برگردان به زبان ساده
تا لاله ز شوخی به جهان شور در افگند
از پرده بسی خسته دلان را بدر افگند
هوش مصنوعی: به خاطر شوخی لاله، دنیا پر از شگفتی و هیجان میشود و از پس پرده، بسیاری از دلسختگان را آزاد میکند.
زلف و رخ معشوقه ما دید بعینه
هر دیده که بر لاله سحرگه نظر افگند
هوش مصنوعی: هر چشمی که در صبح به گلهای لاله نگاه کرده، به زیبایی و زلف و چهره معشوقه ما نیز نگاهی انداخته است.
هر خون که جهان خورد از آزرده دلان پار
امسال زمین از جگر خویش برافگند
هوش مصنوعی: همهی رنجها و مشکلاتی که دنیا از دلهای آزرده و ناراحتی خورده است، به نوعی باعث شده که زمین امسال با خون و اشک خود، نتیجهی این اندوه را به نمایش بگذارد.
خوش دل شده بود از مدد عمر که ناگه
بیم اجلش خون سیه در جگر افگند
هوش مصنوعی: او از انجام عمر و زندگی خوشحال و دلشاد بود، اما ناگهان خوف مرگش دلش را پر از غم و اندوه کرد.
آن روز که بشکفت ز یاقوت سپر ساخت
و آن شب که فرو ریخت ز عالم سپر افگند
هوش مصنوعی: در روزی که زیبایی و درخشش یاقوت همچون سپری درخشید و در شبی که نور و روشنی از آسمان فروافتاد، برای حفاظت و پناه دادن به خود، سپر دیگری ایجاد کرد.
مرغی است عجب لاله که بر شاخ زمانه
شب بال بر آورد و سحرگاه پر افگند
هوش مصنوعی: پرندهای شگفتانگیز وجود دارد که بر روی درخت زمان نشسته است. آن پرنده در شب بالهایش را میگشاید و صبحگاه پرواز میکند.
با لاله همی خواست مجیر اسب طرب تاخت
یک حادثه پیش آمد و صد دفع در افگند
هوش مصنوعی: در حالی که با لاله مشغول خوشگذرانی و سوارکاری بود، ناگهان یک اتفاق غیرمنتظره رخ داد و تمام شادی او را تحت تأثیر قرار داد.
سوسن به سحرگه به زبانی که ورا هست
از فتح شه اندر همه عالم خبر افگند
هوش مصنوعی: سوسن در صبحگاهی زبانی دارد که تنها خود او میفهمد و از پیروزی شهر خود در کل جهان خبر میدهد.
شه زاده محمد پسر اعظم اتابک
کاو سایه همه بر سر فتح و ظفر افگند
هوش مصنوعی: محمد، پسر بزرگ اتابک، همچون سایهای است که بر سر همه افتخارات و پیروزیها قرار دارد.