برگردان به زبان ساده
به قربان حضور شاهزاده
که آیین وفا ازکف نهاده
هوش مصنوعی: به خاطر حضور شاهزاده جاودانه، تمام وفاداریها و اصولی که باید حفظ میشد، فراموش شده است.
سر نامآوران، اعزاز سلطان
مهین چشم و چراغ آل خاقان
هوش مصنوعی: نام بزرگواران، ارجمندی سلطان بزرگ و نور چشم و روشنی بخش خاندان خاقان است.
که رای ری نمود ازکشور طوس
مرا بنهاد با یک شهر افسوس
هوش مصنوعی: شخصی که فکر و نظرش برآمده از سرزمین طوس است، مرا همراه با شهری غمانگیز قرار داد.
کنون با شاهدان ری قرین است
دلش فارغ ز یاد آن و این است
هوش مصنوعی: اکنون دلش در کنار معشوقان ری آرامش دارد و دیگر از یاد گذشته و مشکلات رها شده است.
ری ارچه جای غلمان است و حور است
بهشت ار خوانیش عین قصور است
هوش مصنوعی: اگرچه بهشت پر از غلمان و حور است، اما وقتی به آن نگریسته میشود، گویی که آنجا هم به اندازه قصرها شکوه و grandeur دارد.
بهشتش کیتوان خواندن که زشتست
که هرکویش یکی خرّم بهشتست
هوش مصنوعی: بهشت را چگونه میتوان خواند، در حالی که هر قسمتش به شکل خاصی زیبا و دلنشین است و بهشتهایی در هر گوشهاش وجود دارد؟
خوشا شهزاده و بوم و بر ری
خوشا آزادی و آسایش وی
هوش مصنوعی: چه نیکوست حال شاهزاده و سرزمین و دیار ری، چه زیباست آزادی و آرامش او!
خوشا آن شاهدان سیم غبغب
خوشا آن زود ره بردن به مطلب
هوش مصنوعی: چه خوب است آن معشوقان با زیبایی و جاذبه که به راحتی دلها را به دست میآورند و به سرعت به خواستهها و مقاصد خود دست مییابند.
اگر باشد مرا پری و بالی
بهسوی ری پرم بیقیل و قالی
هوش مصنوعی: اگر من فرشتهای با بال داشته باشم، بدون هیچ مانع و جنجالی به سوی ری پرواز میکنم.
وگر باشد مرا تاب و توانی
به طوس اندر نمانم یک زمانی
هوش مصنوعی: اگر توانایی و قدرتی در من باشد، هرگز نمیمانم در طوس حتی برای یک لحظه.
شوم، گیرم ره ملک ری از پیش
مگر جویم در او کام دل خویش
هوش مصنوعی: اگر چه به سرزمین ری بروم، اما تلاش میکنم تا در آنجا خواستهها و آرزوهای خود را برآورده کنم.
بگیرم دامن شهزادهٔ راد
برآرم از جفای دهر فریاد
هوش مصنوعی: من دامن شهزاده راد میگیرم و از ناملایمات زمانه فریاد میزنم.
بر او سازم بیان بنهفتنیها
بدو گویم بسی ناگفتنیها
هوش مصنوعی: من به او حرفهایی میزنم که مخفیانه در دل دارم و موضوعات زیادی هست که هیچگاه نگفتهام.
حکایتها کنم از بیوفاییش
وزین بیگانگی و آن آشناییش
هوش مصنوعی: میخواهم از رفتار بیوفای او بگویم و همچنین از فاصلهاش با من، در حالی که همیشه آشنا به نظر میرسید.
کنون شاها کجایی حال چونست؟
که از هجر تو دلها غرق خونست
هوش مصنوعی: اکنون ای شاه، کجا هستی و حالا چه خبر است؟ که از دوری تو دلها پر از خون است.
شدی با مهوشان ری همآغوش
ز مشتاقان خود کردی فراموش
هوش مصنوعی: تو با محبوبانت در ری به آرامش و نزدیکی رسیدی و به همین خاطر، دیگر عاشقان خود را فراموش کردهای.
نه دلداری چنین باشد نه یاری
که یاران را به یاد اندر نیاری
هوش مصنوعی: نه دلجویی به این شکل وجود دارد و نه کمکی که وقتی یاران به یاد تو هستند، تو از آنها یاد نکنی.
تو یارا با همه یاران به کینی؟!
و یا خود با من تنها چنینی
هوش مصنوعی: آیا تو با تمام دوستانت دشمنی میکنی؟ یا فقط با من اینگونهای؟
امید است آنکه زین پس رام گردی
بساط بیوفایی درنوردی
هوش مصنوعی: امید دارم که از این به بعد تسلیم و آرام شوی و دیگر به وفاداری و صداقت بیاعتنا نباشی.
که تا زین بندگان آید سلامی
فرستی هر سلامی را پیامی
هوش مصنوعی: هرگاه افرادی از این بندگان به شما سلامی کنند، شما برای هر سلام، پیامی داشته باشید.
چو با خوبان آن کشور نشینی
به یاد ما نمایی بوسهچینی
هوش مصنوعی: اگر با زیبایان آن دیار باشید، به یاد ما لبی را ببوسید و ما را فراموش نکنید.
نپرهیزی ز چشم فتنهجویان
درآویزی به زلف خوبرویان
هوش مصنوعی: از دلربایی چشمان فریبنده پرهیز نکن و با زلف زیبای محبوبان دلبسته شو.
تو و آن لعبتان ماهزاده
من و این مدرسه، وین شاهزاده
هوش مصنوعی: تو و آن دو دختر بازیگوش، مانند فرزندان شاه هستید و این مدرسه نیز مانند یک شاهزاده است.
غرض خوش باش و خرم باش جاوید
نشاط اندوز و بیغم باش جاوید
هوش مصنوعی: بخوبی زندگی کن و شاداب باش، همیشه شاد و بیغم زندگی کن.
گهی شطرنج و گاهی آس میزن
گهی پیمانه، گاهی لاس میزن
هوش مصنوعی: گاهی مشغول بازی شطرنج هستم و گاهی بازی آس، گاهی نوشیدنی مینوشم و گاهی هم زحمت میکشم.
چو با خوبان نشینی یاد ما کن
همیشه با وفاداران وفا کن
هوش مصنوعی: هرگاه با افراد نیکوکار و خوب وقت بگذرانی، همیشه ما را به یاد بیاور و در کنار آنها به وفاداری و صداقت پایبند باش.
کنون کاندر سرای مستشارم
به یادت این بدیهه مینگارم
هوش مصنوعی: اکنون در خانه مستشار به یاد تو این اثر را مینگارم.
مگر روزی ز ما یادی نمایی
تو نیز از هجر فریادی نمایی
هوش مصنوعی: شاید یک روز به یاد ما بیافتی و از غم جدایی هم فریادی بزنی.
سخن تا چند بافم زین زیاده
زیادت باد عمر شاهزاده
هوش مصنوعی: من تا کی باید درباره تو سخن بگویم، ای کاش عمر تو دراز باشد.