برگردان به زبان ساده
بهار آمد که بانگ عندلیب از هر چمن خیزد
گل شاداب از بستان چو روی یار من خیزد
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و صدای خوش پرندهای به نام عندلیب از هر باغ و چمنی به گوش میرسد. گلهای زیبا و شاداب از بستانها میرویند و شادابی و طراوتی شبیه به روی محبوب من به وجود میآورند.
خروش قمری و غوغای کبک و ناله ی صُلصُل
گهی از سرو و گاه از کوه و گاه از نارون خیزد
هوش مصنوعی: صدای قمری و عوعوی کبک و نالهی پرندهها گهگاه از درخت سرو و گاه از کوه و گهگاه از درخت نارون بلند میشود.
ز چشم ابر لؤلؤ زاید از جیب صبا عنبر
ز هامون لاله روید وز گلستان نسترن خیزد
هوش مصنوعی: از چشمان ابر، مرواریدها به وجود میآید و از دامن باد، عطر خوشی منتشر میشود. از هامون، گلهای لاله میروید و از گلستان، نسترنهای زیبا بلند میشوند.
سحرگاهان چو آید بانگ رعد از کوه، پنداری
که افغان از غم شیرین ز جان کوهکن خیزد
هوش مصنوعی: صبحگاهان وقتی صدای رعد از کوه به گوش میرسد، احساس میکنی که گویی کوهکن در حال افشای غم و اندوهی عمیق است.
شمیم غالیه از جعد سنبل بر مشام آید
نسیم خلد از طرف سمن زار و دمن خیزد
هوش مصنوعی: عطر خوش گل سنبل مانند باد ملایمی به مشام میرسد و نسیم بهشتی از سمت باغ سمن و گلها وزیدن میگیرد.
ز لاله کوهساران سرخ چون کان یمن گردد
ز سبزه موج از هامون چو دریای عدن خیزد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیباییهای طبیعی اشاره دارد. او میگوید که لالههای سرخ در کوهها مانند ثروت و زیباییهای یمن میدرخشند و سبزههای موجود در هامون همچون امواج دریای عدن سر میزنند. در واقع، شاعر با این توصیف، به جذابیت و شکوه طبیعت ایران اشاره کرده و نشان میدهد که چگونه زیباییهای طبیعی به مراتب بهشتگونه هستند.
ز سرو آخته بالا همه ناز و کشی آید
ز چشم نرگس شهلا همه سحر و فتن خیزد
هوش مصنوعی: از قامت بلند سرو همه ناز و زیبایی به چشم میآید و از چشمهای نرگس با زیبایی خاص، همه جادو و فریبندگی ساطع میشود.
برفت آندم کز آوای زغن پر بود باغ اکنون
خروش عندلیبان جای آواز زغن خیزد
هوش مصنوعی: آن زمان که باغ پر از صدای زغن بود، اکنون صدای عندلیبان به گوش میرسد. صدای زغن دیگر وجود ندارد و حالا آواز زیبای پرندگان دیگر به گوش میرسد.
ز آب آیینه سازد چون شمر در بوستان بگذر
که از آیینه ی خاطر تو را زنگ حزن خیزد
هوش مصنوعی: از آب، آیینهای میسازد و در بوستان از روی آن بگذر، چون به خاطر تو، غم و اندوه برمیخیزد.
شکوفه در کنار مادر شاخ ار نکو بینی
بود طفلی که از نوشین لبش بوی لبن خیزد
هوش مصنوعی: اگر شکوفه را در کنار درخت زیبا ببینی، مانند کودکی است که از لبهایش بوی شیرین لبن به مشام میرسد.
سحاب اکنون ز لاله در چمن زرین بساط آرد
حباب ایدون ز روی آب چون سیمین مجن خیزد
هوش مصنوعی: ابرها اکنون با گلهای لاله در چمنزاری پرنور، حبابهایی به وجود میآورند و این حبابها از روی آب مانند مجنونی با چهرهای نقرهای به بالا میآیند.
ز گنج باغ گوناگون گهر پیدا شود گویی
چنین بخشندگی از جود سبط مؤتمن خیزد
هوش مصنوعی: از گنجینهی باغ رنگارنگ، جواهرات نمایان میشوند، گویی چنین بخشش و سخاوتی از خیرخواهی نسل پاک نژاد برمیآید.
نخستین پور زهرا مصطفی را دو بهین نایب
حسن کز حسن او در دهر هر وجه حسن خیزد
هوش مصنوعی: نخستین فرزند زهرا، یعنی حسن، در واقع نمایندهای از ویژگیهای نیکوی اوست و از حسن او در دنیا هر نوع زیبایی و خوبی سرچشمه میگیرد.
بجز واجب نبینی در میان چیز دگر ای دل
اگر این پرده ی امکانی از وجه حسن خیزد
هوش مصنوعی: ای دل، جز چیزهای واجب را نبین؛ اگر این پردهی ممکنات از جلوهی زیبایی برمیخیزد.
اگر فرمان دهد بر کوه تا بر آسمان پرّد
ز جا کوه گران مانند سیل خانه کن خیزد
هوش مصنوعی: اگر کوه به او اجازه دهد، میتواند به اندازهای بالا برود که تا آسمان برسد. حتی اگر کوه محکم و سنگین باشد، به مانند سیلابی که همه چیز را زیر و رو میکند، از جا بلند میشود.
نماید بر وثن گر سیمگون چهر دل آرا را
صمد گویان ز جای خویشتن زرین وثن خیزد
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبا و دلربایی چون سیم بر بت بزند، افرادی که خود را خدا مینامند از جایگاه خود برخاسته و به سمت آن بت زرین میروند.
اگر فرمان دهد از بهر قتل بت پرستان او
وثن از جا برای کشتن خیل شمن خیزد
هوش مصنوعی: اگر فرمان بدهند که بتپرستان را بکشند، آنجا از جایش خواهد خیزید تا گروهی از جادوگران را نابود کند.
شهاب ثاقب یزدانی آن کز ناوک خشمش
خروِش اَلاَمان هر دم ز جان اهرمن خیزد
هوش مصنوعی: شهابِ درخشان و مقدس یزدان که از تیر خشمش همواره فریاد و ناله برمیآید، هر لحظه از جان موجودات اهریمنی برمیخیزد.
به عونش گر کند روباه با شیر ژیان کوشش
صدا از مهره ی پشت هژبر پیلتن خیزد
هوش مصنوعی: اگر روباه به کمک شیر قوی بیفتد، تلاش و صدای او از قدرت و توانایی بزرگش ناشی میشود.
منه فرق از علی او را دو بینی ز احولی باشد
یکی باشد کز و گه مصطفی گه ممتحن خیزد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که علی را از خود جدا ندانیم و او را تنها به عنوان یک شخصیت خاص ننگریم. او از جهات مختلفی ظهور میکند و همچون پیامبر و یا در زمان آزمایش و سختیها میتواند حضور یابد. به عبارت دیگر، علی یکی است و تفاوتی میان جنبههای مختلف او وجود ندارد.
بود زو سرخ رو ختم الرسل در عرصه ی محشر
اگرچه سبز نور از تاب زهرش از بدن خیزد
هوش مصنوعی: در روز رستاخیز، چهرهی سرخ پیامبر خاتم در میان مردم نمایان است، حتی اگر نور سبز و درخشان او از اثر زهر به وجود آمده باشد.
برای دین پیغمبر رواج و رونق فرّی
که از حرب حسینی خاست از صلح حسن خیزد
هوش مصنوعی: برای گسترش و رونق دین پیامبر، نور و تاثیر روحانی که از جنگ حسین به دست آمد، از صلح حسن سرچشمه میگیرد.
دریغ از آن زمان کان دو برادر در صف محشر
خرامند و خروش از مصطفی و بوالحسن خیزد
هوش مصنوعی: متأسفانه، در آن زمان که دو برادر در روز قیامت با آرامش قدم میزنند، صدای پرشور پیامبر و امام اول بلند میشود.
یکی از تربت پرنور با خضرا ثیاب آید
یکی چون لاله ی شاداب با خونین کفن خیزد
هوش مصنوعی: یکی از خاکهای پاک و روشن با لباس سبز به زمین میآید، و دیگری مانند لالهی شاداب با کفن خونین برمی خیزد.
بغیر از دور ظلم و کینه ی فرزند بوسفیان
شنیدستی ز کس بانگ غریبی در وطن خیزد
هوش مصنوعی: به جز ظلم و کینهورزی که از فرزند بوسفیان به گوش میرسد، آیا از کسی صدای غریبی در سرزمین خود شنیدهای؟