برگردان به زبان ساده
شنیدم درآن تیره شام سیاه
سپردند آن کودکان هرچه راه
هوش مصنوعی: شنیدم که در آن شب تاریک و سیاه، تمام کودکان را در هر کجا که بودند، به خواب سپردند.
نگشتند جز اندک ازکوفه دور
که اختر سیه بود و برگشته هور
هوش مصنوعی: فقط عده کمی از کوفه دور شدند، چون ستارهی شومی در آسمان بود و خورشید هم به عقب برگشته بود.
به ناگه بدان کودکان بازخورد
هم از کوفیان چند شبگرد مرد
هوش مصنوعی: ناگهان آن کودکانی که در شبهای تار به کوفیان بازخورد میدهند، از مردان شبگرد با خبر شدند.
مرآن بیکسان را به ره یافتند
گرفتند و زی کوفه بشتا فتند
هوش مصنوعی: شخصی را که به یک اندازه بود به مسیر یافتند و او را گرفتند و به سوی کوفه بردند.
سوی پور مرجانه بردندشان
بدان زشت گوهر سپردندشان
هوش مصنوعی: آنها را به سمت پسر مرجان بردند و به او سپردند، در حالی که زشتی و بدی را به آنها واگذار کرده بودند.
هم او گفتشان سوی زندان برند
به دست یکی روزبان بسپرند
هوش مصنوعی: او به آنها گفت که به زندان بروند و آنها را به یک نگهبان بسپارند.
که مشکور بودی نکو نام او
نکو گوهرش زاده بد مام او
هوش مصنوعی: او را که نامش خوب و نیکوست، شایسته سپاسگزاری میدانم و از آنجا که او از اصل و نسب نیکو زاده شده است، باید به او افتخار کرد.
دلش پر ز نور هدایت بدی
هوادار شاه ولایت بدی
هوش مصنوعی: دلش سرشار از نور راهنمایی بود و به شدت پیرو و حامی فرمانروای حق و خلافت بود.
چو مشکور دیدارشان بنگرید
همان حیدری فر ایشان بدید
هوش مصنوعی: زمانی که با اطمینان به دیدار آنها نگاه میکند، آن حیدر (علی) را در میانشان مشاهده میکند.
ز دیدارشان درشگفتی بماند
بدیشان بسی نام یزدان بخواند
هوش مصنوعی: از دیدن آنها حیران و شگفتزده ماندم و به نام خداوند بسیار دعا کردم.
بپرسید از آن هردو نام و نژاد
چو بشناخت خون ازدو دیده گشاد
هوش مصنوعی: از آن دو نفر نام و نژادشان را پرسیدند و وقتی که فهمیدند خونشان از یکدیگر است، چشمانشان از تعجب گشاد شد.
به پای ازدرلابه سر سودشان
بدان خردسالی ببخشودشان
هوش مصنوعی: در پیادهرو در حالی که منتظر بودم، بچهای را دیدم که در دنیای خود غرق شده بود و ناخودآگاه در فکرش به آنها که داخل هستند خوب و مهربان نگاه کرد.
به زنجیر و بند گرانشان نبست
تن پاکشان ازن شکنجه نخست
هوش مصنوعی: آنها نتوانستند بدن پاک و معصومشان را با زنجیر و بند سنگین ببندند و از جان کندنشان جلوگیری کنند.
ز زندان به جای دگر بردشان
زدل غم به تیمار بستردشان
هوش مصنوعی: از زندان رها شدند و به مکانی دیگر منتقل شدند و از دل غمها بیرون آمده و به جای دیگری رسیدند که در آنجا مشکلاتشان را فراموش کردند.