برگردان به زبان ساده
یک جُعَل روزی ز اصطبلی حقیر
ناگهان افتاد در باغ امیر
هوش مصنوعی: یک سوسک کوچک روزی از یک اصطبل ناچیز به طور ناگهانی وارد باغ اشرافی و بزرگ یکی از حاکمان شد.
وه چه باغی رشک گلزار فرنگ
لاله و سنبل درآن هفتاد رنگ
هوش مصنوعی: چه باغی که زیبایی آن حسادتبرانگیز است، پر از گلهای زیبا و رنگارنگ که لاله و سنبل در آن با هفتاد رنگ جلوهگری میکنند.
یکطرف در عطرپاشی یاسمن
یکطرف در جلوه قد نسترن
هوش مصنوعی: یک سو به سرسبزی و عطر یاسمن و دیگری به زیبایی و قامت نسترن، هر کدام زیبایی خاصی دارند که دلربا و جذابند.
پیچ و چایی دست در آغوش هم
نرگس و سنبل شده همدوش هم
هوش مصنوعی: چیزی شبیه به این تصویر را میتوان تصور کرد: در دل باغی زیبا، گلهای نرگس و سنبل به آرامی در کنار یکدیگر رشد کردهاند و در آغوش هم به شکوفایی رسیدهاند. این گلها در هم تنیده و با هم بودنشان نمادی از زیبایی و هماهنگی است.
از بنفشه پر شده اطراف جوی
همچو خط گرد عذار خوبروی
هوش مصنوعی: اطراف جوی پر از گل بنفشه است، مانند خطی که دور چهرهی زیبای یک جوان میچرخد.
سرو آزادش به آزادی علم
خوبی و آزادگی انباز هم
هوش مصنوعی: سرو بلند و آزادی آن نشاندهنده علم و خوبی است و این ویژگیها همیشه با هم همراه هستند.
زلف شمشادی ز هر سو خورده فر
اندر آن فِر، پیچ و خمها مستتر
هوش مصنوعی: زلفهای سیاه و تابدار مانند شمشاد هستند و در هر طرف، فرهایی زیبا و پیچیده دارند که به خوبی در هم تنیده شدهاند.
شسته گلها دست و روز از جزء و کل
لاله بر صورت زده صابون گل
هوش مصنوعی: گلها را شسته و روز را از جزء و کل جدا کردهاند و بر روی صورت لاله صابون گلی زدهاند.
از لطائف روح در رقص آمده
وآن همه بهر جعل نقص آمده
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی از زیباییها و ظرافتهای روح، به شکل رقص و حرکت تجلی یافتهاند و این همه به دلیل نقصان و کمبودهایی که وجود دارند، به وجود آمدهاند. در واقع، حرکت و رقص روح به عنوان ابزار بیان، به دلیلی برای جبران کاستیها و نقصها در زندگی و وجود انسانها تبدیل شده است.
نکهت گلهای عطری فی المثل
موی بینی گشته از بهر جُعل
هوش مصنوعی: عطر گلها مانند بویی خنک و دلپذیر است که به خاطر زیبایی و لطافتش، توجهات را به خود جلب کرده است.
چهچه مرغان مست عشقباز
همچو افعی گوش او بگرفته گاز
هوش مصنوعی: پرندگان سرخوش و شاداب مشغول نغمهسرایی هستند، اما در همین حال، صدایی که مانند نیش عقرب است، توجه او را به خود جلب کرده و او را تحت تأثیر قرار داده است.
شرشر آب روان از هر کنار
پیش او چون بانگ شیر مرغزار
هوش مصنوعی: آب روانی که از کنارهای مختلف به سمت او میآید، مانند صدای نرمی است که از دل دشت به گوش میرسد.
سرگران از گند و بوی گل شده
گوش، کر از وقوق بلبل شده
هوش مصنوعی: گوشها به خاطر بوی ناخوشایند و آزاردهنده گیاهان و گلها شلوغ شده و از صداهای دیگر، مانند آواز بلبل، ناآگاه شدهاند.
رشحهٔ باران فروردینیش
خیس کرد از ساق پا تا بینیش
هوش مصنوعی: بارانهای فروردینی قطرات خود را بر پیکر زمین ریخته و همه جایی از ساق پا تا بینی را تر کرده است.
حرکت شنهای نرم جوببار
از جُعل بردند آرام و قرار
هوش مصنوعی: حرکت ملایم و آرام شنهای نرم کنار جوببار باعث شد که از هر گونه نگرانی و بیقراری دور شوم.
یادش آمد کنج اصطبل ظریف
و آن بخارات و پهنهای لطیف
هوش مصنوعی: به یادش آمد گوشهای از اصطبل که نرم و لطیف بود و بخارات و فضولات حیوانات در آنجا وجود داشت.
پشکل شیکی که گردش کرده بود
غلطغلطان سوی لانه برده بود
هوش مصنوعی: پشکل زیبا و مرتب که در حال حرکت بود، به سمت لانهاش به آرامی برده شده بود.
آن مگسهای طنینانداز مست
سوسکهای کوچک پشکل به دست
هوش مصنوعی: مگسهای پر سر و صدا به دور سوسکهای کوچک با مدفوع میچرخند.
آن هوای تیرهٔ پر دود و دم
خوشتر از دشت گل و باغ ارم
هوش مصنوعی: بهتر است که در هوای آلوده و پرهیاهو زندگی کنیم تا اینکه در دشتهای گل و باغهای زیبا بمانیم.
گفت آوخ این دم و این دود چیست
این فضای نوبهارآلود چیست
هوش مصنوعی: او با افسوس از خود میپرسد که این لحظه و این بخار چیست و این هوای بهاری که آلوده به چه چیزی است؟
زود برگشت آن جُعل از بوستان
رفت و غُرغُر کرد پیش دوستان
هوش مصنوعی: زود برگشت آن جُعل از بوستان و شروع به شکایت و نالیدن کرد پیش دوستانش.
گفت ای یاران، بهحق کردگار
ما نفهمیدیم چیزی از بهار
هوش مصنوعی: دوستان، به خداوند قسم که ما هیچ چیزی از زیباییهای بهار را درک نکردیم.
گر بخواهید ای رفیقان شرح او
بهرتان گویم حدیثی مو به مو
هوش مصنوعی: اگر بخواهید، ای دوستان، ماجرا را بهطور دقیق و کامل برایتان بیان کنم.
تودهٔ خاکی که بر آن پف کنی
جرعهٔ آبی که آن را تف کنی
هوش مصنوعی: تودهای از خاک را که با دهان خود بلند میکنی و نرم میکنی، مانند جرعهای آب است که آن را بهآسانی تف میکنی.
این بود معنای باغ و لالهزار
این بود ماهیت فصل بهار
هوش مصنوعی: این نشاندهنده زیبایی و ویژگیهای باغ و گلهای لاله است و همچنین به طبیعت و حال و هوای دلانگیز فصل بهار اشاره دارد.
بود آنجا بلبلی اندر قفس
میشنید این ماجرا زان بلهوس
هوش مصنوعی: در آن مکان، بلبل عاشق در قفس بود و این داستان را از آن آدم سست عنصر میشنید.
قهقهی زد از سر درد فراق
زار نالید از هجوم اشتیاق
هوش مصنوعی: با صدای بلند از درد جدایی خندید و به شدت از شدت longing ناله کرد.
با جُعل گفت ای پهنپازن جناب!
ای دماغت گندهتر از منجلاب
هوش مصنوعی: ای پهلوان، تو که بهخود میبالید، دماغت از گل و لای هم بزرگتر است!
ای ز بوی گُل گریزان میل میل
همچو از لاحول، عفریت ذلیل
هوش مصنوعی: ای کسی که از بوی گل فراری هستی، مانند فردی که از سرنوشت ناگوار میگریزد، به مانند موجودی پست و ذلیل.
توکجا و دیدن باغ ازکجا
لالههای سینه پر داغ از کجا
هوش مصنوعی: کجا میتوانی به تماشای باغی بروی و از کجا میتوانی لالههایی را ببینی که سینهشان از عشق و درد پر است؟
توکجا وگریهٔ ابر بهار
تو کجا و اشتیاق روی یار
هوش مصنوعی: کجا میروی و به تماشای باران بهاری میپردازی، کجا میروی و به یاد چهرهی محبوب خود دلتنگ میشوی؟
گر شوی بلبل، بدانی باغ چیست
عشق چه، سوز درون چه، داغ چیست
هوش مصنوعی: اگر بلبل شوی، میفهمی که باغ چه معنایی دارد، عشق چیست، درد درونی چیست و داغ چه حالتی دارد.
تودهٔ گل، خارت آید در نظر
رو بغل کن تودهٔ سرگین تر
هوش مصنوعی: تودهای از گل ممکن است در نظرت زیبا به نظر بیاید، اما بهتر است تودهای از فضولات را در آغوش بگیری که نشان دهندهٔ واقعیتهای ناپسند و دشواریهای زندگی است.
پشگهای گرد مقبول سمین
دانه دانه جمع کن از پارگین
هوش مصنوعی: پشگلهای گرد و پراکنده را جمع کن و به دقت کنار هم بگذار، مانند دانههای سمین.
گوشهٔ اصطبل از تو، گل ز ما
عرعر از تو، نالهٔ بلبل ز ما
هوش مصنوعی: در گوشهٔ اصطبل، زیبایی و خوشبو بودن گل به خاطر وجود تو است، و صدای عرعر خر و نالهٔ بلبل هم به خودی خود از ماست.
چون جعلپرخاش مرغ حق شنید
زر و زری کرد و درکنجی خزید
هوش مصنوعی: هنگامی که پرخاش و دعوا را از مرغ حق شنید، او زینت و زیبایی خود را به نمایش گذاشت و در گوشهای خزید.