برگردان به زبان ساده
این شنیدم که تازیای درویش
کف بسودی ز مهر بر سگ خویش
هوش مصنوعی: تنها شنیدم که یک درویش عربی، دست خود را از مهر پرمیکند و بر روی سگی که متعلق به اوست، میمالد.
زاهدی سگ بدید و آن تازی
گفت ای سگ چرا چنین سازی؟!
هوش مصنوعی: شخصی عابد و زاهد، سگی را دید که به حالتی خاص رفتار میکند. او به سگ نزدیک میشود و از او میپرسد که چرا اینگونه عمل میکند.
مرد تازی به آب در زد دست
گفت شستمش باز و عذرم هست
هوش مصنوعی: مرد عرب به آب رفت و با دستش گفت که آن را شستم و دلیل قانعکنندهای دارم.
آن پلیدی ز من برفت به آب
بر زبان تو ماند رجس عتاب
هوش مصنوعی: آن ناپاکی که در من بود، با آب رفت، اما زشتی کلام تو همچنان بر زبانت باقی مانده است.
حق گرت آب رحمت افشاند
آن پلیدیت بر زبان ماند!
هوش مصنوعی: اگر خداوند بر تو رحمتش را نازل کند، ناپاکیهای درونت بر زبانت جاری خواهد شد.
امر معروف و نهی از منکر
به طریق ملاطفت خوشتر
هوش مصنوعی: دعوت به کارهای نیک و برحذر داشتن از کارهای زشت، وقتی با مهربانی و ملاطفت باشد، بهتر است.
ور نصیحت کنی، نهان شاید
نه عیان کهش فضیحت افزاید
هوش مصنوعی: اگر بخواهی نصیحت کنی، بهتر است پنهانی انجام دهی، چون بیان آن ممکن است به عیبجویی و افزایش ننگ منجر شود.
اوستادان ما به عهد قدیم
چون که در حضرتی شدند ندیم
هوش مصنوعی: اساتید ما در زمانهای گذشته، هنگامی که در محفلها و مجالس حاضر میشدند، دوست و همصحبت میگردیدند.
روز و شب بر درش مقیم بُدند
ناصح غیرمستقیم بُدند
هوش مصنوعی: روز و شب، افرادی در کنار درِ خانهاش بودند که به او نصیحت میکردند، اما این نصیحتها بهطور مستقیم و واضح بیان نمیشد.
صفتی زشت اگر در او دیدند
مهره بر عکس آن صفت چیدند
هوش مصنوعی: اگر در کسی صفت ناپسندی مشاهده کنند، تلاش میکنند تا صفتی مثبت و زیبنده او را جایگزین کنند.
نعت اضداد آن صفت گفتند
گر شقی بُد، ز عاطفت گفتند
هوش مصنوعی: اگر کسی بدخلق و شقّی باشد، به او عاطفه و مهربانی نسبت میدهند.
هر صفت کاندرو ندیدندی
وصف آن را زمینه چیدندی
هوش مصنوعی: هر ویژگی که در مورد آن به درستی آگاهی نداشتند، به گونهای آن را توصیف و تحلیل میکردند.
که فلان شه، فلان صفت را داشت
به فلان حُسن، مملکت را داشت
هوش مصنوعی: فلانی دارای ویژگی خاصی بود که به خاطر آن، سرزمینش را بر عهده داشت.
گر نبخشیدی این عمل تأثیر
فرق کردی طریقهٔ تقریر
هوش مصنوعی: اگر نمیبخشی این کار را، پس حتماً میدانی که روش بیان متفاوتی را باید انتخاب کنی.
چون اثر کرد حس رحم در او
به رحیمی مثل زدند برو
هوش مصنوعی: زمانی که احساس رحم و شفقت در او ظاهر شد، لقب و صفت «رحیم» بر او قرار دادند.
آن قدر وصف رحمتش کردند
که ز رحمت ملامتش کردند
هوش مصنوعی: تا جایی که رحمت او را وصف کردند، به ملامت و انتقاد او نیز پرداختند.
بود پور سبکتکین به قدیم
پادشاهی شجاع، لیک لئیم
هوش مصنوعی: پسر سبکتکین، در گذشته پادشاهی دلیر بود، اما در عین حال، خصلتهای زشت و پستی هم داشت.
آن قدر مدح نصر سامانی
خوانده شد در حضور سلطانی
هوش مصنوعی: به قدری از نصر سامانی تعریف و تمجید شد که در برابر سلطانی که در آنجا بود، همه تحت تأثیر قرار گرفتند.
که چه مبلغ به «رودکی» بخشید
چه عطایا به آن یکی بخشید
هوش مصنوعی: چه مقدار به «رودکی» هدیه داده شد و چه بخششهایی به آن شخص دیگر صورت گرفت.
تا بجنبید حس مکرمتش!
عام شد بر جهانیان صلتش!
هوش مصنوعی: به محض اینکه انسانها متوجه بزرگی و مهربانی او شوند، محبت و لطفش به همهجا گسترش مییابد.
به «غضاری» چنان عنایت کرد
که ز بسیاریش شکایت کرد!
هوش مصنوعی: او به «غضاری» چنان توجه و محبتی نشان داد که از شدت آن محبت، او به شکایت و ناله درآمد.
الغرض، پند اگر نکو گویی
آنچنان گو که خاص او گویی
هوش مصنوعی: به طور کلی، اگر میخواهی نصیحت خوبی بدهی، آن را به گونهای بیان کن که گویی تنها برای آن شخص خاص مطرح میکنی.
ور ز حکمت برون نهی گامی
چه نصیحت دهی، چه دشنامی
هوش مصنوعی: اگر از روی دانش و حکمت گامی برداری، دیگر چه سودی دارد که بخواهی نصیحت کنی یا فحش بدهی؟
یاد باد آن که این سخن بنوشت:
سرزنش بهتر از نصیحت زشت
هوش مصنوعی: به یاد آورید آن کسی را که این جمله را نوشت: سرزنش بهتر از نصیحتی است که به شکل زشت بیان شود.
ای بهار آنچنان نصیحت گوی
که خدا داند و تو دانی و اوی
هوش مصنوعی: ای بهار، آنچنان نصیحت کن که فقط خدا و تو از آن باخبرید و کسی دیگر نمیداند.