برگردان به زبان ساده
چار ماه است که مهمل شده کار بلدی
آخر این قوم ندادند قرار بلدی
هوش مصنوعی: چهار ماه است که کار بلد شده، بیثمر مانده و این قوم آرامش را به او ندادند.
گشته از غصه و غم زرد عذار بلدی
خفته در خاک عدم جسم نزار بلدی
هوش مصنوعی: چهرهات از غصه و اندوه زرد شده است، و تو که در خاک ناپدید شدهای، بدنی نحیف و بیجان داری.
نرود فاتحه خوانی به مزار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: این جمله به بیان احساس تأسف و افسوس درباره وضعیتی ناگوار میپردازد. به طوری که کسی به یاد و ارادت به فردی که در قید حیات نیست، به سر قبر او نمیرود و این موضوع در دل فرد باعث اندوه و حسرت فراوان میشود. به نوعی بیانگر تلخی و دشواری از دست دادن شخصی با ارزش است که حالا در وضعیتی ناراحتکننده قرار دارد.
نه به مشهد بلدی ماند و نه در ری بلدی
ما ندانیم که آباد شود کی بلدی
هوش مصنوعی: نه در مشهد میمانی و نه در ری. ما نمیدانیم کِی اینجا آباد خواهد شد.
گشته از بی کفنی لاشهٔ لاشی بلدی
بلدی ای بلدی ای بلدی ای بلدی
هوش مصنوعی: از کمبود کفن، بدن یک مرده به حال بیپناهی افتاده و تو به خوبی همه چیز را میدانی، تو که صاحب دانش و آگاهی هستی.
عالمی گشته کنون نوحه شعار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: دنیا پر از ناله و فریاد شده و هرجا که میروی، آوای غم و اندوه به گوش میرسد. همه جا این حال فروانی و درد را به وضوح حس میکنی.
بلدی طفلک خوشخوی و خوش اندامی بود
بچهٔ خوش سخن و شوخ دلارامی بود
هوش مصنوعی: کودکی با رفتار خوب و اندام زیبا بود، با زبان دلنشین و شوخ طبعی دلربا.
منفصل شد ز جهالت چه بد ایامی بود
بلدی کاش اقل همسر مادامی بود
هوش مصنوعی: آدم از جهل و نادانی جدا شد و چه روزگار بدی بود. ای کاش حداقل همسری دائمی داشت.
تاکه بودند جهان یکسره یار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دنیا فقط دوستان گناهکار وجود دارند، آه و نالهای به خاطر این حالت دردناک وجود دارد.
بلدی کاش بدی پهلوی قونسولخانه
تا ز یاران موافق نشدی بیگانه
هوش مصنوعی: کاش میدانستی که نزدیک کنسولخانه باشی تا از دوستانت دور نیفتی و بیگانه نشوی.
حضراتش ننمودند تهی پیمانه
نشدی از غرض چند نفر ویرانه
هوش مصنوعی: افراد مهم به خاطر منافع خود، پیمانهای که پر از قصد و نیتهای خوب نیست را تهی نکردند و از نظرشان منظور چند نفر در تنگنا قرار گرفتن است.
تهی از خویش نکردند کنار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: افرادی که به زادگاه خود برنگشتند، در حسرت و اندوه عمیق به حال آنجا و وضعیت بدی که در آن هستند، آه و ناله میکنند.
یا اقلا بلدی حوزه لاتاری بود
واندر آنجا صنم شوخ وفاداری بود
هوش مصنوعی: شاید حداقل به زادگاه خود برگردم، جایی که معشوقهای زیبا و وفادار هست.
یا در آن دخلکی و گرمی بازاری بود
یا در آنجا دو نخود لاسکی وتاری بود
هوش مصنوعی: در آنجا یا در حال خرید و فروش بودم یا در کنار کسی در حال گپ زدن و گفتگو بودم.
تا پریشان نشدی طرهٔ تار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: تا وقتی که دلشورهای ندارید، میتوانید به خوبی موهای خود را بافته و مرتب کنید؛ اما وقتی در چنین وضعیتی قرار میگیرید، باید آه و نالههای زیادی برای این حال ناراحتکنندهتان بزنید.
بلدی را بشکستند کمر ، وای هوار
دگر از او نگرفتند خبر، وای هوار
هوش مصنوعی: کمر یک فرد قوی و قدرتمند را شکستند و دیگر هیچ خبری از او به دست نیامد. چه فاجعهای!
خون مسکین بلدی گشت هدر وای هوار
آه تاکی بخورم خون جگر وای هوار
هوش مصنوعی: خون این بیچاره به هدر رفت و ای وای، چه فریادی! تا کی باید به خاطر درد و رنج دل خودم گریه کنم و احساس ناراحتی کنم؟ ای وای!
که جگرخون شود از قلب فکار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: کسی که از درد و غم دلش میسوزد، خوب میداند که چه حسی دارد و برای این وضعیت غمانگیز خود بارها آه و ناله کرده است.
آن جنابی که معین بود و ظهیرمن وتو
بلدی جان زچه شد خصم شریرمن وتو
هوش مصنوعی: آن شخصی که برای ما مشخص و حمایتگر بود، چرا حالا تبدیل به دشمنی بدخواه و خصم شده است؟
گوش او از چه نشدکر، ز نفیر من وتو
بو که نفرین کندش مادر پیر من و تو
هوش مصنوعی: گوش او چرا به صداهای ما توجه نکرده است؟ به خاطر آنکه مادر پیر ما ممکن است او را نفرین کند.
تا بداندکه چه کرده است به کار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم آن است که فردی در حال حسرت و اندوه به پیآمدهای کارهای خود میاندیشد. او از وضعیت ناگوارش آگاه است و آه و نالهاش، نشاندهندهی درد و ندامتش است. در واقع، او احساس میکند که به خوبی از وضعیت سختی که برای خود ایجاد کرده، باخبر است و این اندوه او را آزار میدهد.
هر شب و روز به بدخواه تو نفرین گویم
گاه از آن گفنم بیپرده گه از این گویم
هوش مصنوعی: هر شب و روز برای دشمن تو بد میگویم؛ گاهی بدون پرده و صراحت میگویم و گاهی با احتیاط.
هرچه گوبم ز وطنخواهی و آئین گویم
بلدی جان تو دعاکن که من آمین گویم
هوش مصنوعی: هرچقدر درباره عشق به وطن و اصول آن صحبت کنم، تو باید برای من دعا کنی که من هم بر این دعا صحه بگذارم.
نیست باد آنکه بهم ریخت مدار بلدی
آه و صد آه براین حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: باد (نسیم) نیست که بخواهد بگرداند مدار زندگی را. ای کاش میدانستی که چقدر برای این وضعیت دردناک و اسفناک آه و ناله میزنم.
بلدی گشته عرقریز و خجل ای وکلا
خلق را از غم او خون شده دل ای وکلا
هوش مصنوعی: ای وکلا، تو غرق در عرق و شرم هستی، مردم به خاطر غم او دلشان خونین شده است.
چند باشید چنین مهمل و ول ای وکلا
پایها تا به کمر مانده به گل ای وکلا
هوش مصنوعی: چرا اینقدر بیهدف و بیبرنامهاید؟ ای وکلا، پایتان تا کمر در گل گیر کرده و به جلو نمیروید.
همتی زانکه به گل مانده حمار بلدی
آه و صد آه بر این حالت زار بلدی
هوش مصنوعی: آری، همتی فراتر از آنکه به یک گل آویزان بماند، تنها آه و نالهای است بر این وضعیت نامناسب و رنجآور.