برگردان به زبان ساده
ظالمی داشت زر برون ز حساب
شب نمیشد ز بیم دزد به خواب
هوش مصنوعی: یک ظالمی بود که بایستی زر و مال خود را حساب کند، اما به خاطر ترس از دزدان، شبها خوابش نمیبرد.
با چنان مال و ثروت هنگفت
خواست گنجینهای کند بنهفت
هوش مصنوعی: او با آن مال و ثروت فراوان خواست که گنجینهای بسازد و مخفی کند.
تا سویش دزد راهبر نشود
هیچ کس را از آن خبر نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که راهنمایی برای رسیدن به او وجود ندارد، هیچ کس از مسیر آن آگاه نخواهد شد.
پس پژوهنده شد ز معماری
خواست مردی امین و دینداری
هوش مصنوعی: پس محقق به دنبال معمار رفت و از او خواست مردی را پیدا کند که هم مورد اعتماد باشد و هم دیندار.
که به تدبیر گنجخانه ی خویش
راز با وی گذارد اندر پیش
هوش مصنوعی: کسی که با تدبیر و فکر خود، رازهایش را با او در میان میگذارد و به او اعتماد دارد.
نیکمردان شهر و دینداران
اوستادان کار و معماران
هوش مصنوعی: مردان خوب و دیندار شهر، استادان حرفه و سازندگان هستند.
چون ز مقصود شه شدند آگاه
رخ نهفتند یک یک از در شاه
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه از نیات آنان باخبر شد، هر یک به آرامی و به طور پنهانی از درب خارج شدند.
خشمگین شد ملک ازآن رفتار
دادشان گوشمالها بسیار
هوش مصنوعی: ملک از رفتار آنها خشمگین شد و آنها را به شدت تنبیه کرد.
برخی از قهر او شدند زبون
برخی از شهر او شدند برون
هوش مصنوعی: عدهای از شدت غضب او به ذلت افتادند و عدهای دیگر از شهر او بیرون رانده شدند.
زان میان طامعی اسیر هوا
تازه کاری جسور و بیپروا
هوش مصنوعی: در میان آن همه آرزو و اشتیاق، یک نفر وجود دارد که به خاطر خواستههایش اسیر شده و با بیپروایی و شهامت، به سمت اهدافش میرود.
محنت همگنان غنیمت جست
گفت من سازم این طلسم درست
هوش مصنوعی: مشکلات و دشواریهای دیگران را فرصتی برای خود میدانم و میگویم که من این مسئله را به درستی حل خواهم کرد.
گشت نزدیک شاه و یافت قبول
کار بگرفت پیش، مرد فضول
هوش مصنوعی: مرد فضولی به شاه نزدیک شد و از او رضایت و قبولیت برای انجام کارش را گرفت و به دنبال آن کار را شروع کرد.
شه بر او خواند آفرین بسیار
دست و بالش فراخ کرد به کار
هوش مصنوعی: سلطان به او بسیار احترام گذاشت و با محبت و لطف، امکانات زیادی را برای او فراهم کرد تا بتواند به خوبی عمل کند.
همه را دور ساخت از در شاه
گشت خود پیشکار و یاور شاه
هوش مصنوعی: همه را از دربار شاه دور کرد و خودش به عنوان پیشکار و همراه او برگزیده شد.
گشت معروف نزد همکاران
نیز محسود شد بر یاران
هوش مصنوعی: سروصدای خوبی که در میان همکاران داشت، باعث حسادت دیگران نسبت به دوستانش شد.
از کفایت بلند شد شأنش
گشت اکفی الکفات عنوانش
هوش مصنوعی: شخصی که به اندازه کافی و بیشتر از نیازهای خود دارد، مقام و منزلت او نیز بالاتر میرود و به عنوان فردی برجسته شناخته میشود.
اوستادان شهر خوار و نفور
همه در بیکفایتی مشهور
هوش مصنوعی: استادان شهر به خاطر بیکفایتیشان مورد بیاحترامی و نفرت قرار دارند.
قرب ده سال برد سعی به کار
تا که شد گنجخانهها طیار
هوش مصنوعی: کسی به مدت ده سال تلاش کرد تا موفق به ساختن گنجینههای بزرگ شود.
گنجها در نهان گذارده شد
گشت یک چار و چار چارده شد
هوش مصنوعی: گنجها در پنهان نگهداری شدهاند و حالا به گونهای است که تبدیل به معما و پیچیدگی شدهاند.
بست سیصد طلسم بر هر گنج
برد از هر دری هزاران رنج
هوش مصنوعی: سیصد طلسم بر هر گنج بسته شده است و از هر در که بخواهی، هزاران دشواری بر سر راهت قرار دارد.
قفلها در بلند و پست نهاد
رمزها درگشاد و بست نهاد
هوش مصنوعی: قفلها در جای بلند و کوتاه قرار دارند، رمزها را باز کرده و قفلها را بستهاند.
خود به تنها ز فرط عیاری
هیچ کس را نداده همکاری
هوش مصنوعی: به خاطر نبوغ و مهارت زیاد خود، هیچکس را قادر به کمک نمیدانم.
گشت محرم در آن نهانخانه
ایمن از چشم خویش و بیگانه
هوش مصنوعی: در آن مکان پنهان، هر کس از نگاه خود و دیگران محفوظ است و در امن و امان قرار دارد.
کار از پیش برد و کرد تمام
غافل از حیلهبازی ایام
هوش مصنوعی: او کارش را به خوبی انجام داد و همه چیز را به اتمام رساند، در حالی که از نیرنگهای روزگار غافل بود.
مرد ظالم چو گنج ساخته دید
زبر لب بر سفاهتش خندید
هوش مصنوعی: مرد ظالم وقتی که گنجی جمعآوری کرد، بر نادانی و حماقت خودش لبخند زد.
در یکی زان طلسمهاش انداخت
کار ابله در آن طلسم بساخت
هوش مصنوعی: در یکی از آن جادوها، کار نادان به جادوگری افتاد و با آن جادو، چیزی ساخت.
مرد ناآزموده در آن بند
این سخن میسرود و جان میکند
هوش مصنوعی: مردی که تجربه کافی ندارد، در آن شرایط خاص این حرفها را میزد و برای رسیدن به هدفش تلاش میکرد.
آن که با شیر شرزه آمیزد
خون خود را به رایگان ریزد
هوش مصنوعی: کسی که با خطر و چالشهای بزرگ روبرو شود، باید عواقب آن را بپذیرد و ممکن است متحمل هزینههای سنگینی شود.
هرکه با ظالمان بود کارش
حق بدیشان کند گرفتارش
هوش مصنوعی: هرکسی که با ستمگران رابطه برقرار کند، در نهایت خودش گرفتار آنها خواهد شد و کارش به ناحق به آنها میرسد.
از بزرگان انگلیس تنی
رانده در زیر تیغ، خوش سخنی
هوش مصنوعی: شخصی از میان بزرگان انگلستان به خاطر سخنان دلنشین و شیرینش، تحت فشار و انتقاد قرار گرفته است.
«وای آن کس که در بسیط جهان
تکیه سازد به قول پادشهان»
هوش مصنوعی: آه بر آن کسی که در گیتی به سخنان پادشاهان تکیه کند و به آنها اعتماد نماید.
ای که داری خبر ز سر ملوک
سزد ار خویش را بسازی سوک
هوش مصنوعی: ای کسی که از حال پادشاهان باخبری، خوب است که خود را از بیخودی و سرگردانی دور نگهداری و به خودسازی مشغول شوی.
شاه شیر است، نزد شیر مرو
ور روی سوی او دلیر مرو
هوش مصنوعی: پادشاه همانند شیر است، پس نزد او نرو، و اگر به سمت او روی، شجاعانه نزدیک نشو.