ابیات پراکنده
ابوالمثل بخارایی
»
ابیات پراکنده
شمارهٔ ۱ : بگماز گل بکردی و ما را بداد نقل
شمارهٔ ۲ : به بازی کریزی بماندم همی
شمارهٔ ۳ : رفت در دریا به تنگی آبخوست
شمارهٔ ۴ : بت من جانور آمد، شمنش بیدل و جان
شمارهٔ ۵ : سیهکاسه و دون و پرخوار بود
شمارهٔ ۶ : به حیله چو روبه فریبنده بود
شمارهٔ ۷ : چنانچون خوکه درپیچد به گلبن
شمارهٔ ۸ : ز تاک و خوشه فروهشته و ز باد نوان
شمارهٔ ۹ : ما و سر کوی ناوک و سفج و عصیر
شمارهٔ ۱۰ : نقل ما خوشهٔ انگور بود، ساغر سفج
شمارهٔ ۱۱ : شراب شب و نشئهٔ آن نیرزد
شمارهٔ ۱۲ : هوش من آن لبان نوش تو بود
شمارهٔ ۱۳ : سپاهی که دارد سر از شه دریغ
شمارهٔ ۱۴ : جهان همیشه بدو شاد و چشم روشن باد
شمارهٔ ۱۵ : به فرهنجیدنش بستم کمر تنگ
شمارهٔ ۱۶ : گفت: من پاسخ تو باز دهم
شمارهٔ ۱۷ : سرو است و کوه سیمین جز یک میانش سوزن
شمارهٔ ۱۸ : چو گردد آگه خواجه ز کارنامهٔ من
شمارهٔ ۱۹ : ز نالیدنش کوه شد بیسکون
شمارهٔ ۲۰ : رای مُلک خویش کن شاها! که نیست
شمارهٔ ۲۱ : ندانم یکتن از جمله خلایق
شمارهٔ ۲۲ : کسی بیعیب نبود در زمانه