برگردان به زبان ساده
بود در بصره جوانی ز اعراب
شده از عشق بتی مست و خراب
هوش مصنوعی: در بصره جوانی از میان اعراب زندگی میکرد که به خاطر عشق به معشوق خود به شدت مجنون و خراب حال شده بود.
دختری آفت دل، غارت دین
غمزهاش در ره جانها به کمین
هوش مصنوعی: دختری که دلها را به شدت میرباید و با ناز و چشمکهایش، احساسات را به بازی میگیرد و در مسیر زندگی، برای جانها خطرناک است.
چشم جادوش به کفر آغشته
صف مژگان ز خدا برگشته
هوش مصنوعی: چشم سحرآمیز او، همچون کفر، چنان جذاب است که صف مژههایش از رحمت خدا جدا شده است.
عشوهاش خون جوانان خورده
دل صد پیر و جوان آزرده
هوش مصنوعی: خوشحالی و زیبایی او دلهای بسیاری از پیران و جوانان را آزرده کرده و به تعبیر دیگر، تاثیر عمیقی بر احساسات آنها گذاشته است.
نازپرور صنمی، سنگدلی
بیوفا شاهد پیمان گسلی
هوش مصنوعی: عشقم که مورد توجه و محبت قرار گرفته، اکنون با بیوفایی و سختدلی به من خیانت میکند و پیمانمان را شکسته است.
بصره از غمزهٔ او گشته خراب
رانده شطالعرب از چشم پرآب
هوش مصنوعی: بصره به خاطر ناز و اداهای او ویران شده و رودخانه شطالعرب از چشمان پرآب او دور شده است.
بصره را زآن خم زلف شبرنگ
داده بیم از خطر لشکر زنگ
هوش مصنوعی: بصره به خاطر آن خم زلف تیره و خوشرنگ، نگران خطر لشکر سیاه است.
دل مردان عرب، خستهٔ او
شد دل مرد جوان بستهٔ او
هوش مصنوعی: دل مردان عرب از او خسته شده است و دل مرد جوان به او وابسته است.
آن جوان داشت یکی مادر پیر
به هواداری فرزند، اسیر
هوش مصنوعی: جوانی داشت مادر پیر و سالخوردهای که به خاطر محبت و حمایت از فرزندش، در شرایط سختی گرفتار شده بود.
مادری بسته به فرزند، امید
موی در تربیتش کرده سفید
هوش مصنوعی: مادری به خاطر فرزندش، وقتی در تربیت او زحمت کشیده و تلاش کرده، موهایش در اثر آن زحمت سپید شده است.
گفت با مادر خود راز نهفت
مادر از روی وفا قصه شنفت
هوش مصنوعی: دختر با مادرش رازی را در دل نگه داشت و مادر به خاطر صداقت و وفاداریاش، داستان را به دقت گوش داد.