شمارهٔ ۵١٣
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ۵١٣
گر کسی با تو میزند لافی
که ترا دوستم بصد اخلاص
نقد او بر محک تجربه زن
تا کنی فرق سیم او زر صاص
گوشه ئی نان دوست گر شکنی
که بجوئی از آن ز ضعف خلاص
فی المثل گر برادر و پدرست
بشکند در زمان سرت بقصاص
بعد از آن گر بعذر پیش آید
روبرو خوان و لات حین مناص
شمارهٔ ۵١٢: کسی کو ز غوغای فقر و نیاز
شمارهٔ ۵١۴: منم آنکس که بهر گوهر فضل
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر کسی با تو میزند لافی
که ترا دوستم بصد اخلاص
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو میگوید که با تمام وجود دوستت دارد، اما این ادعا تنها یک حرف است، باید در صداقت او شک کنی.
نقد او بر محک تجربه زن
تا کنی فرق سیم او زر صاص
هوش مصنوعی: اکنون به او اجازه بده تا با آزمایش واقعی ارزشش را به اثبات برساند، تا بتوانی تفاوت بین چیزی بیارزش و چیزی با ارزش را تشخیص دهی.
گوشه ئی نان دوست گر شکنی
که بجوئی از آن ز ضعف خلاص
هوش مصنوعی: اگر گوشهای از نان دوستان را بشکنی و بخواهی از آن چیزی پیدا کنی، ممکن است به خاطر ضعف خودت، به نتیجهای نرسی.
فی المثل گر برادر و پدرست
بشکند در زمان سرت بقصاص
هوش مصنوعی: به عنوان مثال، اگر برادر یا پدرت آسیب ببیند، در زمان مناسب باید در برابر آن پاسخگوی عملشان باشی.
بعد از آن گر بعذر پیش آید
روبرو خوان و لات حین مناص
هوش مصنوعی: اگر در آینده به عذر و بهانهای مواجه شدی، آن وقت به روی خودت نیاور و از آن لحظات فرار نکن.