برگردان به زبان ساده
ای دلبر من، تاج سر من
یک دم ز وفا، بنشین بر من
هوش مصنوعی: عزیز من، ای گوهری که بر تارک وجود من میدرخشی، لحظهای از محبت و وفا دور نشو و در کنارم بمان.
نازت بکشم ای مایهٔ ناز
بارت ببرم ای دلبر من
هوش مصنوعی: ای گل دلبر من، زیبایی تو آنقدر دلنشین است که آرزو دارم برایت دل ببرم و تنها تو را بپرستم.
وای از تو که سوخت پروانه صفت
شمع رخ تو بال و پر من
هوش مصنوعی: آه از تو که پروانهای که به شمع تو عشق میورزد، به خاطر زیبایی تو نابود میشود و من هم مانند او بیبال و پر ماندهام.
رحمی که بسوخت عشق تو مرا
چندان که نماند خاکستر من
هوش مصنوعی: عشقت آنقدر در دل من آتش به پا کرد که حتی خاکستر وجودم هم باقی نماند.
ای مرغ سحر این نامه ببر
نزد صنم گل پیکر من
هوش مصنوعی: ای پرنده صبح، این نامه را ببر پیش معشوقه زیبا و گل مانند من.
لیلای منی مجنون توام
من بندهٔ تو تو سرور من
هوش مصنوعی: عزیز دلم، تو لیلا هستی و من مجنون تو، من بندهٔ تو هستم و تو سرور منی.
دل شد ز غمت چون قطرهٔ خون
وز دیده چکید در ساغر من
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو مانند قطرهای خون شده و اشکهایم در لیوان من ریخته میشود.
ویرانه شود آن خانه که نیست
روشن ز رخت ای اختر من
هوش مصنوعی: آن خانهای که چهره تو در آن نباشد، ویران و خالی خواهد شد.
لطفت شکرست قهرت شررست
هم نوش منی هم نشتر من
هوش مصنوعی: محبت و بخشش تو مایه سپاسگزاری است، و خشم و تندیات مانند آتش سوزان است. تو هم باعث خوشی من هستی و هم دردی که مرا میسوزاند.
هرجا گذری با صوت خوشت
خاک ره توست چشم تر من
هوش مصنوعی: هرجا که با صدای دلنشینت بگذری، خاک زمین به قدمت سر تعظیم میگذارد و چشمان من از شوق و اشک پر میشود.
گوید که «بهار» نالد چو هزار
ناکرده نظر بر منظر من
هوش مصنوعی: او میگوید که بهار از درد و حسرت ناله میکند، چون هزار بار به زیباییهای من نگاه نکرده است.