برگردان به زبان ساده
در سرای شوکتالدوله که بود
در عزایش ناله تا چرخ کبود
هوش مصنوعی: در خانه شوکتالدوله که کسی در سوگ او بود، ناله و شیون تا آسمان آبی بالا میرفت.
مجلس پر حشمتی تشکیل یافت
و از وجود شیخنا تجلیل یافت
هوش مصنوعی: مجلس با شکوهی برگزار شد و از وجود شیخ با احترام یاد کردند.
عالم نحریر و دانای زمان
مفتی فحل توانای زمان
هوش مصنوعی: عالم و دانشمندی بزرگ و توانا در علم و دانش زمان خود، که به حقایق و مسائل عمیق آگاه است.
آن که باشد بزم عرفان را جلیس
بوعلی عصر خود، شیخالرئیس
هوش مصنوعی: کسی که در مجالس عرفان نشسته و همنشینی با بزرگان و اندیشمندان زمان خود را دارد، مانند بوعلی سینا، که از بزرگترین عرفا و دانشمندان عصر خود بوده است.
ناگهان پیدا شد از یک زاویه
هیکل نحس بهاء التولیه
هوش مصنوعی: ناگهان از یک سمت، موجودی بدشگون و ناپسند خود را نشان داد.
آن که او لاف خری ز اول زده
آن که او بر خر قبل منقل زده
هوش مصنوعی: کسی که از ابتدا ادعای بزرگی و توانمندی میکند، در واقع مانند کسی است که بر روی خر نشسته و میخواهد عیوب و ضعفهای خود را پنهان کند.
آن که اندر بارهٔ او ییش از این
شاعری گفته است اینبیت رزین
هوش مصنوعی: شخصی که دربارهاش شاعری قبل از این صحبت کرده است، در حقیقت در مورد اهمیت و ویژگیهای او نکاتی را بیان کرده است.
تا تو را من دیدهام شل دیدهام
لات و لوت و آسمانجل دیدهام
هوش مصنوعی: از زمانیکه تو را دیدهام، هر کس و هر چیزی را که دیدهام، بیفکر و بدون هدف به نظر آمده، حتی افراد بیهویت و سطحی.
آمد و بنشست با مندیل زفت
تیرهرویوگنده همچون خیک نفت
هوش مصنوعی: او آمد و نشسته بود، با دستمالی نازک و کثیف، با چهرهای تیره و زشت مثل یک کیسه پر از نفت.
سر برون آورد از آن ماتمکده
کاین منم طاوس علیین شده
هوش مصنوعی: از آن مکان غم و اندوه بیرون آمدم، چون من now به مانند طاووس در عرش و مقام عالی هستم.
شیخ، ناگه صحبت از تفسیر کرد
سرّ هجرت را همی تقریر کرد
هوش مصنوعی: شیخ ناگهان درباره تفسیر و معنی هجرت صحبت کرد و آن را به خوبی توضیح داد.
پیش جمع آن مقتدای نیکخو
گفت سرٌ واللذین هاجروا
هوش مصنوعی: در جمع آن رهبر نیکو، گفت: "و کسانی که هجرت کردند..."
شیخ دُر معرفت را نیک سفت
لیک آن خرمهره حرف مفت گفت
هوش مصنوعی: مردی دانا و خُرَد را به خوبی پرورش دهید، اما بدانید که آن کسی که فقط سخنان بیپایه و بیمعنا میزند، همانند یک دُر گرانبهاست که روی آن خیالی از ارزشهای واقعی نیست.
شیخ پرحلم از غضب پُرتاب شد
بر سر او شفت وی پرتاب شد
هوش مصنوعی: شیخی با صبر و بردباری که داشت، در اثر خشم به او خشمگین شد و به او پرتاب کرد.
گفت کای دب جهول نرهخر
چند لاف آدمی وگر و فر
هوش مصنوعی: گفت ای جانور نادان، چرا مانند انسانها ادعا میکنی و تظاهر میکنی که باهوش هستی؟
نانجیب موذی گردن کلفت
تابه کی گوییبهمحضرحرفمفت
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی از افرادی اشاره دارد که با سخنان بیمحتوا و بیفایده خود، به تکرار حرفهایی میپردازند که ارزشی ندارند. در واقع، این افراد به جای ارائه فکر یا دلیل معتبر، تنها با صدای بلند و بیمحتوا، توجه دیگران را جلب میکنند و به این ترتیب، به نوعی از نادرستی و فریبکاری مشغولند.
تو چه دانی علم تفسیر و لغات
«خر چه داند قدر حلوای نبات»
هوش مصنوعی: شما چه میدانید از معانی و توضیحات دقیق، همانطور که یک خر نمیتواند ارزش شیرینی را درک کند.
کلهٔ تو درخور تاویل نیست
علم در دراعه و مندیل نیست
هوش مصنوعی: سرت به گونهای نیست که قابل تفسیر یا توضیح باشد، علم و دانش در اشیاء معمولی و بیاهمیت نیست.
تا به علم، از فاعلاتن فاعلات
سالها ره است ای بیعلم لات
هوش مصنوعی: برای دستیابی به علم و دانش، فاصلهی زیادی وجود دارد؛ ای بیعلم و نادان، بهتر است که سکوت کنی.
هرکه خواند فاعلاتن فاعلن
کی تواند راند از دانش سخن
هوش مصنوعی: هر کسی که با آوای خاصی شعر میسراید، نمیتواند به سادگی از دانش و آگاهی خود سخن بگوید.
هرکه او با تو کند گفت و شنود
هم زبان کودکی باید گشود
هوش مصنوعی: هرکس که با تو صحبت میکند، باید مانند یک کودک بیپرده و صمیمی باشد.
بوالعلا بشنید و اصلا دم نزد
وز وقاحت مژه را بر هم نزد
هوش مصنوعی: بوالعلا حرفهای او را شنید ولی اصلاً چیزی نگفت و به خاطر بیشرمیاش حتی پلک هم نزد.
گفتی اندر بسترش خواباندهاند
لایلایی بهر او میخواندهاند
هوش مصنوعی: تو گفتی که او را در بستر خواباندهاند و برایش لالایی میخواندهاند.
فحش آری کی کند در خر اثر
کی رود درسنگ خارا نیشتر
هوش مصنوعی: فحش و ناسزا به کسی آسیب و تأثیری نمیزند، مانند اینکه گزند نیشتری بر سنگ سخت نمیتواند وارد کند.
گفت پیغمبر که احمق هرچه هست
او عدوی ما و غول رهزن است
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود که نادان، دشمن ماست و مانند یک غول است که در راه ما مانعتراشی میکند.