برگردان به زبان ساده
شبرسید و مهر روشن شد نهان
شد سیهچونجاناهریمن، جهان
هوش مصنوعی: شب که رسید، نور ماه پدیدار شد و تاریکی همچون جان شیطانی از جلوهگری بازایستاد.
تیرگی گسترده شد از باختر
شد خراسان چون رخ عفریت نر
هوش مصنوعی: تاریکی از طرف باختر گسترش یافته و خراسان را دربرگرفته، مانند چهرهای ترسناک و خبیث.
لعلگون شد خاوران
هوش مصنوعی: صبحگاهان رنگی سرخ و زیبا بر افق شرقی پدیدار شد.
در افق شد زهره گرم دلبری
کاه پیدا، گه نهان، همچون پری
هوش مصنوعی: در دوردست، ستاره زهره با جذابیت خود به دلها گرما میبخشد و گاه بهشکلی پنهانی، مانند یک پری، خود را نشان میدهد.
میزدند انجم برین چرخ بلند
چون پریزادان به مردم پوزخند
هوش مصنوعی: ستارهها بر این آسمان بلند میدرخشیدند و مانند پریانی که به انسانها میخندند، به ما مینگریستند.
با جمال جاودان
هوش مصنوعی: با زیبایی ابدی
آدمیزادان ز صف گشتند باز
جمله آوردند ییش خور نماز
هوش مصنوعی: انسانها از صف خارج شدند و همه دستاوردهای خود را به نمایش گذاشتند، اما برای عبادت و نماز هنوز هم نیاز به توجه و تامل دارند.
آب و نان خوردند و بنهادند سر
گشته شاه و مردم پرخاشخر
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح نشان داده میشود که پس از خوردن آب و نان، مردم با وضعیت نگرانکنندهای مواجه شدهاند. در این وضعیت، هم شاه و هم مردم دچار پریشانی و درگیریهای روحی شدهاند. وضیعتی که موجب شده است احساس سردرگمی و اختلال در روابط میان آنها به وجود بیاید.
خفتگان را پاسبان
هوش مصنوعی: نگهبان خوابآوران
گرد لشکرکندهای کندند ژرف
از دوسو بگذاشته راهی شگرف
هوش مصنوعی: لشکری عمیق و وسیع تشکیل دادهاند که از دو طرف بر فراز یک مسیر بزرگ و شگفتانگیز قرار گرفته است.
شاه جنگی باگروهی شیرمرد
مانده بیدار اندر آن دشت نبرد
هوش مصنوعی: سلطان جنگی همراه با گروهی از مردان شجاع و دلاور در آن دشت نبرد بیدار و آماده ایستادهاند.
پاس را بسته میان
هوش مصنوعی: در میانه کار، پاسخ یا جواب به موضوعی ارائه نشده یا بسته است.
وز دگر سو خیل دیوان با سرود
بادهنوشان با نوای چنگ و رود
هوش مصنوعی: از سوی دیگر، گروهی از دیوانهها با صدای نوشیدن باده و نواختن چنگ و آهنگ رقص، به راه افتادهاند.
ییشوایان بهر فردا گرم شور
هریکی گوبا به دیگرگونه طور
هوش مصنوعی: انسانها به دنبال آیندهای روشن و پرشور هستند و هرکسی به شیوهای خاص و متفاوت برای رسیدن به آن تلاش میکند.
هم صدا و هم زبان
هوش مصنوعی: همگام و همنظر
چون پریبانو بدان دیوان چمید
نعره شاباش تا کیوان رسید
هوش مصنوعی: وقتی آن پری زیبا به دیوان رسید، صدای شادمانی او به گوش کیوان (سیاره زحل) هم رسید.
کای خداوند دل و زور و جمال
زهره و بهرام را فرخ همال
هوش مصنوعی: ای خداوند، دل و قدرت و زیبایی زهره و بهرام را که از نعمتهای خوشبختی هستند، به ما عطا کن.
و ای مهین بانوان
هوش مصنوعی: ای بهترین بانوان
پست باد آن کو درین فرخندهبوم
پای مردم را گشود از بخت شوم
هوش مصنوعی: بادهای ناگوار بر آن کسی بوزد که در این سرزمین خوشبخت، درهای بدبختی را بر روی مردم باز کند.
قدرت و زور و توانایی تراست
ما همه عبدیم، مولائی تراست
هوش مصنوعی: قدرت و نیروی تو از آن توست، ما همگی بندهایم و سرور تو هستی.
ما شلیم و تو روان
هوش مصنوعی: ما آرام و بیخیال هستیم و تو در حال دور شدن و رفتن هستی.
اذن ده تا پشتهٔ پامیر را
کوه التایی و ببر و شیر را
هوش مصنوعی: اجازه بده تا به کوههای بلند پامیر بپردازیم و در مورد کوههای آلتایی و نیز ببر و شیر صحبت کنیم.
برده وز اوج هوا برهم زنیم
برسرخیل بنی آدم زنیم
هوش مصنوعی: با قدرت و ارتفاع بالا، بر جمعیت انسانها تأثیر بگذاریم و آنها را به چالش بکشیم.
تا نماند زو نشان
هوش مصنوعی: تا اثری از او باقی نماند.
اذن ده تا برکشیم از رودگنگ
آب کندی ژرف، تا میدان جنگ
هوش مصنوعی: اجازه بده که از آب عمیق رود گنگ بکشیم تا برای میدان جنگ آماده شویم.
آب دربا را بر اینان سر دهیم
جملگی را در زمان کیفر دهیم
هوش مصنوعی: آب دریا را بر این مردم بریزیم و همه آنها را در زمان مجازات کنیم.
غرقه در آب روان
هوش مصنوعی: در میان جریانی از آب فرو رفته است.
گوی کاز صد قلهٔ هیمالیا
سنگ و برفو یخ کنیم اکنون جدا
هوش مصنوعی: از آنجا که قلههای هیمالیا پر از سنگ و برف و یخ است، اکنون باید از هم جدا شویم.
همره ابری سیاه و مرگبار
ناگهان سازبم بر ایشان نثار
هوش مصنوعی: همراه با ابری تیره و خطرناک ناگهان شعری برای آنها مینویسم و نثار میکنم.
آن تگرگ بیامان
هوش مصنوعی: باران تند و پیوستهای که به شدت میبارد.
گوی تا صدکوه تفتان آوریم
قلههای آتش افشان آوربم
هوش مصنوعی: ما بلندترین قلههای آتشفشانی تفتان را میخواهیم تا با آن صد کوه را به دوش بکشیم.
از جهنم منفذی بیرون کنیم
در یکیدم روی این هامون، کنیم
هوش مصنوعی: ما در تلاشیم تا از جهنم راهی بیرون بیابیم و با یک نفس عمیق، بر این دشت وسیع بیفزاییم.
پر تف و دود و دخان
هوش مصنوعی: پر از غبار و دود و بخار است.
گوی تا کاویم زبر پایشان
سفته و کاواک گردد جایشان
هوش مصنوعی: بگو تا زمانی که ما زیر پای آنان را بررسی کنیم و جاهایشان مشخص و واضح شود.
پس برون آریم از آنجا نفت و قیر
آتش اندر وی زنیم آنگه به تیر
هوش مصنوعی: ما از آنجا نفت و قیر را بیرون میآوریم و سپس به آن آتش میزنیم و بعد با تیر هدفگیری میکنیم.
تا بسوزند این خسان
هوش مصنوعی: بهتر است تا وقتی که این افراد نابخرد وجود دارند، بسوزند و از بین بروند.
گوی تا در نیمه شب شبخون کنیم
دشت را از خونشان گلگون کنیم
هوش مصنوعی: بیایید تا در نیمهشب به دل دشت بزنیم و آنجا را از خون دشمنان رنگین کنیم.
کودکانشان را بدرانیم تن
پاره پاره افکنیم اندر دهن
هوش مصنوعی: کودکانشان را به سختی آزار دهیم و بدنهای بیجانشان را تحقیر کنیم.
چون ترنج و ناردان
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و دلپذیری اشاره دارد. به این معناست که شخص یا چیزی مانند ترنج و ناردان، که هر دو fruits خوشمزه و خوشبو هستند، طعم و ظاهری دلنشین دارند. احتمالا به ویژگیهای دلربا و جذاب کسی یا چیزی اشاره دارد.
نره دیوان می زنان بر مائده
هر یکی سرگرم لاف و عربده
هوش مصنوعی: مردان دیوانه در حال آوازخوانی و شادی هستند و هر کدام در حال به رخ کشیدن تواناییها و قدرتهای خود بر سر سفرهای مشترک.
لیکخامشدرجوابو در سئوال
مانده حیران در بیابان خیال
هوش مصنوعی: او در پاسخ و سوال خاموش است و در دنیای خیال گیج و حیران مانده است.
بانو و دیگر زنان
هوش مصنوعی: زنان دیگر به جز بانو نیز در اینجا حضور دارند.
پس پری بانو به بالا برد دست
این سکوت خویش و آن غوغا شکست
هوش مصنوعی: پری بانو با حرکت دستش این سکوت را شکست و آن هیاهو را فرو نشاند.
گفت کای شهزادگان نامدار
هر یکی از آهریمن یادگار
هوش مصنوعی: ای شاهزادگان بزرگوار، بدانید که هر یک از شما یادگاری از دیو و اهریمن است.
گوش بگشایید هان!
هوش مصنوعی: گوشهایتان را باز کنید!
خسرو اهریمنانشاهی که هست
دیو از و دیو خشمش زبر دست
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف خسرو، شاهی قدرتمند و توانا، میپردازد که خصایص یک موجود افسانهای و اهریمنی دارد. او چنان قدرتی دارد که میتواند بر دیوان فائق آید و خشم او بهقدری است که به راحتی میتواند بر همه چیز مسلط شود.
پادشاه و شهریار پر فروغ
ان که همدستش بود دیو دروغ
هوش مصنوعی: پادشاه و فرمانروای درخشان، کسی است که در کنار او، دروغ و فریب حضور دارند.
هست در بندی گران
هوش مصنوعی: در پیوندی سخت و دشوار قرار دارد.
بسته برگردونه چون کاو خراس
ز او ندارند ایچگون بیم و هراس
هوش مصنوعی: در این بیت به این معنی اشاره شده که کسی به سوی خویش باز میگردد و از او هیچگونه ترس و نگرانی وجود ندارد. این بازگشت به دلیل امنیت و آرامشی است که از شخصیت او ناشی میشود.
ربش گشتاز چرم گردون شانهاش
وز مهاری بینی شاهانهاش
هوش مصنوعی: به خاطر تقدیر و سرنوشت به مانند شانهای از پوست آسمان است و به خاطر مهاری که به زیبایی او تعلق دارد.
ساقی ازکند کلان
هوش مصنوعی: ای ساقی، از ظرف بزرگ شراب بزن.
شب کنندش در نهانگاه ستور
کس نیارد کرد نزدیکش عبور
هوش مصنوعی: او در شب به جایگاهی مخفی میرود که هیچکس جرئت نزدیک شدن به آنجا را ندارد.
صد سک اندرگرد او مشغول پاس
هریکی همچون پلنگی پرهراس
هوش مصنوعی: صد سگ دور او در حال مراقبت هستند، هر یک مانند پلنگی ترسیده و محتاط به نظر میرسد.
گرد سگها دیدهبان
هوش مصنوعی: دیدهبان، همانند گردی که به دور سگها میچرخد و مراقب است، توجه و سرپرستی میکند.
روز برگردونهبندندشچوگاو
گاوکیدارد بر این گردونه تاو؟
هوش مصنوعی: روز به دورانی برمیگردد که مانند گاوی گرفتار در گردونهای است. آیا این گاو بر این گردونه توانایی دارد؟
این تصویر به حالتهای محدود و دشوار اشاره دارد که انسانها یا موجودات دیگر ممکن است در آن گرفتار شوند.
کرده در بینی از ابریشم مهار
بر دوکتفش بندکردون استوار
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به این است که فردی با مهارت و دقت، کنترل و تسلط زیادی بر کار خود دارد. او به مانند کسی است که با استفاده از ابریشم، مواظب و محکم از چیزی نگهداری میکند. این تصویر نشاندهندهی کارآمدی و استواری در عملکرد اوست.
اینت خصمی بیامان
هوش مصنوعی: این شخص دشمنی سخت و بیرحم است.
گر به سرشان کوه هیمالی زنیم
باکه التایی بر آنان افکنیم
هوش مصنوعی: اگر بر سرشان کوهی از هیمالیا بریزیم، بازم نمیتوانیم بر آنها فشار بیاوریم.
یا فشانیم آتش اندر کاخشان
یا نهان سازیم در سوراخشان
هوش مصنوعی: یا آتش ر ا در کاخهایشان بریزیم یا آن را در مکانهای پنهانی مخفی کنیم.
هست شه را بیم جان
هوش مصنوعی: پادشاه از جان خود هراس دارد.
پس همان بهترکه پیغامی دهیم
وز پی دیدار، میعادی نهیم
هوش مصنوعی: بهتر است که پیامی به یکدیگر بدهیم و برای دیدار، زمان مشخصی را تعیین کنیم.
صلح را بنیان کنیم اندر جهان
بلکه شاه ما رهد زبن اندهان
هوش مصنوعی: بیایید در سراسر دنیا پایههای صلح را بنا کنیم تا شاید شاه ما از دست دشمنان رهایی یابد.
رو نهد زی خانمان
هوش مصنوعی: او به آرامی به خانه میآید.