شمارهٔ ۴٨۵
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
شمارهٔ ۴٨۵
بستم احرام آستانه شاه
بامید سخاوت عامش
ز آنکه مشهور بود در عالم
صیت انعام و ذکر اکرامش
خود نهادند پیش من کاری
که بود نام بد سرانجامش
من گرفتم ز فقر بپذیرم
آنچه در ننگ افکند نامش
همت شه رضا چگونه دهد
که ز توزیع باشد انعامش
شمارهٔ ۴٨۴: اول ببین مواقع اقدام خویشتن
شمارهٔ ۴٨۶: بس کس که یافت خست و امساک پیشه کرد
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بستم احرام آستانه شاه
بامید سخاوت عامش
هوش مصنوعی: من لباس عزلت را کنار گذاشتم و به درگاه پرخیر و برکت شاه نزدیک شدم با امید به generosity و بخشندگی او.
ز آنکه مشهور بود در عالم
صیت انعام و ذکر اکرامش
هوش مصنوعی: به دلیل معروف بودن او در جهان به خاطر بخشندگی و بزرگمنشیاش، همگان او را میشناسند و از خوبیهایش سخن میگویند.
خود نهادند پیش من کاری
که بود نام بد سرانجامش
هوش مصنوعی: آنها کاری را که به نام بدی انجام میشود، پیش من گذاشتند.
من گرفتم ز فقر بپذیرم
آنچه در ننگ افکند نامش
هوش مصنوعی: من از فقر رنج میبرم و باید بپذیرم چیزی را که نامش به من عیب میزند.
همت شه رضا چگونه دهد
که ز توزیع باشد انعامش
هوش مصنوعی: همت و اراده پادشاه رضا چگونه میتواند باشد در حالی که بخششها و نعمتهای او از تقسیم و توزیع سرچشمه میگیرد؟