برگردان به زبان ساده
موسم نوبهار خانهٔ من
هست از انبوه گل یکی گلشن
هوش مصنوعی: فصل بهار است و خانهٔ من پر از گلهای زیباست، به طوری که یک باغچهی کوچک را تشکیل میدهد.
شده نه سال تا در این خانه
خوب یا بد گزیدهام لانه
هوش مصنوعی: مدت نه سال است که در این خانه زندگی میکنم، چه خوب باشد و چه بد، مثل پرندهای که لانهای پیدا کرده است.
هست یک میل دورتر ازشهر
لاجرم دارد از نظافت بهر
هوش مصنوعی: یک تمایل وجود دارد که از شهر دورتر است، بنابراین ناچار است از پاکیزگی و نظافت برخوردار باشد.
مگس آنجاکمست وآب فزون
تابش ماه و آفتاب فزون
هوش مصنوعی: مگس در جایی پرواز میکند که آب و نور ماه و آفتاب بیشتر است.
غرش و هایهوی وهمهمه نیست
گرد و دود وخروشو دمدمهنیست
هوش مصنوعی: سر و صدا و هیاهو نیست، غبار و دودی هم وجود ندارد، همه چیز آرام و بیسر و صداست.
هرگل طرفهای که دیدستم
یا به نزدکسی شنیدستم
هوش مصنوعی: هر گل زیبایی که مشاهده کردهام یا دربارهاش از کسی شنیدهام، مرا تحت تأثیر قرار داده است.
جابجا کشته و زده پیوند
به طریقی که ذوق کرده پسند
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و هنرمندی اشاره شده که در آن، کسی با مهارت و سلیقه، افراد را در موقعیتهای مختلف قرار میدهد و به نوعی آنها را به هم مرتبط میکند. این کار، نشان از ذوق و هوش هنری دارد که در ایجاد این پیوندها به کار میرود.
هرکجا بود میوهٔ خوشخوار
کشته درباغ وآمدست به بار
هوش مصنوعی: هر جا میوهٔ لذتبخش و خوشمزهای وجود دارد، درخت آن در باغ بوده و با توجه به شرایط مناسب بار آورده است.
تخم گل خواسته ز راه دراز
کشته و هر طرف نشانده پیاز
هوش مصنوعی: به طرز شگفتانگیزی، تخم گل که بهدقت کاشته شده، پس از یک سفر طولانی، به سرزمینهای مختلفی در کنار پیازها رسیده و در تمام آنجاها نشان و نشانههایی از خود به جای گذاشته است.
طرحهایی نوا نو افکنده
هریکی را به لونی آکنده
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی خاص و منحصر به فردی در این دنیا به نمایش درآمده و جلوهای از خود را به نمایش میگذارد.
گلبنان را نموده پیرایش
تاکها را بداده پرکاوش
هوش مصنوعی: سرزمین لبنان را زیبا و آراسته کردهاند و باغهای انگور را به خوبی رسیدگی و مراقبت کردهاند.
زلف شمشاد را به شانه زده
رسته در رسته صاف و راست چده
هوش مصنوعی: زلفهای زیبا و نرم مانند شمشاد، با دقت و ظرافت شانه شدهاند و در کنار یکدیگر به شکل منظم و صاف قرار گرفتهاند.
چون در اسفند برکشد جمره
نفس آشکار سوم ره
هوش مصنوعی: زمانی که در ماه اسفند، آتش نفس روشن میشود، در مسیر سوم نمایان میشود.
مهرمه مبلغی هزینه کند
هر طرف نوگلی خزینه کند
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که انسان برای هر چیز زیبا و تازهای هزینه کند و سرمایهگذاری کند.
پخش گردد خزبنهها در باغ
این بود شغل من زمان فراغ
هوش مصنوعی: در زمان آزادی و آسایش من، وظیفهام این بود که خزانهها را در باغ پراکنده کنم.
ز اول مهر تا بن اسفند
تن سپارم به جهد و رنج وگزند
هوش مصنوعی: از شروع مهر تا پایان اسفند، تمام تلاش و زحتم را صرف میکنم و به هر سختی و مشقتی تن میدهم.
تا به فصل بهار و وقت فراغ
چند روزی کنم نظارهٔ باغ
هوش مصنوعی: میخواهم چند روز به تماشای باغ بگذرانم، تا زمان بهار و وقتی که فارغ هستم.
چهر آن کودکان زیبا را
بینم و نو کنم تماشا را
هوش مصنوعی: من چهرههای زیبا و معصوم آن کودکان را مینگرم و لحظههایم را با دیدن آنها تجدید میکنم.
مردمان را هوس بسی به سر است
هوس من بدین دو مختصراست
هوش مصنوعی: مردم خواستهها و آرزوهای زیادی دارند، اما آرزوی من تنها به همین دو چیز خلاصه میشود.
که نشینم به باغ برلب آب
گه به گل بنگرم، گهی به کتاب
هوش مصنوعی: من در باغی نشستهام کنار آب، گاهی به گلها نگاه میکنم و گاهی به کتابم.
شاخ گل ساغر شراب منست
یار من دفتر وکتاب من است
هوش مصنوعی: شاخ گل نماد زیبایی و جذابیت است و شراب نمادی از شادی و زندگی است. یار من مانند دفتر و کتابی است که داستانها و لحظههای مهم زندگیام را در خود نگه میدارد.
لیکن امسال از پس شش ماه
حاصل رنج بنده گشت تباه
هوش مصنوعی: اما امسال، بعد از گذشت شش ماه، نتیجه تلاشهای من به هدر رفت.
تا به امروز از آخر اسفند
هستم اینجا به خون دل پابند
هوش مصنوعی: تا امروز که آخر اسفند است، من اینجا ماندهام و با دلی پر از غم و اندوه به زندگی ادامه میدهم.
هم نه پیدا که چند خواهم بود
تا به کی پایبند خواهم بود
هوش مصنوعی: نمیدانم چه مدت دیگر در این حالت خواهم بود و تا چه زمانی به این وضعیت پابند خواهم ماند.
من چنین بسته چند مانم چند؟
زار و دلخسته چند مانم چند!؟
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید در این حالت غمگین و دلbroken بمانم؟ چقدر باید به این وضعیت ادامه دهم؟