برگردان به زبان ساده
روزی گذر فتاد مرا از قضای چرخ
برمنزلی که بار بوددر او یار همدمم
هوش مصنوعی: روزی به خاطر سرنوشت، از جایی گذر کردم که در آنجا محبوب و همدمم حضور داشت.
یاد آمدم ز عهد و وفای قدیم او
جائیکه او نهاد بصدق و صفا قدم
هوش مصنوعی: به خاطر زمان گذشته و وفاداریهای او به یاد میآورم، جایی که او با صداقت و پاکی پا گذاشت.
باریدم آب دیده و گفتم بسوز دل
کایام خرمی شد و آن زمان غم
هوش مصنوعی: من اشک ریختم و گفتم، ای دل بسوز، چونکه روزهای خوشی گذشت و حالا غم بر دل حاکم شد.
بیتو چو تون و تنجه نماید بچشم من
گر بگذرم بروضه رضوان و برارم
هوش مصنوعی: وقتی تو را ببینم، تمام زیباییهای بهشت برایم رنگ میبازد. اگر از باغهای بهشتی بگذرم، هیچچیزی نمیتواند برایم جذاب باشد؛ فقط تویی که در نظر من میدرخشی.
گر بیتو زندگی بودم مدتی دراز
دانم که در ریاض طرب کمترک چرم
هوش مصنوعی: اگر زندگی من همچون شعری باشد، میدانم که در باغ شادیها، مدتی طولانی احساس خوشحالی و خوشبختی کمتری خواهم داشت.
حقا که بنده ابن یمین را در آرزوت
بر عمر مانده از پس تو هست صدندم
هوش مصنوعی: واقعاً این بنده ابن یمین در آرزوی توست و از عمرش تنها یاد تو را در دل دارد.
اما همی دهد دل خود را تسلیی
کان چون گذشت بگذرد این روز نیز هم
هوش مصنوعی: دل آدمی به خود آرامشی میبخشد، چرا که میداند این روزهای سخت نیز میگذرند و به پایان خواهند رسید.