برگردان به زبان ساده
باز ناز ماهرویی میبرم
باز مهر کینهجویی میبرم
هوش مصنوعی: دوباره به خاطر زیباییهای چهرهی کسی دل میبرم و بار دیگر احساس کینه و دشمنی را با خود دارم.
تا بیابم ز آستان او نشان
رخت دل هرشب به کویی میبرم
هوش مصنوعی: هر شب به جستجوی نشان تو به کوی تو میروم تا بتوانم تو را پیدا کنم و از آستانت بهرهمند شوم.
موی گشتم و اندرین دریای غم
کشتی محنت به مویی میبرم
هوش مصنوعی: در دریای غم، با موی خود به زحمت و رنجی که میکشم، کشتی میروم.
تنگ شد بر من جهان ورنه چرا
جور چون او تنگ خویی میبرم
هوش مصنوعی: دنیا بر من تنگ شده است و دلیلش چگونگی رفتار و سختگیری اوست که به من فشار میآورد.
گرچه رنگی نیست از وصلش مرا
نیستم نومید بویی میبرم
هوش مصنوعی: اگرچه به وصالش رنگ و بویی ندارم، اما همچنان ناامید نیستم و بویی از او حس میکنم.
بر سر کویش همیشه چون مجیر
از سرشک دیده جویی میبرم
هوش مصنوعی: من همواره در کنار کوی تو، مانند کسی که از چشمش اشک میریزد، جوی آبی میسازم.