برگردان به زبان ساده
خسروا بنده را اجازت ده
تا بگویم حکایت دل ریش
هوش مصنوعی: به من اجازه بدهید تا داستانی از دل شکستهام بگویم.
مدتی شد که در ره اخلاص
کرده ام بندگیت از کم و بیش
هوش مصنوعی: مدتی است که در مسیر صداقت و خلوص پیش رفتهام و در این راه، به بندگی تو به خوبی و بدیاش توجهی ندارم.
جان ز بهر تو میکنم قربان
ور نباشد چنین ندارم کیش
هوش مصنوعی: برای تو جانم را فدای تو میکنم؛ اما اگر چنین احساسی نباشد، من هیچگاه پیرو این راه نخواهم بود.
حال اخلاص بنده را مخدوم
میشناسد برای دور اندیش
هوش مصنوعی: خداوند حالت واقعی و نیت خالص بنده را به خوبی میداند، حتی برای کسانی که لازم است با تفکر و دقت بنگرند.
این زمان کآسمان ز بد مهری
میچشاند بجای نوشم نیش
هوش مصنوعی: این لحظه که آسمان به خاطر بدشانسی، به جای اینکه خوشی به من بدهد، درد و زحمت میدهد.
فاقه تا جان من کند قربان
تیر محنت همی کشد از کیش
هوش مصنوعی: بنوشید تا جان من برای عشق و دردها فدای شما شود، زیرا من از این مسیر رنج میبرم.
روز آنست کآفتاب کرم
سایه ئی افکند برین درویش
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که خورشید مهربانی بر این درویش سایه خواهد افکند.
مال کز دیگری حواله بدوست
چه شود گر دهد به بنده خویش
هوش مصنوعی: مالی که از جانب دیگری به کسی منتقل شده است، چه فایدهای دارد اگر آن را به بنده خود بدهد؟