برگردان به زبان ساده
گر تمتع ترا ز نقره و زر
اینقدر بس که قابض آنی
هوش مصنوعی: اگر لذت تو از نقره و طلا به همین اندازه است که فقط آن را در دستانت داری، پس کافی است.
یک سخن بیغرض ز من بشنو
غم خود خور که سخت نادانی
هوش مصنوعی: یک حرف بیغرض از من بشنو و غم خود را فراموش کن، زیرا که واقعاً نادانی.
چه نهی سیم و زر بدشواری
تا خورد دشمنت بآسانی
هوش مصنوعی: اگر طلا و نقره را دور بیندازی و از آنها استفاده نکنی، دشمن تو به راحتی به آنها دسترسی پیدا خواهد کرد.
گر مراد از زرت وجود زرست
فرض کردم که سر بسر کانی
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در مورد وجود طلا (زر) صحبت کنم، باید بگویم که تمام منابع و ذخایر آن نامحدود است.
چون ز گنج خودت نصیبی نیست
تو مر آن گنج را نگهبانی
هوش مصنوعی: اگر از دارایی و گنجینهی خود بهرهای نمیبری، پس چرا آن گنج را نگهداری میکنی؟
بشنو این نکته را ز ابن یمین
که ترا هست مشفق جانی
هوش مصنوعی: به این نکته توجه کن که ابن یمین برای تو دلسوز و مهربان است.
سیم آن به که رغم دشمن را
در ره دوستان بر افشانی
هوش مصنوعی: بهتر است که ثروت و زیباییات را در راه دوستان و برای خوشحال کردن آنها هزینه کنی، حتی اگر دشمنان این را نمیپسندند.
مال تو داد دشمنت بدهد
گر تو زو داد دوست نستانی
هوش مصنوعی: اگر مال تو را دشمنان به تو بدهند، اما تو از دوستانت چیزی نگیری، بهتر است.
شمع جمع انگهی توانی شد
کافکنی سیم در پریشانی
هوش مصنوعی: هرگاه شمعی را به جمعی بخوانی، قادر خواهی بود تا با قرار دادن سیمی در حالت پریشانی، آن را خاموش کنی.