برگردان به زبان ساده
باز بر شاخسار حیله و فن
انجمن کردهاند زاغ و زعن
هوش مصنوعی: زاغ و زعن در کنار هم نشستهاند و درختی را پر از حیله و فریب کردهاند.
زاغ خفته در آشیان هزار
خار رُسته به جایگاه سمن
هوش مصنوعی: زاغی که در آشیانهاش خوابیده، میان هزار خار و تیغ، به جایی درخت سمن رسیده است.
بلبلان را شکسته بال نشاط
گلبنان را دریده پیراهن
هوش مصنوعی: بلبلان به خاطر نشستن در بوستان و دیدن گلها، از شوق و نشاط به پرواز در میآیند، اما آثار درد و رنج در بال و پر آنها نمایان است. گرچه گلها زیبایی و شادابی دارند، اما گاه بر اثر آسیبها و مشکلات، پیراهن زیبای گلبان از هم دریده میشود.
ابر افکنده از تگرگ خدنگ
آب پوشیده زین خطر جوشن
هوش مصنوعی: ابر با تگرگ خود همچون تیرهایی به زمین میبارد و آب به خاطر این خطر، در حفاظی مستحکم قرار گرفته است.
شد ز بیغوله بوم جانب باغ
شد ز ویرانه جغد سوی چمن
هوش مصنوعی: پرندهای چون بوم از لانهاش به سوی باغ حرکت کرد و جغدی که در خرابه نشسته بود، به سمت چمن رفت.
زان چمن کاشیان جغدان شد
به که بلبل برون برد مسکن
هوش مصنوعی: از چمن کاشیان، جغدها برخاستند و بهتر است که بلبل به دور باشد و در جایی دیگر زندگی کند.
کیست کز بلبل رمیده ز باغ
وز گل دور مانده از گلشن
هوش مصنوعی: چه کسی است که از بلبل جدا شده و از باغ و گل دور مانده و از گلشن بیخبر است؟
از کلام شکوفه و نسرین
وز زبان بنفشه و سوسن
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و لطافت گلها اشاره دارد و نشان میدهد که سخنان و پیامها باید همچون گلها با طراوت و دلنشین باشند. نشانههای نرم و زیبا از طبیعت به ما یادآوری میکند که کلام میتواند تأثیری شگرف و دلنواز داشته باشد.
باز گوید به ماه فروردین
که به رنجیم ز آفت بهمن
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که در آغاز فروردین، به ماه اشاره میشود که ما از درد و رنجی که در بهمن تجربه کردهایم، به تنگ آمدهایم. به این ترتیب، حس بیتابی و نارضایتی از مشکلات زمستان در مقابل نویدی که بهار میآورد، نمایان میشود.
به گلستان درآی و کوته کن
دست بیگانگان از این مکمن
هوش مصنوعی: به باغ گل قدم بگذار و اجازه نده که دیگران به این جای مخصوص دسترسی پیدا کنند.
تا به باغ اندرونت پاس بود
از گل و مل تو را سپاس بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که در درون باغ وجودت، گل و عطر خوشبو وجود داشته باشد، باید شکرگزار آن باشی.
ای همایون بهار طبع گشای
وای از فتنهٔ زمستان وای
هوش مصنوعی: ای بهار خوشی و شادابی، طبع و اندیشه را شکوفا کن؛ آه از دردها و مشکلات زمستان! ای کاش این فتنهها و سختیها به پایان برسند.
بیتو دیهیم لاله گشت نگون
بیتو سلطان باغ گشت گدای
هوش مصنوعی: بدون تو، گلی که از زیبایی میبالید، پژمرده و نابود شده است و بدون وجود تو، پادشاه باغ هم به درباندگی و نیازمندی افتاده است.
بی تو شد روی سبزه خاک آلود
بیتو شد چشم لاله خون پالای
هوش مصنوعی: بدون تو، چهرهی سبزهها به خاک و آلودگی میافتد و چشمهای لالهها پر از خون میشود.
تو برفتی ز بوستان و خزان
شد زکافور، بوستان اندای
هوش مصنوعی: تو از گلزار رفتی و بوی خوش کافور از بین رفت، حالا باغ به حالت پاییزی درآمده است.
مخزن سرخ گل برفت از دست
خیمه سرو بن فتاد از پای
هوش مصنوعی: گلهای سرخ درون مخزن از دست رفتند و سر خیمه پایین افتاد.
سنبل و یاسمین بریخت ز باد
لاله و نسترن نماند به جای
هوش مصنوعی: با وزیدن باد، گلهای سنبل و یاسمین سرنگون شدند و دیگر از لاله و نسترن چیزی باقی نماند.
بلبلان با فغان زارا زار
قمریان با خروشِ هایا های
هوش مصنوعی: بلبلان با صدای دردناک و ناله به زاری میپردازند، در حالی که قمریان با شوق و هیجان آواز میخوانند.
این زمان روزگار عزت تو است
در عزت به روی ما بگشای
هوش مصنوعی: این زمان، زمانی است که تو در اوج عزت و بزرگمنشی قرار داری، پس با این بزرگی به ما اجازه بده که از نعمات و برکات وجودت بهرهمند شویم.
باغ را زیوری دگر بربند
راغ را زینتی دگر بخشای
هوش مصنوعی: به باغ زیبایی تازهای ببخش و به درختان آن زینتی نو اضافه کن.
باغ دیریست دور مانده ز تو
زود بشتاب و سوی باغ گرای
هوش مصنوعی: باغ مدت زیادی از تو دور مانده، بنابراین به سرعت پیش برو و به سوی باغ برو.
که به هر گوشهای ز تو سخنی است
وز خس و خار طرفه انجمنی است
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از存在، سخن و حرفی از تو وجود دارد و اینجا، در میان خُس و خاری که به نظر بیارزش میرسد، گروهی از زیباییها و شگفتیها جمع شده است.
مژده کاید برون ز خلد برین
موکب نو بهار و فروردین
هوش مصنوعی: خبر خوشی میرسد که از بهشت بیرون آمده و نویدبخش آمدن بهار و ماه فروردین است.
تا فزاید به بوستان زیور
تا ببندد به شاخسار آئین
هوش مصنوعی: برای زیبا شدن گلستان، باید آن را با زینتها بیارایند تا آیین و رسمهای خاصی بر روی شاخهها برقرار شود.
تا شود شاخه بنفشه نزار
تا شود پهلوی شکوفه سمین
هوش مصنوعی: تا زمانی که شاخهی بنفشهای ضعیف به وجود بیاید، باید کنار شکوفهای زیبا و درخشان باشد.
باغ گردد بهار خانهٔ گنگ
راغ گردد نگارخانهٔ چین
هوش مصنوعی: بهار، خانهٔ بیصدا را به باغی زیبا تبدیل میکند و تصویر زیبایی در دل چین به وجود میآورد.
جای گیرد به جای لاله و گل
بر سر شاخ، زهره و پروین
هوش مصنوعی: زهره و پروین بر روی شاخهها جای خواهند گرفت و جایگزین لاله و گل خواهند شد.
گردد آراسته به دُرّ و عقیق
گردن و دست لاله و نسرین
هوش مصنوعی: به خود زینت میدهد با زیورهایی از در و عقیق و با گلهای لاله و نسرین روی گردن و دست.
در گلستان به گاه گل چیدن
مشگ ریزد به دامن گلچین
هوش مصنوعی: در باغ گل، وقتی که وقت چیدن گلهاست، عطر خوش مشک روی دامن کسی که گل میچیند مینشیند.
خیل زاغان برون روند از باغ
و انجمنشان شود فراق و انین
هوش مصنوعی: گروهی از کلاغها از باغ بیرون میروند و جمع آنها از هم جدا میشود، که این موجب دوری و حسرت میشود.
باغبان آید از بهشت فراز
تا کند باغ را بهشت آئین
هوش مصنوعی: باغبان از بهشت پایین میآید تا باغ را به حالت بهشتی درآورد.
باغ را باغبان همی باید
واین چنین گفتهاند اهل یقین
هوش مصنوعی: برای داشتن یک باغ، وجود باغبان ضروری است و اهل یقین این را به خوبی میدانند.
که چو از باغبان تهی شد باغ
انجمنها کنند کرکس و زاغ
هوش مصنوعی: وقتی که باغبان نباشد و از باغ مراقبت نکند، پرندگان بیارزش و مزاحم همچون کرکس و زاغ در آنجا جمع میشوند و هرج و مرج به پا میکنند.
ای گروهی که انجمن دارید
یک زمان گوش سوی من دارید
هوش مصنوعی: ای جمعی که دور هم نشستهاید، لحظهای به سخنان من توجه کنید.
دل ز کید و نفاق برگیرید
گر به دل مهر خویشتن دارید
هوش مصنوعی: اگر دل شما نسبت به عشق کسی پاک و خالص است، از دسیسهها و نیرنگها پرهیز کنید.
در پی سیرت حسن کوشید
گرچه خود صورت حسن دارید
هوش مصنوعی: سعی کن به زیباییهای درونی و صفات نیکو دست پیدا کنی، حتی اگر خودت هم از نظر ظاهری زیبا باشی.
دگران نیز انجمن دارند
گر شما نیز انجمن دارید
هوش مصنوعی: دیگران هم دور هم جمع میشوند، اگر شما هم دور هم جمع شدهاید.
همه دارند عقل و دین و شما
جهل و تذویر و مکر و فن دارید
هوش مصنوعی: همه افراد دارای عقل و ایمان هستند، اما شما تنها به فریب، نیرنگ و تیزهوشی متوسل میشوید.
میشنیدم ز ابلهان که شما
سر آزادی وطن دارید
هوش مصنوعی: شنیدهام از نادانان که شما به دنبال آزادی کشور خود هستید.
لیک زینسان که من همی بینم
سر آزار مرد و زن دارید
هوش مصنوعی: ولی از کسانی که من میبینم، به نظر میرسد که آنها به همدیگر آسیب میزنند و نگرانی دارند.
گر سخنتان گزافه نیست چرا
اینچنین زبر لب سخن دارید
هوش مصنوعی: اگر صحبتهای شما بیهوده نیست، پس چرا اینقدر بیمهابا در مورد آن صحبت میکنید؟
هرکه بیند گهِ سخن، گوید
آلوی خشک در دهن دارید
هوش مصنوعی: هر کس که لحظهای به سخن و کلام بیندیشد، میگوید گویی چیزی بیمزه و بیفایده در دهانش است.
پند من بشنوید اگر در دل
دانش و فضل، مختزن دارید
هوش مصنوعی: اگر در دل خود دانش و فضیلت دارید، به نصیحت من گوش دهید.
بهلید این فریب و غنج و دلال
مال خلق خدای نیست حلال
هوش مصنوعی: اجازه دهید از این فریب و ناز و ناز و کرشمه درود بگذاریم. مالی که از این طریق به دست میآید، مال خلق خدا نیست و حلال نیست.
آوخ از محنت و عنای شما
وای از رنج و ابتلای شما
هوش مصنوعی: آه، از سختیها و مشکلات شما، و وای از درد و امتحانهای شما.
به رخ خلق باب فتنه گشود
مجلس شوم فتنه زای شما
هوش مصنوعی: برخی از مردم با رفتار خود باعث ایجاد مشکلات و آشوبهایی شدهاند که شما نیز در خلق این مشکلات نقش داشتهاید.
ای گروهی که مؤذن تقدیر
زد به بیدولتی صلای شما
هوش مصنوعی: ای کسانی که به شما آوازی زنگزده شده که دلالت بر بیدولتی و نابسامانی دارد.
ای گدایان که برتری جوید
بر شما باشی گدای شما
هوش مصنوعی: ای گدایان! اگر کسی بخواهد برتری و superiority شما را زیر سوال ببرد، من هم میطلبم که برتریام را به شما نشان دهم.
باشی کوسج سیه که نهاد
به نفاق و غرض بنای شما
هوش مصنوعی: تو مثل یک قهرمان سیاهپوش هستی که به نیرنگ و نیت بد، بنیان کارهای شما را بنا کردهای.
هست بیگانه از کمال و خرد
وی بقای خرد فنای شما
هوش مصنوعی: کسی که از کمال و خرد بیگانه است، در واقع وجودش با از بین رفتن خرد شما ادامه نمییابد.
بیبها ماندهاید و بیقیمت
زانکه رفت از میان بهای شما
هوش مصنوعی: شما با ارزش و قیمت خود را از دست دادهاید، چون که ارزش شما به خاطر رفتن چیزی که موجب ارزشتان بود، از میان رفته است.
دست از این قیل و قال بردارید
نه اگر بر خطاست رای شما
هوش مصنوعی: از این بحث و جدل بیهوده دست بردارید، حتی اگر به نظر شما درست باشد.
ورنه زین فتنه و حیل ناگاه
قصه رانم به صِهر شاهنشاه
هوش مصنوعی: اگر از این فتنه و تدبیر ناگهانی نجات یابم، داستان آن را به پادشاه خواهم گفت.