ماه، زیبایی را به اینجا آوردهام.
شدم سوی خان تو ایدون دلیل
دو شهزاده را از نژاد عقیل
هوش مصنوعی: من به سوی خانه تو رفتم تا دلیل دو شهزاده را از نسل عقیل بیابم.
چو بانو شنید این چوگل برشکفت
پذیره شد و گرد رهشان برفت
هوش مصنوعی: وقتی زن این خبر را شنید، خوشحال شد و به سمت راه آنها رفت.
بسی خیر برآن کنیزک بداد
به آزادی اش زان سپس کرد شاد
هوش مصنوعی: کنیزکی که به آزادی رسید، بسیار خوشحال شد و شادمانی زیادی را احساس کرد.
چو پرداخت بانو زکار کنیز
روان شد سوی میهمان عزیز
هوش مصنوعی: زمانی که بانوی خانه کار کنیز را به پایان رساند، کنیز به سمت مهمان گرامی رفت.
بدان هردو آواره ی بی پدر
چو مادر ز غم مویه ها کرد سر
هوش مصنوعی: بدانید که هر دو، بیخانمان و بیپدر شدهاند، همانطور که مادرشان از غم و اندوه، ناله و زاری کرد.
به رخشان گلاب از دو دیده فشاند
غبار ره از روی و موشان نشاند
هوش مصنوعی: در چهره زیبایش مانند گل، اشک از چشمانم میریزد و غم و اندوه را که ناشی از دوری اوست، بر روی چهره و موهایش مینویسم.
همی گفت زار ای دو طفل یتیم
دو شهزاده ازدودمان کریم
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که دو کودک یتیم به سختی و غمگینی در شرایط دشوار زندگی میکنند و در واقع، آنها از خانوادهای شریف و بزرگ هستند. زندگی آنها به نوعی نمادی از از دست دادن نعمتها و مقامهاست که در گذشته داشتهاند.
دو نورس پدر کشته ی بیگناه
دو بی مادر آواره ی بی پناه
هوش مصنوعی: دو نوجوان که پدرشان به ناحق کشته شده، اکنون مانند یتیمانی بیمادر و بیپناه، سرگردان و آواره هستند.
دوشمع شب افروز کاخ جنان
دو نو باوه ی نغز شاه جهان
هوش مصنوعی: در شب، دو شمع درخشان در کاخ بهشت روشن است که مانند دو نغز زیبا در دستان شاه جهان میدرخشند.
دو رم کرده آهوی باغ مهی
دو رعنا گل ازگلبن فرهی
هوش مصنوعی: در باغ خوشبو، آهویی زیبا و فراری به همراه گلهای زیبا و خوشبو در حال زندگی است.
که کرد از پدر دور و ناکامتان؟
که ببرید از مهربان مامتان؟
هوش مصنوعی: کیست که پدر خود را از خود دور کند و بر دل مهر و محبت مادر خود را بشکند؟
زدادار نفرین بدان کینه جوی
شود ازجهان کنده بنیاد اوی
هوش مصنوعی: کسی که کینه به دل دارد، با نفرین خود به دشمنی میافتد و به این ترتیب، بنیاد زندگیاش از بین میرود.
بسی گفت زینسان و بشخود روی
به رخ بر زد و دیده بگشود جوی
هوش مصنوعی: بسیار گفته شده و او با رویی گشاده و چشمانی باز به من نگاه کرد.
سپس با کنیزک بدین گونه گفت
که از شویم این راز باید نهفت
هوش مصنوعی: سپس با کنیزک به این شکل گفت که این راز باید از همسرم پنهان بماند.
مبادا که اهریمن آگه شود
مراین هر دو را روز کوته شود
هوش مصنوعی: مواظب باش که اهریمن از این موضوع مطلع نشود، وگرنه روز نورانیمان به تیرهگی میگراید.
همان بدانستی آن نیک زن
که شویش شود قاتل آن دو تن
هوش مصنوعی: زن نیکوکار میداند که شوهرش باعث مرگ آن دو نفر خواهد شد.
ازآن پس که مشکور دور ازگزند
رها کرد شهزاده گان را زبند
هوش مصنوعی: پس از آن که مشکور به سلامتی و بیخطر از بند رهایی یافت، فرزندان شاه نیز آزاد شدند.