برگردان به زبان ساده
می دان که باز راه ستم بر گرفته ای
کز پیش گوش زلف به خم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: تو میدانی که دوباره راه ستم را در پیش گرفتهای، چرا که از کنار موهای پرپشت او، در خم و پیچ آن قرار گرفتهای.
دریاب کار خود که ز ما دل ربوده ای
دزدیده مهر خاتم جم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: به خودت برس و کاری کن که از ما فاصله نگرفتهای. تو همانی هستی که عشق و محبت را از من دزدیدهای و نشان عظمت و قدرت یک پادشاه را از چنگم بیرون آوردهای.
هر جا که بند غم به دلی بر نهاده ای
صد سلسله ز پای ستم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: هر جا که دل کسی به خاطر غم گرفتار شده، تو توانستهای که زنجیرهای ستم را از پای او برداری.
گفتی جفا و جور بهم بر توان گرفت
رفتی وفا و مهر بهم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: تو گفتی که میتوانی به من ظلم کنی و بیرحمی نشان دهی، اما وقتی که رفتی، وفا و محبت را از من گرفتی.
خاک توایم خون دل ما مریز از آنک
ما را ز خاک نز پی غم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: من از خاک تو هستم، پس خون دل ما را نریز. چرا که تو ما را از خاک خود بر انگیختهای و مشکلات را از ما دور کردهای.
راضی است دل به عشوه خشک و حدیث تر
وین قاعده به دور تو هم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: دل به لذتهای کمیاب و داستانهای جدید راضی است و تو این قاعده را در دور و بر خود هم به کار بستهای.
بشکسته ای زیاده ز دلها دل مجیر
پس در بهای وصل به کم بر گرفته ای
هوش مصنوعی: دلها بیش از حد شکسته و آسیبدیدهاند، بنابراین تو برای رسیدن به وصل، خواستهات را کمتر از آنچه باید، ارائه کردهای.