برگردان به زبان ساده
زین بیش دل دزدی مکن کز دل جهان پرداختی
جان بخش ما را کز دو لب صد کیسه جان پرداختی
هوش مصنوعی: دل را بیشتر از این در حسرت نبر، زیرا تو برای دنیای خودت تلاش کردی. جان ما را با محبتت احیا کردی و از دو لب خودت برای ما جان تازهای بخشیدی.
از غمره جانها بسته ای وز غم جگرها خسته ای
با ما کنون پیوسته ای کز ما جهان پرداختی
هوش مصنوعی: تو در دلهای غمگین و دردآلود ما جا گرفتهای و به ما وابسته شدهای، بهگونهای که دیگر به دنیا و مشکلات آن توجهی نکردهای.
گفتم نپردازی بدان کاری ز غم کارم به جان
ای فتنه آخر زمان آخر بدان پرداختی
هوش مصنوعی: به یکدیگر گفتم که نباید به کارهای غمانگیز توجه کرد، اما تو به این کارها پرداختی و در نهایت دلم را آزردی.
راندی به زلف سرنگون دوش از دل مه جوی خون
در خون مه رفتی کنون کز عاشقان پرداختی
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت زلف شب، دل عاشق بیتاب شده و با چشمان اشکآلود خود، غم و اندوهی عمیق را تجربه میکند. اکنون که محبوب او از میان عاشقان رفته، درد و حسرتی در دل او باقی مانده است.
رو بر مجیر از روی کین کم کن ز بهر دل کمین
اکنون که از دل هم زمین هم آسمان پرداختی
هوش مصنوعی: از روی خشم و کینه، خود را از کسی که دلت را به او سپردهای، دور کن؛ حالا که از دل تو این زمین و آسمان را پر کرده است.