برگردان به زبان ساده
چنین بد گزین همه نامه ها
که بودی نبشته ابا خامه ها
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو تمام نامهها را به این شکل انتخاب کردهای که فقط با قلمهایی نوشته شدهاند که هیچ کمال و زیبایی ندارند.
که شاهنشها دادگر داورا
پدر تاجدارا نیا مهترا
هوش مصنوعی: ای پادشاه عادل و دادگر، تو پدر تاجدار و نیکوکار هستی، مانند مه که در آسمان میدرخشد.
یزید ستمکار بیدادگر
شده تا جور بر به جای پدر
هوش مصنوعی: یزید، ستمگر و بیرحم، برای نشان دادن ظلم و ستم خود، همان راهی را میرود که پدرش در پیش گرفته بود.
دل ما ندارد بدو مهر چند
که ناپاک خوی است و ناهوشمند
هوش مصنوعی: دل ما چندان علاقهای به او ندارد، زیرا او به ذات خود ناپاک و بیخود است.
تو را بد پدر پادشاه عراق
بود زآن تو تختگاه عراق
هوش مصنوعی: پدر تو بدی بود، پادشاه عراق، زیرا تو به تختگاه عراق تعلق داری.
نداریم ما پیشوایی به دین
تویی پیشوای همه راستین
هوش مصنوعی: ما کسی را به عنوان رهبر نداریم، جز تو که پیشوای واقعی همه هستی.
نیاری گر امروز رو درعراق
نماییم فردا همه اتفاق
هوش مصنوعی: اگر امروز در عراق به کسی کمک نکنیم، فردا همه چیز برای ما تغییر خواهد کرد.
بر پاک پیغمبر انس و جان
زتو شکوه ها سرکنیم آن زمان
هوش مصنوعی: ما در لحظهای که از تو شکایتها کنیم، به اوصاف پاک پیامبر، جان و دل خویش را به تو متصل میسازیم.
که ما را نبد رهنمایی به دین
به جز پورد ای سید المرسلین
هوش مصنوعی: ما را جز تو، ای سرور پیامبران، هیچ کسی در دین رهنما نیست.
دل ازمهر و پیوند ببرید او
همه هر چه گفتیم نشنید او
هوش مصنوعی: دل از محبت و ارتباط خود را گسست، او هیچ یک از آنچه گفتیم را نشنید.
شود گر خداوند پرسشگرا
چه گویی درآن دم جواب ورا؟
هوش مصنوعی: اگر خداوند روزی از تو سوال کند، در آن لحظه چه جوابی خواهی داد؟
قدم رنج فرما به مرز عراق
که دیگر نداریم تاب فراق
هوش مصنوعی: لطفاً زحمت سفر به مرز عراق را به خودتان بدهید، زیرا دیگر توان ادامه دوری از شما را نداریم.
دگر آنکه ای کارفرمای دین
بهار است و سبز است یکسر زمین
هوش مصنوعی: بهار فرارسیده و تمام زمین سرسبز و شکوفا شده است. ای مدیر و پیشوای دین، این زمان بهار است.
زانبوه گل های با آب و رنگ
همه پهندشت فراخ است تنگ
هوش مصنوعی: از میان گلهای زیبا و رنگارنگ، فضا به شدت وسیع است و جا تنگ میشود.
بشو چند گاهی به ما میهمان
بزرگ است مهمان بر میزبان
هوش مصنوعی: بهتر است که کمی به دیدن ما بیایی، چرا که مهمانی برای ما بسیار اهمیت دارد و نوعی افتخار است.
چو بر خواند آن نامه ها شهریار
به بر خواند عم زاده ی نامدار
هوش مصنوعی: وقتی آن نامهها را شهریار خواند، عم زاده مشهورش را نزد خود فراخواند.