برگردان به زبان ساده
چون رسیدم به چند میلی ری
باد و باران وزبد پی در پی
هوش مصنوعی: وقتی به چند مایلی ری رسیدم، باران و باد به طور پیوسته میوزید.
شب تاربک و باد سرد وزان
کس و ناکس به قهوهخانه خزان
هوش مصنوعی: شب تاریک و سرد با بادی که میوزد، کسی به قهوهخانه نمیآید.
بود گردونهایم جای نشست
خود و اطفالم اندر آن دربست
هوش مصنوعی: ما در این دنیا همچون چرخوفلک در حال گردشیم، و جای پای ما و فرزندانمان در این مسیر کاملاً مشخص و جا افتاده است.
بار و کالای خانه بسته به هم
بار کرده در آن ز پشت و شکم
هوش مصنوعی: بار و کالای خانه بههم مرتبط و پیوستهاند و این پیوستگی از وضعیت سختی که بر زندگی حاکم است، نشأت میگیرد.
رختخواب و مسینه و اسباب
جامهدان و لباس و فرش وکتاب
هوش مصنوعی: این بیت به توضیح و توصیف وسایل و لوازم زندگی میپردازد، مانند تخت خواب، مسافرت، وسایل احتیاطی، لباسها، فرش و کتابها. به طور کلی، به لوازمی اشاره دارد که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار میگیرند و نشانههایی از راحتی و آرامش هستند.
بود قصدم که هم در آن سر شب
بدوانیم سوی ری مرکب
هوش مصنوعی: من تصمیم داشتم در آغاز شب، با سرعت به سوی ری بروم.
سی و شش ساعتست تاکه مدام
خواب بر چشم ما شدست حرام
هوش مصنوعی: سی و شش ساعت است که خواب به چشم ما حرام شده و نتوانستهایم بخوابیم.
باید امشب رسیم با خانه
تا نماییم خواب جانانه
هوش مصنوعی: امشب باید به خانه برسیم تا خواب خوش و دلچسبی داشته باشیم.
مام در انتظار طفلان است
(«مهری» از یاد مام گریانست
هوش مصنوعی: مادر در انتظار فرزندانش است و یاد مهرمادر باعث گریهاش میشود.
من ز بیخوابی وتعب خسته
دو شبانروز دیده نابسته
هوش مصنوعی: من به خاطر بیخوابی و ناراحتی بسیار، دو شبانهروز را بدون خواب گذراندهام.
تند راندیم با هزار امید
حسنآباد شد ز دور پدید
هوش مصنوعی: با شتاب رفتیم و با هزار امید، حسنآباد از دور برای ما نمایان شد.
چند ماشین قطار استاده
همه از بهر حرکت آماده
هوش مصنوعی: چندین قطار در حال ایستادن هستند و همه آنها برای حرکت کردن آمادهاند.
یکی آینده و رونده دگر
آن یکی لنگ و آن دگر پنجر
هوش مصنوعی: یکی به جلو در حرکت است و در حال پیشرفت، در حالی که دیگری لنگ میزند و به آرامی پیش میرود.
بر در قهوهخانه مردی چند
راهداری و رهنوردی چند
هوش مصنوعی: در کنار قهوهخانه، چند مرد نشستهاند که هم به راهنمایی و هدایت مسافران مشغولند و هم به سفر و جابجایی.
روستایی گرفته بار الاغ
قهوهچی زر شمرده پیش چراغ
هوش مصنوعی: یک روستایی بار الاغی را که متعلق به قهوهچی است، به دقت و با احتیاط شمرده و در کنار چراغ قرار داده است.
پاسبانی به کف گرفته تفنگ
شوفری با مسافران در جنگ
هوش مصنوعی: یک نگهبان با تفنگش در کنار مسافران در حال جنگ و درگیری است.
بود قصدش که شب درنگ کند
وندر آن قهوهخانه لنگ کند
هوش مصنوعی: او قصد داشت که شب را در قهوهخانه بماند و وقت خود را در آنجا صرف کند.
پاسبان با کمال بیدردی
بود ناظر ولی به خونسردی
هوش مصنوعی: نگهبان به طور کامل و با بیاحساسی به نظارت میپرداخت، اما بسیار آرام و بیهیجان بود.
بیوهای زان شُفُر شکایت کرد
پاسبان از شُفُر حمایت کرد
هوش مصنوعی: یک زن بیوه از بدیهای زندگی خود شکایت کرد و پاسبان از او حمایت و دفاع کرد.
که توقف در آن مغازهٔ دود
داشت از بهرشان فراوان سود
هوش مصنوعی: در این مغازه که دودی در آن وجود دارد، برای آنها نفع زیادی حاصل میشود.
چونبخوردند کودکان همه چای
به شوفر گفتم ای رفیق مپای
هوش مصنوعی: وقتی کودکان چای خود را نوشیدند، به راننده گفتم: دوست من، بگذار آرامش برقرار باشد.
زود بنزین بریز و گاز بساز
که شبی تیره است و راه دراز
هوش مصنوعی: بنزین را سریع بریز و گاز کن، چون امشب تاریک است و مسیر طولانی پیش رو داریم.
که بهناگه یکی بیامد پیش
گفت باید کنیمتان تفتیش
هوش مصنوعی: ناگهان شخصی آمد و گفت: باید شما را بررسی کنیم.
چون که چیزی نبودم اندر بار
ننهادم به مشت او دینار
هوش مصنوعی: وقتی که من هیچ مقدار و ارزشی نداشتم، چیزی را در دستان او قرار ندادم تا به عنوان بها از من بگیرد.
گفتمش با لبی پر از خنده
بوی خیری نیاید از بنده
هوش مصنوعی: به او گفتم که با لبخندی پر از شادی، از من چیز خوبی نمیتوان انتظار داشت.
هرچه خواهد دلت پژوهش کن
چیزی ار یافتی نکوهش کن
هوش مصنوعی: هرچه که دل تو میخواهد، در آن جستجو کن و اگر چیزی پیدا کردی، به خاطر آن از خودت انتقاد کن.
رفت و بگشود جمله بار مرا
سخت دشوار کرد کار مرا
هوش مصنوعی: او رفت و مشکلات زیادی برای من ایجاد کرد که کارهایم را بسیار سخت کرد.
بندها را زیکدگر ببرید
تنگها را چو رهزنان بدربد
هوش مصنوعی: زنجیرها را از هم جدا کنید و تنگناها را همچون دزدانی که به در بدوند، کنار بگذارید.
جامهدانهای من به خاک انداخت
بارها را ز هم پریشان ساخت
هوش مصنوعی: کیفهای من بارها به زمین افتادند و محتویاتشان به هم ریخته شد.
فرشها را به راه چید همه
رختها را به گل کشید همه
هوش مصنوعی: همه فرشها را به دقت کنار هم قرار داد و تمام لباسها را به زیبایی تزیین کرد.
کودکان را یکان یکان آورد
بغل و جیبشان تفحص کرد
هوش مصنوعی: کودکان را یکی یکی آوردند، آنها را در آغوش گرفتند و در جیبهایشان جستجو کردند.
داد آواز و زالی آمد پیش
تا زنان را همی کند تفتیش
هوش مصنوعی: زنگ و صدای بلندی به گوش رسید و زالی (یا هیئت تحقیق) به سمت زنان آمد تا آنها را مورد بررسی قرار دهد.
جست و پیمود آن تُنُکمایه
جیب و جوراب کلفت و دایه
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که دارای ویژگیهای خاصی است و به نوعی نازکمایه و لطیف به نظر میرسد. در اینجا، جیب و جوراب او بزرگ و کلفت هستند، و همچنین به دایهاش اشاره دارد که نشاندهنده وابستگی او به مراقبت و توجه دیگران است. در مجموع، این توصیف به بررسی ترکیب ظرافت و حمایت از سوی نزدیکان اشاره دارد.
بود زنبیلکی به بار اندر
شیشهٔ می در آن چهار اندر
هوش مصنوعی: زنی در حال باربرداری بود و درون شیشهای، مینوشید. در این وضعیت، چهارچشمی به اطراف نگاه میکرد.
گفت می بیجواز ممنوع است
هست قاچاق و غیر مشرع است
هوش مصنوعی: گفتند بدون مجوز ورود ممنوع است، این کار قاچاق و غیرقانونی است.
گفتمش این شراب شیراز است
سالخوردهست و خانه انداز است
هوش مصنوعی: به او گفتم این شراب از شیراز است، سالهاست که عمرش طولانی است و از خود یک حس و حال ویژهای را به خانه میآورد.
این شراب از حکیم دستور است
داروی چند طفل رنجور است
هوش مصنوعی: این شراب بر اساس راهنمایی یک حکیم تهیه شده و میتواند به عنوان دارویی برای چندین کودک بیمار عمل کند.
گر به تهران شراب دارد باج
در صفاهان و پارس نیست خراج
هوش مصنوعی: اگر در تهران شراب موجود باشد، در اصفهان و فارس نیازی به پرداخت مالیات وجود ندارد.
گفت از امروز کردهاند اعلان
باج دارد شراب اصفاهان
هوش مصنوعی: از امروز اعلام کردهاند که برای نوشیدن شراب اصفهان باید هزینهای پرداخت شود.
گفتم امروز اگر شدست اعلام
که می بیجواز هست حرام
هوش مصنوعی: امروز اگر اجازهای برای نوشیدن الکل وجود نداشته باشد، صحبت کردن دربارهاش هم ممنوع است.
من دو روز است تا از اصفاهان
رخت بستم به جانب تهران
هوش مصنوعی: دو روز است که از اصفهان به سمت تهران سفر کردهام.
گفت بی فایدست چون و چرا
حکم قانون ندارد استثنا
هوش مصنوعی: میگوید که بحث کردن دربارهی جزئیات و دلایل، بیفایده است؛ زیرا قانون هیچ استثنایی ندارد و باید به آن عمل کرد.
بایدت سر به حکم عرف نهی
پنج تومان و نیم جرم دهی
هوش مصنوعی: باید از روی عرف و ادب، پنج تومان و نیم را پرداخت کنی و در عوض، به جای آن گناهی مرتکب نشوی.
پس نشست و نوشت با مسمس
قصه را چند صورت مجلس
هوش مصنوعی: پس او نشسته و با قلم مسی، داستان را به چند شکل و قالب متفاوت نوشت.
چون به هریک نهاد صحه رئیس
صحه کردند پاسبان و پلیس
هوش مصنوعی: زمانی که هر کس بر کسی نظارت و کنترل داشته باشد، پاسبان و پلیس هم به او احترام میگذارند و تأییدش میکنند.
پنج تومان و نیم زر دادم
می و زنبیل هم بسر دادم
هوش مصنوعی: من پنج تومان و نیم زر پرداخت کردم و همچنین یک زنبیل هم به آن اضافه کردم.
جمع کردم، لبی پر از دشنام
رخت و کالای خود ز شارع عام
هوش مصنوعی: من زبانآوری دارم پر از ناسزا و کالا و لباس خود را در معبر عمومی جمع کردهام.
دو سه ساعت درین بسر بردیم
ساعتی نیز آب و نان خوردیم
هوش مصنوعی: ما چند ساعتی را در اینجا گذراندیم و دقایقی هم به صرف آب و غذا پرداختیم.
قهوهچی برد باقی زر و مال
ماندهٔ دزد را برد رمّال
هوش مصنوعی: قهوهچی بقیه پول و داراییهایی که دزد باقی گذاشته بود را برد.
چرب کردند سبلتی یاران
من و اطفال مانده در باران
هوش مصنوعی: دوستهای من به خوبی و مهربانی پرداختهاند و بچههای ما در باران به حال خود رها شدهاند.
شب ما برگذشت از نیمه
کودکان خسته، من سراسیمه
هوش مصنوعی: شب ما به نیمه رسید و کودکان خسته شدهاند، من در حال نگرانی و اضطراب هستم.
برنشستیم از آن کریوهٔ آز
بگرفتیم پیش، راه دراز
هوش مصنوعی: ما از آن فریب و ظلمتی که ما را در بر گرفته بود برخواستهایم و اکنون در مسیر طولانیای قرار گرفتهایم.
تا سحر چرت بود و خمیازه
تا رسیدیم ما به دروازه
هوش مصنوعی: تا صبح خوابآلود و خسته بودیم تا اینکه به دروازه رسیدیم.
ساعتی هم در آن مکان ماندیم
مبلغی سیم نقد افشاندیم
هوش مصنوعی: مدتی را در آنجا گذراندیم و مقداری پول نقد هم در آنجا خرج کردیم.
تا از آن نقد، مهتر بلدی
نسیه سازد سعادت ابدی
هوش مصنوعی: برای دستیابی به موفقیت و خوشبختی پایدار، باید از فرصتهای واقعی و ارزشمند استفاده کرد و به جای اتکا به وعدههای نسیه و بیپایه.
بود القصه وقت بوق سحر
که نمودیم سوی شهر گذر
هوش مصنوعی: در نهایت، صبحگاه هنگام اذان که به سمت شهر حرکت کردیم.
با تنی خسته و خیال پریش
برسیدیم تا به خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: با بدنی خسته و ذهنی پریشان به خانه خود رسیدیم.
لب چو از قند یار بوسه گشاد
تلخی این سفر برفت از یاد
هوش مصنوعی: وقتی لبانم با بوسهای از قند یار ملاقات کرد، تلخی سفر از یادم رفت.
پس چندی، از انحصارکسی
آمد و خواست عذر رفته بسی
هوش مصنوعی: مدتی بعد، فردی از انحصار خارج شد و درخواست کرد که به خاطر اشتباهاتش عذرخواهی کند.
گشت خستو که آن پلید نژاد
زر ما برده از ره بیداد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آن شخص خسته و نابود شده است، زیرا نژاد پلیدی که در مقام ظلم و ستم است، او را از مسیر خود دور کرده و به لحاظ روحی خوار کرده است.
شیشههای شراب را آورد
پنج تومان و نیم را رد کرد
هوش مصنوعی: شیشههای شراب را آوردند و قیمت آن را پنج تومان و نیم رد کردند.
لیک افسون کان شراب لطیف
فاسد و ترش گشته بود و کثیف
هوش مصنوعی: اما جادوی آن شراب نازک و لطیف، خراب و ترش شده بود و آلوده شده بود.
وان دغل کاردار کافر کیش
هست مشغول نابکاری خوبش
هوش مصنوعی: او که نیرنگ باز و کافر مذهب است، در حال انجام کارهای ناپسند و بدچشم است.
به خدایی که هست واقف راز
زانچه گفتم یکی نبود مجاز
هوش مصنوعی: به خدایی که به کل رازها آگاه است، هیچ یک از آنچه که گفتم، بیاساس و بیمنطق نیست.
باشد احوال ملت ایران
مثل آن شراب اصفاهان
هوش مصنوعی: باشد که حال و احوال مردم ایران مانند آن شراب اصفهان باشد.
که برندش به زور و آب کنند
ضایع و فاسد و خراب کنند
هوش مصنوعی: به زور او را از جایی که هست بیرون میکنند و او را نابود و خراب میسازند.
ور پس از مدتی دهندش باز
باد رحمت به سرکه و به پیاز
هوش مصنوعی: اگر بعد از مدتی به او دوباره نعمت و برکت را بازگردانند، همانند بازگشت نسیم رحمت به غذاهایی مانند سرکه و پیاز.
این ادارهچیان دزد و دغل
همه هستند غرق مکر و حیل
هوش مصنوعی: این مدیران و مسئولان همه در کارهای ناپاک و فریبکاری غرق شدهاند.
نه امانت نه حس ملیت
نه وظیفه نه پاکی نیت
هوش مصنوعی: نه اعتماد به کسی وجود دارد، نه حس تعلق به کشور، نه احساس مسئولیت و نه نیتی خالص.
گونی اینها هراول تترند
حاش لله که از تتر بترند
هوش مصنوعی: این افراد به شدت از تتر و وضعیت آن نگران هستند و به نوعی نمیتوانند از آن فرار کنند، چون در فکر خود همچنان به آن وابستهاند.
همگی بیعقیده و ایمان
بسته با دزد و راهزن پیمان
هوش مصنوعی: همه بدون ایمان و اعتقاد، با دزدها و راهزنان همدست شدهاند.
جملگی بارگردن من و تو
شغلشان لخت کردن من و تو
هوش مصنوعی: همه آنهایی که دور و بر ما هستند، کارشان این است که ما را برهنه کنند و از ما پرده بردارند.
همه با هم مخالف و دشمن
روی هم رفته دشمنان وطن
هوش مصنوعی: همه با هم در مخالفت و دشمنی هستند و در مجموع، آنها دشمنان کشور به حساب میآیند.
وان که باشد امیر این دزدان
هست باری نظیر این دزدان
هوش مصنوعی: کسی که فرمانده این دزدان است، به حقیقت همانند این دزدان است.
وزرا را صفای نیت نیست
اُمرا را غم رعیّت نیست
هوش مصنوعی: وزیران نیت پاک و خوبی ندارند و فرمانروایان نیز نسبت به رفاه مردم خود احساس نگرانی نمیکنند.
آن که در بند سیم و زر باشد
به رعایا کیش نظر باشد؟
هوش مصنوعی: کسی که به ثروت و داراییهای مادی وابسته است، نمیتواند به مردم و مشکلات آنان توجه کند.
راهی ار سازد و خیابانی
کارگاهی و کاخ و ایوانی
هوش مصنوعی: اگر راهی ایجاد کند، فضایی برای کار و ساختوساز و یا مکانی زیبا مانند کاخ و ایوان خواهد بود.
همه از بهر سود خویش کند
یا زبهر نمود خویش کند
هوش مصنوعی: همه افراد به خاطر منافع خود یا به منظور نشان دادن خودشان عمل میکنند.
تا از این ره شود به کار سوار
بنهد گنج درهم و دینار
هوش مصنوعی: تا از این مسیر فردی به مقصد برسد، گنج و ثروت را به دست خواهد آورد.
مهتر خانه چون زند تنبک
پای کوبند کودکان بیشک
هوش مصنوعی: اگر سرپرست خانواده به نواختن تنبک بپردازد، این نشان میدهد که کودکان نیز بیتردید به خوشحالی و شادی خواهند پرداخت.