برگردان به زبان ساده
در زمستان هوای اصفاهان
گشت چون زمهریر آفت جان
هوش مصنوعی: در زمستان، هوای اصفهان به قدری سرد و سخت میشود که مانند سرمای جانسوز است.
برفهایی دراوفتاد عظیم
شد در و دشتوکوه، معدن سیم
هوش مصنوعی: برفهای بسیار زیادی بر زمین و در دشت و کوهها نشسته است، مانند معادن نقره که انباشته شدهاند.
ماه دی جمله اینچنین بگذشت
ماه بهمن هوا ملایم گشت
هوش مصنوعی: در ماه دی، همه چیز به همین حالت گذشت و وقتی به ماه بهمن رسیدیم، هوا کمکم ملایم و دلپذیر شد.
بس که بارید از هوا باران
سر بسر نم کشید اصفاهان
هوش مصنوعی: باران به قدری در اصفهان باریده که آب در همه جا جمع شده و شهر باطراوت و سرسبز شده است.
پخت نانی فطیر ابر مطیر
خلق از آن نان شدند خانهخمیر
هوش مصنوعی: باران به قدری بارید که زمینی خیس و مرطوب شد و از این بارش، نان مایهدار به وجود آمد. مردم از این نان استفاده کردند و به خانههای خود رونق بخشیدند.
بس که باران به سقفها جاکرد
رویشان را به مردمان واکرد
هوش مصنوعی: باران به قدری بر روی سقفها میبارد که باعث میشود سقفها شکافهای کوچکی پیدا کنند و این شکافها خود را به مردم نشان دهند.
هرزه گشتند و عیبدار شدند
بر سر مرد و زن هوار شدند
هوش مصنوعی: مرد و زن به زیبایی و وضعیت خود اهمیت نمیدهند و به مشکلات و عیوب خود اشاره میکنند و به نوعی در حال فریاد و شکایت هستند.
برفهای پیاپی دی ماه
در در و دشت آب شد ناگاه
هوش مصنوعی: برفهای مداوم در دیماه به یکباره در زمین و دشت ذوب شدند.
سیلی آمد به زندهرود فرود
که کسی را به عمر یاد نبود
هوش مصنوعی: حیاتی پرنشاط و شاداب به یکباره دچار دگرگونی و ویرانی میشود، بهگونهای که هیچکس دیگر یادش نمیآید چه زمانی آن زندگی پرجنبوجوش وجود داشت.
بست سیوسه چشمه را سیلاب
وز دو بازوی پل برون زد آب
هوش مصنوعی: سیوسه چشمه به خاطر شدت سیلاب پرآب شده و از دو بازوی پل آب در حال جریان است.
سیل افتاد در خیابانها
پای دیوارها و ایوانها
هوش مصنوعی: باران شدیدی به پا خاسته و آب به خیابانها و کنار دیوارها و ایوانها سرازیر شده است.
از دو سو بسته شد طریق مجال
راه باغ ز رشک و طاق کمال
هوش مصنوعی: راه ورود به باغ به دلیل حسادت و کمالگرایی، از دو طرف مسدود شده است.
گوسفند و درخت و گاو ، بر آب
گردگردان چو گوی در طبطاب
هوش مصنوعی: در این تصویر، گوسفند و درخت و گاو بر روی آب مانند توپ در حال چرخش و بازی دیده میشوند. این توصیف به نوعی جاذبه و زیبایی طبیعت را نشان میدهد که زندگی و حرکت موجودات را در کنار هم به تصویر میکشد.
هرچه دیوار بود بر لب رود
همه یکباره آمدند فرود
هوش مصنوعی: هر چه موانع و دیواری که در کنار رود بود، همه به یکباره فرو ریختند و به پایین آمدند.
قصرها در میان آب روان
همچوکشتی شدند رقص کنان
هوش مصنوعی: قصرها در میان آبهای جاری مانند کشتیهایی هستند که به آرامی در حال رقصیدناند.
وان عمارت که خود زپا ننشست
دارد اکنون عصا ز شمع بهدست
هوش مصنوعی: آن بنایی که برپا شده و به خودی خود از جا نرانده است، حالا با عصا و شمعی در دست ایستاده است.
آب اگر یک وجب زدی بالا
میهمان میشدی به خانهٔ ما
هوش مصنوعی: اگر کمی آب بالا برود، به راحتی میتوانی به خانه ما بیایی و مهمان ما شوی.
پل خواجو مگو، صراط بگو
این سخن هم به احتیاط بگو
هوش مصنوعی: به جای نام بردن از پل خواجو، بهتر است به راهی مستقیم و درست اشاره کنیم؛ بنابراین این جمله را هم با احتیاط بیان کن.
زان که بد پیش سیل غرنده
هفت دوزخ یکی کمین بنده
هوش مصنوعی: از آنجا که در برابر طوفان و سیل نیرومندی قرار داریم، در هفت دوزخ یکی از آنها به کمین نشسته است.
دوزخ ارچه دهانه میخایید
دهنش پیش سیل میچایید
هوش مصنوعی: هرچند جهنم دهن گستردهای دارد، اما در برابر سیل عظیم، حتی آن دهن هم کوچک به نظر میرسد.
جستی این سیل اگربه دوزخ راه
ننهادی اثر ز خشم اله
هوش مصنوعی: اگر این طغیانی که ایجاد کردی، به دوزخ راه نمییافت، نشانهای از خشم الهی بر تو باقی نمیماند.
ور شدی جانب بهشت روان
محو کردی نشان باغ جنان
هوش مصنوعی: اگر به سوی بهشت رفتی، نشانههای باغ بهشت را تحت تاثیر قرار دادی و از بین بردی.
کندی از جا بهشت و دوزخ را
صاف کردی صراط و برزخ را
هوش مصنوعی: تو از جا بهشت و جهنم را صاف کردی و راه و برزخ را هم به روشنی نشان دادی.
سیل را دیدم از پل خواجو
چین فکنده ز خشم بر ابرو
هوش مصنوعی: سیل را دیدم که با خشم، از پل خواجو عبور کرده و آب را به طرز عجیبی به هم ریخته است.
شترکها ز موجخیز، دوان
راست چون پشتههای ریگ روان
هوش مصنوعی: شترها به نرمی و به سرعت از روی امواج دریا عبور میکنند، همچنان که تپههای ریگ به آرامی در حال حرکت هستند.
بر سر موجهاش چین و شکن
حلقه حلقه چو غیبهٔ جوشن
هوش مصنوعی: بر فراز موجها، چین و چروکهایی دیده میشود که مانند حلقههای زره است و زیبایی خاصی به آن میبخشد.
بود نر اژدری دمنده چو برق
تنش در خون بیگناهان غرق
هوش مصنوعی: یک اژدهای نر قدرتمند و خطرناک وجود دارد که مانند برق در میان خون کسانی که بیگناه هستند، حرکت میکند و این خونریزی را به وجود میآورد.
قصد صحرا نموده از کورنگ
ساخته جا به گاوخونی تنگ
هوش مصنوعی: به بیابان رفته و از رنگ کورنگ (رنگی تیره) مکانی برای استراحت در نزدیکی گاوخونی ساخته است.
زی ده و روستا شتابیده
خورده در راه هرچه را دیده
هوش مصنوعی: از ده و روستا بیرون رفته و در مسیر، هر چیزی را که دیده، با شتاب و سرعت بلعیده است.
بانگ سخنش که گوش کر می کرد
از دو فرسنگ ره خبر می کرد
هوش مصنوعی: صدای سخنش آرزوی شنیدن داشت، حتی اگر از دو فرسنگ دورتر بود، تمام جزئیات را به خوبی منتقل میکرد.
شهرداران به وقت برجستند
راه او را ز شارسان بستند
هوش مصنوعی: شهرداران در زمان مشخصی، به خاطر او، راهش را از موانع و مشکلها پاک کردند.
رخنههایی که بود جانب شهر
زود کردند سد ز جدول و نهر
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به آسیبهایی است که در اطراف شهر به وجود آمده است و برای جلوگیری از ورود آب از جداول و نهرها، اقداماتی انجام شده است. به عبارتی، سعی شده تا از نفوذ آب به منطقه جلوگیری شود.
ورنه اوضاع شهر بود خراب
پل ما مانده بود آنور آب
هوش مصنوعی: اگر اوضاع شهر خراب نبود، پل ما در آن سمت آب باقی میماند.