با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
داری دمی سر آن کآئی برم اگر چه
با من ترا نباشد آئین آرمیدن
گویش چه گفت گفتا گر خوانی ار برانی
از دوست یک اشارت از ما به سر دویدن
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری:قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
تعداد ابیات: 3
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
با گوی گفت چو کان کای در هوای وصلت
پیوسته کار قدم از بار غم خمیدن
هوش مصنوعی: با زبان گویا بگو که در آغوشی این عشق، همیشه بار غم و اندوه وجود دارد و قدمهایم تحت تاثیر آن خمیده است.