برگردان به زبان ساده
دست خدای احد لمیزل
ساخت یکی چنگ به روز ازل
هوش مصنوعی: دست خالق بیهمتا، در آغاز جهان، یکی ساز یا چنگی آفرید.
بافته ابریشمش از زلف حور
بسته بر او پردهٔ موزون ز نور
هوش مصنوعی: ابریشم زلف حور از زیباییهای اوست که با دقت و هماهنگی از نور پردهای زیبا ساخته است.
نغمه او رهبر آوارگان
مویهٔ او چارهٔ بیچارگان
هوش مصنوعی: صدای او راهنمای بیسرپناهان است و گریهاش درماندهها را آرام میکند.
گفت گر این چنگ نوازند راست
مهر فزونی کند و ظلم کاست
هوش مصنوعی: اگر این چنگ به درستی نواخته شود، عشق و محبت بیشتر خواهد شد و ناعدالتی کاهش مییابد.
نغمهٔ این جنگ نوای خداست
هرکه دهد گوش برای خداست
هوش مصنوعی: آوای این نبرد صدای خداست و هر کسی که به آن گوش فرا دهد، برای خداوند توجه میکند.
گر بنوازد کسی این چنگ را
گم نکند پرده وآهنگ را
هوش مصنوعی: اگر کسی این چنگ را بنوازد، دقت کن که هیچ چیز از پرده و آهنگ آن گم نخواهد شد.
هر که دهد گوش و مهیا شود
بند غرور از دل او وا شود
هوش مصنوعی: هر کس که به حرفها و نصیحتها گوش دهد و خود را برای تغییر آماده کند، از دلش غل و غش غرور خارج خواهد شد.
گرچه بود جنگ بر آهنگ چنگ
چنگ خدا محو کند نام جنگ
هوش مصنوعی: اگرچه جنگی در حال وقوع است و نغمههای چنگ به صدا درآمده، اما خداوند میتواند نام جنگ را به کلی محو کند.
چون که خدا چنگ چنین ساز کرد
چنگزنی بهر وی آواز کرد
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند ساز چنگ را به این زیبایی آفرید، نوازندگان برای او آواز میخوانند.
گفت که ما صنعت خود ساختیم
سوی گروه بشر انداختیم
هوش مصنوعی: او گفت که ما هنر و توانایی خود را به وجود آوردیم و آن را در اختیار انسانها قرار دادیم.
راه نمودیم به پیغمبران
تا بنمایند ره دیگران
هوش مصنوعی: ما به پیامبران نشان دادیم تا سایرین را به راه صحیح راهنمایی کنند.
کیست که این ساز بسازد کنون
بهر بشر چنگ نوازد کنون
هوش مصنوعی: کیست که این ساز را بسازد و اکنون برای انسانها هنری را بیافریند و نغمهای دلنشین بزند؟
چنگ زمن ، پرده زمن ، ره زمن
کیست نوازنده درین انجمن
هوش مصنوعی: من منبع احساسات و عواطف این جمع هستم، در عین حال، این پرده و نواها نیز از من میآید. نوازندهای که اینجا حضور دارد، کیست؟
هر که نوازد بنوازم ورا
در دو جهان سر بفرازم ورا
هوش مصنوعی: هر کسی که به من لطف کند، من هم او را مورد محبت قرار میدهم و در دنیا و آخرت برای او ارزش و مقام قائل میشوم.
چنگ محبت چه بود ، جود من
نیست جز این مسئله مقصود من
هوش مصنوعی: محبت مانند چنگی است که من هیچ چیز دیگری جز این موضوع نداشتهام که به آن بپردازم.
گوش بر الهام خدایی کنید
وز ره ابلیس جدایی کنید
هوش مصنوعی: به ندای الهی گوش دهید و از مسیر وسوسههای شیطانی دوری کنید.
رشته الهام نخواهد گسست
تا به ابد متصل است از الست
هوش مصنوعی: الهام و الهامات معنوی هیچگاه قطع نخواهد شد و تا همیشه ادامه دارد. این ارتباط عمیق و پایدار از زمانهای دور برقرار است.
هرکه روانش ز جهالت بریست
نغمهٔ او نغمهٔ پیغمبریست
هوش مصنوعی: هرکس که از نادانی و جهل دور باشد، صدای او مانند صدای پیامبران است.
راه نمایان فروزان ضمیر
راه نمودند به برنا و پیر
هوش مصنوعی: راهنمایان با دلهای روشن، مسیر را به جوانان و سالخوردگان نشان دادند.
رنجه شد از چنگ زدن چنگشان
کس نشد از مهر هم آهنگشان
هوش مصنوعی: هیچکس از دوستی و محبت آنها ناراحت نشد، اما به خاطر دلهره و تلاشهای بیثمرشان، خسته شدند.
زمزم پاک ازلی شد ز یاد
نغمهٔ ابلیس به کار اوفتاد
هوش مصنوعی: چشمهٔ زلال و پاک، کهن و جاودانی، از یاد آهنگ شیطان افتاده و دوباره به جریان افتاده است.
چنگ خدا گشت میان جهان
ملعبه و دستخوش گمرهان
هوش مصنوعی: خداوند در این دنیا، زندگی را به وسیلهای برای سرگرمی تبدیل کرده و افراد گمراه را به حال خود رها کرده است.
هر کسی از روی هوی چنگ زد
هر چه دلش خواست بر آهنگ زد
هوش مصنوعی: هر فردی بر اساس میل و خواستهاش به انجام کارهایی میپردازد و هر آنچه که دوست دارد را به صدا درمیآورد.
مرغ حقیقت ز تغنی فتاد
روح به گرداب تدنی فتاد
هوش مصنوعی: پرنده حقیقت به خاطر آواز و فریب به ورطه سقوط افتاد و روح در گرداب تنزل گیر افتاد.
عقل گران، جان پی برهان گرفت
رهزن حس ره به دل و جان گرفت
هوش مصنوعی: عقل باارزش و گرانبها، به دنبال دلیل و برهان رفت و در این مسیر، احساسات و حسهای عمیق انسان را مورد توجه قرار داد و بر آنها تأثیر گذاشت.
لنگر هفت اختر و چار آخشیج
تافت ره کشتی جان از بسیج
هوش مصنوعی: لنگر هفت اختر و چهار آخشیج، به معنای تکیهگاه و راهنمایی در زندگی است. این جمله به شخصیت و روح انسان اشاره دارد که با استفاده از هدایتهای معنوی و طبیعی، مسیر خود را در زندگی پیدا میکند و با انگیزه و اراده، از موانع و چالشها عبور میکند. در واقع، این عبارت به تلاش برای پیشرفت و دستیابی به هدفها در برابر مشکلات اشاره دارد.
در ره دین سختترین زخمه خاست
لیک از این زخمه نه آن نغمه خاست
هوش مصنوعی: در مسیر دین، دشوارترین زخمها و مشکلات پیش میآید، اما از این زخمها، صدای زیبا و دلنوازی به وجود نخواهد آمد.
نغمهٔ یزدان دگر و دین دگر
زخمه دگر، آن دگر و این دگر
هوش مصنوعی: آوا و سرود خداوند متفاوت است و هر دین و مذهب آهنگ مخصوص به خود را دارد، و همچنین هر یک از این سرودها دارای لحن و ضرباهنگ خاصی هستند.
دین همه سرمایهٔ کشتار گشت
یکسره بر دوش بشر بارگشت
هوش مصنوعی: تمامی باورها و اعتقادات مذهبی به یکباره تبدیل به عاملی برای جنگ و کشتار شد و این بار سنگین بر دوش انسانها افتاد.
هر که بدان چنگ روان چنگ داشت
زیر لبی زمزمهٔ جنگ داشت
هوش مصنوعی: هر کسی که به خوبی قادر به کنترل احساسات و روحیهاش باشد، در دلش صدای جنگ و مبارزهای را احساس میکند.
کینه برون از دل مردم نشد
کبر و تفرعن ز جهان گم نشد
هوش مصنوعی: کینه و حسد در دل مردم از بین نرفته و این طرز فکر غرور و خودپسندی هم از جامعه رخت برنبسته است.
اشگ فرو ریخت به جای سرور
سوگ بپا گشت به هنگام سور
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به جای شادی و خوشحالی، اندوه و غم را تجربه میکند. به جای جشن و سرور، در دل او سوگ و اندوهی ایجاد شده است و این احساسات ناسازگار در زمانی رخ میدهد که دیگران در حال خوشگذرانی هستند.
مهرپرستی ز جهان رخت بست
سم خر و گاو به جایش نشست
هوش مصنوعی: عشق و محبت به کسانی که مورد پرستش بودند، از دنیا رخت بربسته و جای آن را موجودات بیارزشی مانند خر و گاو پر کردهاند.
گشت ازبن زمزمههای دروغ
مهر فلک بیاثر و بیفروغ
هوش مصنوعی: زمزمههای دروغین از دل به وجود آمده و تأثیر و روشنی عشق آسمانی را بیاثر کرده است.
زن که به چنگ ازلیت به فن
راه خطا زد سر هر انجمن
هوش مصنوعی: زنی که در دام تقدیر گرفتار شد، با اشتباهی که در مسیر زندگیاش داشت، در هر جمع و مجلسی توجهها را به خود جلب کرد.
چنگ نکو بود ولی بد زدند
چنگ خدا بهر دل خود زدند
هوش مصنوعی: چنگ زیبا و دلنشینی وجود داشت، اما آن را به ناحق نواختند. در واقع، خداوند برای دل خود و به خاطر عشقش، آوای دلنشینی ایجاد کرده است.
چنگ نزد بر دل کس چنگشان
روح نجنبید بر آهنگشان
هوش مصنوعی: هیچکس به صدای چنگی که نواخته شد، دل نبست و روحشان به آهنگی که نواخته میشد، تحرکی پیدا نکرد.
تاکه درین عصر نوین بیدرنگ
در بر «تاگور» نهادند چنگ
هوش مصنوعی: در این دوران جدید، بیدرنگ به «تاگور» ارادت نشان دادند و به او احترام کردند.
ذات قدیمی پی بست و گشاد
قوس هنر در کف تاگور نهاد
هوش مصنوعی: خلاقیت و استعداد هنری به خوبی در دستان تاگور شکل گرفته و گسترش یافته است.
چون که بزد چنگ بر آهنگ راست
نغمهٔ اصلی ز دل چنگ خاست
هوش مصنوعی: زمانی که به ساز آهنگ واقعی نواخته شد، صدای اصلی از دل ساز به گوش رسید.
نالهٔ عشاق برآمد ز چنگ
پر شد ازو هند و عراق و فرنگ
هوش مصنوعی: درد و نالهٔ عاشقان از دل برمیخیزد و به قدری قوی است که تمام سرزمینهای هند، عراق و کشورهای غربی را پر کرده است.
جمله نواها ز جهان رخت بست
نغمهٔ «عشاق» به جایش نشست
هوش مصنوعی: تمام صداها از دنیای قدیم رفتند و آواز «عشاق» جای آنها را گرفت.
تاگور! این چنگ که در دست تست
بوده به چنگ دگران از نخست
هوش مصنوعی: ای تاگور! این چنگ که در دست تو بوده، از همان ابتدا در دستان دیگران نیز بوده است.
چنگ زراتشت و برهماست این
مانده به تاگور ز بوداست این
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که موسیقی و هنرهایی که از زرتشت و برهما سرچشمه میگیرند، همچنان در آثار تاگور باقی ماندهاند و به نوعی نشاندهنده ارتباط و تاثیراتی هستند که از این دو منبع بزرگ در هنرهای معاصر محسوب میشوند.
صفحهٔ درس «هومروس» است این
زخمهٔ خنیاگر طوس است این
هوش مصنوعی: این صفحهی درس دربارهی «هومر» است، و این نغمهای است از خوانندهای در طوس.
ساز «جنید» و «خرقانی» است این
خامه ی عطار معانی است این
هوش مصنوعی: این نوشته نشانهی هنرمندی عطار است و نشان از تأثیر بزرگان هنر و عرفان مانند جنید و خرقانی دارد. عطار در این اثر به عمیقترین معانی اشاره کرده است.
این ز «مناکی» است تو را یادگار
اینت نی بلخی رومی شعار
هوش مصنوعی: این سخن به شیوهای ساده به این معناست که تو، یادگاری از «مناکی» هستی و نه از بلخ یا رومی. به بیان دیگر، تأکید بر این است که هویت و ذات تو تحت تأثیر افکار و آثار یک شخصیت خاص است.
گفته بدو سعدی شیراز، راز
برده بدو ناخن حافظ نماز
هوش مصنوعی: شاعر شیراز به او میگوید که راز و رمزی را فاش کرده و نیازمند این است که از ناخن حافظ برای برقراری ارتباط با معنویات و عبادت استفاده کند.
جامی و عرفیش چو ناخن زدند
صائب و بیدل به خروش آمدند
هوش مصنوعی: وقتی که شعر و ادبیات به اوج خود رسید و توجه به عرفان و فلسفه در آثار شعری بیشتر شد، شاعران بزرگ دیگری همچون صائب و بیدل نیز به شوق و هیجان آمدند و از این فضا بهرهبرداری کردند.
دیرگهی شد که ز کار اوفتاد
اختر سعدش ز مدار اوفتاد
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر کارهای او، ستاره خوشبختیاش از دور خارج شده است.
عصر جدید ار چه ملک چهره است
زین ملکی زمزمه بیبهره است
هوش مصنوعی: عصر جدید هرچند که جلوهای زیبا و دلفریب دارد، اما افراد آن به حقیقت و عمق زندگی نرسیدهاند و تنها صداهایی سطحی و بیمعنا را میشنوند.
بند عناصر همه را دست بست
سنگ بلا شهپر جانشان شکست
هوش مصنوعی: همهی عناصر و نیروها در یک گرفتاری و محدودیت قرار گرفتهاند و سنگ سختی که به آن بلا میگویند، روح و جان آنها را تضعیف کرده و آسیب زده است.
هیچ کس آن چنگ نزد بر طریق
هرکسی آن زد که پسندد فریق
هوش مصنوعی: هیچکس به شیوهای که خود دلخواهش باشد، به خوشنودی دیگران عمل نمیکند؛ بلکه هر فرد بر اساس سلیقه و پسند خود قدم بر میدارد.
لیک تو خوش ساختی این چنگ را
یافتی آن ایزدی آهنگ را
هوش مصنوعی: اما تو این چنگ را به زیبایی ساختهای و آن آهنگ الهی را یافتهای.
هرچه زنی در ره او میزنی
خوش بزن این ره که نکو میزنی
هوش مصنوعی: هرچه در مسیر او انجام میدهی، بهخوبی و با انگیزه انجام بده، زیرا این مسیر خوب و نیکوست.
طبع تو چنگست و خرد زخمهاش
شعر بلندت ازلی نغمهاش
هوش مصنوعی: روح تو مانند چنگی است که خرد و دانایی با نغمهای از آن، شعری جاودانه و بلند میسراید.
سال تو هفتاد و خیال نوست
زان که ز یزدان به دلت پرتو است
هوش مصنوعی: سال تو به هفتاد سال میماند و همیشه در ذهنت امید و خیالهای نو وجود دارد، زیرا نور و امیدی از جانب خداوند در دل تو تابیده است.
هرکه ز یزدان به دلش نور تافت
در دو جهان دولت جاوید یافت
هوش مصنوعی: هر کس که در دلش نور خدا را حس کند، در هر دو جهان به خوشبختی و سعادت ابدی دست مییابد.
سیصد و ده چون بگذشت از هزار
گفته شد این شعر خوش آبدار
هوش مصنوعی: زمانی که تعداد ۳۱۰ بیت از هزار بیت گذشت، به این نتیجه رسیدند که این شعر بسیار زیبا و خوشمزه است.
جانب بنگاله فرستادمش
«هدیهٔ تاگور» لقب دادمش
هوش مصنوعی: به بنگاله فرستادمش و به او لقب «هدیهٔ تاگور» دادم.
سال چو نو گشت درآمد برید
گفت که هان مژده به من آورید
هوش مصنوعی: سال نو که شد، پیام آور از راه رسید و با خوشحالی خبر خوشی را به من داد.
از وطن حافظ شیرینسخن
بگذرد آن طوطی شکرشکن
هوش مصنوعی: طوطیای که با شیرینی سخن میگوید، اگر از وطن خود بگذرد، دیگر فایدهای برایش نخواهد داشت.
طوطی بنگاله برآید ز هند
جانب ایران بگراید ز هند
هوش مصنوعی: طوطی بنگالی از هندوستان میآید و به ایران روی میآورد.
چون من از این مژده خبر یافتم
پای ز سر کرده و بشتافتم
هوش مصنوعی: زمانی که از این خبر خوش مطلع شدم، از سرم پایم را برداشتم و به سرعت حرکت کردم.
دیدمش آنسان که نمودم خیال
بلکه فزونتر به جمال و کمال
هوش مصنوعی: او را دیدم به صورتی که در ذهن داشتم، بلکه بیشتر از آنچه که تصور کرده بودم، زیبا و کامل بود.
قد برازنده و چشم سیاه
رخ، چو بابر تنکی چهر ماه
هوش مصنوعی: قد بلند و دلربا و چشمان سیاه موجب زیبایی او شدهاند، مانند چهرهای که درخشندگی خاصی دارد.
زلف چو کافور فشانده به دوش
نوش لبش بسد کافور پوش
هوش مصنوعی: موهایش مانند کافور بر دوش افتاده و لبهای شیرینش پر از کافور است.
برده ز بس پیش حقیقت نماز
پشت خمیده چو کمان طراز
هوش مصنوعی: به خاطر تکرار زیاد عبادت و نزدیکی به حقیقت، فرد به حالتی افتاده است که مانند کمانی خمیده شده است.
گوشت نه بسیار و نه کم بر تنش
تافته از سینه دل روشنش
هوش مصنوعی: بدنش نه خیلی لاغر است و نه خیلی چاق، بلکه با دلی روشن و شاداب به دنیا آمده است.
هشته ز مخمل کله سادهای
بر تن او جامه و لبادهای
هوش مصنوعی: بر روی سرش کلاهی از مخمل است و بر تنش لباس و عبایی ساده و زیبا دارد.
گرچه ز حشمت به حوالیش جیش
ساده چو سقراط و فلاطون به عیش
هوش مصنوعی: هرچند که او مقام و ثروت دارد، اما زندگیاش همچون سقراط و افلاطون ساده و بیتزیین است.
خضر مثالی و سلیمان فری
گرد وی از فضل و ادب لشکری
هوش مصنوعی: خضر به عنوان نمونهای از حکمت و سلیمان به عنوان نمایندهای از قدرت و عظمت، هر دو در کنار هم از فضیلت و آداب خاصی برخوردارند. آنها مانند سربازانی در لشکر علم و بزرگواری، درخشش ویژهای دارند.
آمد و چشم من از او نور دید
راضیم از دیده که «تاگور» دید
هوش مصنوعی: او آمد و چشمانم نور گرفت. از اینکه چشمم «تاگور» را دیده، راضیام.
زان جهانست، نه مخصوص هند
چون شکر مصری و هندی فرند
هوش مصنوعی: این دنیا متعلق به همه است و نه فقط به هندیها. مانند شکر که هم مصری دارد و هم هندی، افراد از نقاط مختلف دارای ارزش و ویژگیهای خاص خود هستند.
ملت بودا اگر این پرورد
عقل به بتخانه نماز آورد
هوش مصنوعی: اگر مردم راه بیداری و دانش را انتخاب کنند، هیچ نیازی به پرستش ظواهر و بتها نخواهند داشت و به جای آن، به عبادت و تفکر خواهند پرداخت.
او است نمودار بت بامیان
زانش گرفتیم چو جان در میان
هوش مصنوعی: او نماد زیبایی و جذابیت در بامیان است و ما او را در دل خود گنجاندهایم، مانند اینکه جان خود را در میان داریم.
جان به گل و لاله درآمیختیم
لاله و گل در قدمش ریختیم
هوش مصنوعی: ما جان خود را با گل و لاله آراستهایم و به نشانه احترام، گلها و لالهها را زیر پای او میریزیم.
بلبل ماگشت غزلخوان او
شاخ گل آویخت به دامان او
هوش مصنوعی: بلبل ما به شاخ گل نزدیک شده و آواز غزل میخواند. گل هم به زیبایی او تکیه داده است.
باد صبا گرد رهش برفشاند
ابر بهاری گهر تر فشاند
هوش مصنوعی: باد دلپذیر بهاری، گرد و غبار را از مسیر او میزداید و ابرهای بهاری، جواهرات گرانبها را بر او میبارند.
کوه بهسر، بهر نثارش کشید
یک طبق از گوهر و سیم سپید
هوش مصنوعی: کوه به احترام او یک سینی پر از جواهر و نقره به او تقدیم کرد.
بهر دعایش به برکردگار
دست برآورد درخت چنار
هوش مصنوعی: به خاطر درخواست دعا، درخت چنار دستانش را به سوی خداوند بالا برد.
قلب صنوبر ز فراقش کفید
تا قد آن سرو دلارام دید
هوش مصنوعی: قلب درخت صنوبر از دوری محبوبش پژمرده شد تا اینکه قامت زیبای آن سرو دلربا را دید.
آب روان مویه کنان بر زمین
سود به آثار قدومش جبین
هوش مصنوعی: آب در حال حرکت، با صدای نالهای بر زمین میریزد و نشان از برکت و آثار قدمهای او دارد.
صفزده گلها به رهش از دو سو
بهر تماشای گل روی او
هوش مصنوعی: گلها به صف در دو طرف راه ایستادهاند تا زیبایی و چهرهی او را تماشا کنند.
آمد و آورد بسی ارمغان
از گهر حکمت هندوستان
هوش مصنوعی: او با خود هدایا و دانش بسیاری از حکمتهای هندوستان به همراه آورد.
آمده از بحرگهر زای هند
دامن دل پر زگهرهای هند
هوش مصنوعی: از دریاهای هند، زیباییها و جواهراتش به دامن دل من وارد شدهاند و دلم پر از این زیباییها و خوبیها شده است.
گوهر حکمت همه یک گوهر است
آمدهٔ هند ولی بهتر است
هوش مصنوعی: حکمت مانند یک گوهر باارزش است که از هند آمده، اما بهترین آن از جای دیگری است.
قطرهای از عالم بالا چکید
درگهرش جوهر عرفان پدید
هوش مصنوعی: قطرهای از آسمان به زمین افتاد و به واسطه آن، جوهر عرفان و حقیقت شناخته شد.
هند، صدفوار دهان برد پیش
قطره فروبرد و فروشُد به خویش
هوش مصنوعی: هند مانند یک صدف است که دهانش را به سوی قطرهای باز میکند و آن را به درون خود میکشد و در نهایت آن را به خود میچسباند.
قرن پس از قرن بر او برگذشت
دهر پس از دهر مکرر گذشت
هوش مصنوعی: سالها و قرنها پی در پی بر او گذشت و زمان به تکرار و مداومت ادامه داد.
تا صدف هند گهربار شد
مهد یکی گوهر شهوار شد
هوش مصنوعی: تا زمانی که صدف جزیره هندوستان پر از گوهرهای گرانبها شد، مهد و منبعی برای یکی از بهترین و درخشانترین گوهرها به وجود آمد.
از نظر اجنبیش دور ساخت
درج گهر سینهٔ «تاگور» ساخت
هوش مصنوعی: گوهری که در سینه «تاگور» نهفته است، به دلیل دیدگاه و نظر بیگانهاش، از دسترس دور شده است.
ای قلمت هدیهٔ پروردگار
هدیهٔ ایران بپذیر از بهار
هوش مصنوعی: ای قلم! تو هدیهای از سوی پروردگار و نشانهای از زیباییهای ایران هستی. از فصل بهار، این هدیه را بپذیر.