برگردان به زبان ساده
زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجود
وز جمادی به نباتی سفری کردم و رفت
هوش مصنوعی: از حالت عدم، به دنیای وجود قدم گذاشتم و از حالت بیجان به زندگی گیاهی رسیدم و این سفر را ادامه دادم و پیش رفتم.
بعد ازینم کشش طبع بحیوانی بود
چون رسیدم بوی از وی گذری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از این، میل من به سوی حیوانی بود و وقتی به او رسیدم، بویی از او حس کردم و از کنار او گذشتم و رفتم.
با ملایک پس از آن صومعه قدسی را
گرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آنکه به دور یک صومعه مقدس گشتم و با فرشتگان ملاقات کردم، با دقت به آنجا نگاه کردم و سپس به راه خود ادامه دادم.
بعد از آن در صدف سینه ایشان به صفا
فطرت هستی خود را گهری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آن، در دلهای پاک و ساده آنها، به شکل یک گوهر، وجود خود را پیدا کرده و سپس از آنجا رفتهام.
بعد از آن ره سوی او بردم و چون ابن یمین
در امان گشتم و ترک دگری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آن به سوی او روانه شدم و وقتی که به امن و امان رسیدم، از دیگری فاصله گرفتم و رفتم.