برگردان به زبان ساده
غیاث دولت و دین آنکه طوطی جانرا
ز شکر سخن خوش اداش چینه بود
هوش مصنوعی: آن که در حکومت و دین مانند غیاث است، همان کسی است که جان طوطی از شیرینی کلامش خوشحال میشود.
جهان فضل که پیر خرد به نسبت او
تهی ز جمله فضائل چو طفل دینه بود
هوش مصنوعی: جهان از فضیلت پر است، اما سنجش آن به دست پیر خرد، نشان میدهد که در مقایسه با فضل الهی، همچون لطفی است که به یک کودک داده میشود.
نهال مهر و یم در میان جان همه عمر
بسان دانه دل در صمیم سینه بود
هوش مصنوعی: عشق و محبت مانند نهالی در دل انسان میروید و در طول زندگی مانند دانهای در عمق سینه قرار دارد.
سفینه ئی برهی داد پر ز بحر گهر
سفینه ئی که در او روح را سکینه بود
هوش مصنوعی: کشتیای را به تو دادند که پر از جواهرات دریاست، کشتیای که در آن روح آرامش دارد.
سفینه ئی که در الفاظ عذب او معنی
بلطف همچو می صاف در قنینه بود
هوش مصنوعی: کشتیای که با کلمات شیرینش، مفهومی لطیف و زیبا دارد، مانند شرابی صاف و خالص در جام است.
چه گفت گفت که دیباچه ئی نویس بر او
که گنجهای گهر اندر او دفینه بود
هوش مصنوعی: کسی گفت که بر آن نوشتهای جدید بنویس، چون در آن گنجینههای ارزشمندی نهفته است.
جواب دادم و گفتم مگر نئی آگاه
ز من که با من از آنسان فلک بکینه بود
هوش مصنوعی: به او پاسخ دادم و گفتم آیا نمیدانی که من در چه حال و روزی هستم و چقدر چرخ فلک با من دشمنی کرده است؟
که پیش صدمت دورش بنای هستی من
چنانکه بر گذر سنگ آبگینه بود
هوش مصنوعی: من وجودم به دور از قدرت تو مانند آبگینهای است که در مسیر سنگی قرار گرفته باشد، یعنی تأثیرات و فشارهای زندگی بر من مانند آبگینهای است که تحت تأثیر سنگها شکل میگیرد و تغییر میکند.
مرا که با من از اینسان ستم کند گردون
چه جای کتبت دیباچه سفینه بود
هوش مصنوعی: مرا که این چنین ظلم و ستم در حقم روا دارد، چه جایی است که به توجیه این حال، نوشتهای زیبا و شکوهمند داشته باشد؟
اگر قبول کند عذر من خداوندم
ز جانش ابن یمین بنده کمینه بود
هوش مصنوعی: اگر خداوند عذر مرا بپذیرد، ابن یمین بنده حقیر او خواهد بود.
ور اعتذار منش دلپذیر می ناید
روا نباشد و شرط کرم چنین نه بود
هوش مصنوعی: اگر بهانهتراشی کردن از دل محبوب خوشایند باشد، نادرست است و این نوع رحمت در شان کرم و بزرگمنشی نیست.