برگردان به زبان ساده
نمرهٔ دو بُوَد چو نمرهٔ یَک
لیک لختی از آن فراخترک
هوش مصنوعی: دو به اندازهٔ یک است، اما کمی بیشتر از آن فضا دارد.
نیست دیوار او سیه چو زغال
تیغهای بین محبس است و مبال
هوش مصنوعی: دیوار او به سیاهی زغال نیست، بلکه تیغهای است که بین محبس و بیمبالاتی قرار دارد.
هست بر سقف او یکی روزن
که شود حبسگاه از آن روشن
هوش مصنوعی: بر سقف این مکان یک روزنه وجود دارد که از آنجا نور به درون میتابد و باعث روشن شدن فضای درونی میشود، در حالی که این مکان به نوعی زندان محسوب میشود.
روی در نیز هست پنجرهای
دارد از هر طرف هوا خورهای
هوش مصنوعی: بر روی این در، پنجرهای وجود دارد که از هر طرف باد و هوا به درون میآید.
در بر نمرهٔ یک این نمره
هست چون در بر سبو خمره
هوش مصنوعی: اگر در مکان خاصی نشستهای، همانند این است که در ظرفی خاص قرار داری. در واقع، ایراد و ویژگیهای آن مکان به تو ارتباط مییابد.
محبس قصر بهتر از شهر است
که ز نور و نظافتش بهر است
هوش مصنوعی: زندان قصر نسبت به شهر بهتر است، چون از نور و پاکیزگی بیشتری برخوردار است.
هرکه این کاخ ساخته است به شهر
بوده با نوع مردمش سر قهر
هوش مصنوعی: آن کسی که این ساختمان را ساخته، در شهر زندگی میکند و با مردم آنجا رابطه خوبی ندارد.
شمس را اندر او نظارت نیست
آفتاب اندرین عمارت نیست
هوش مصنوعی: در درون او نور شمس وجود ندارد، همانطور که آفتاب در این بنا حضور ندارد.
آن که خدام و آن که مخدومند
همه از آفتاب محرومند
هوش مصنوعی: هر دو گروه، خدمتگزاران و خدمتگیرندگان، از نور و برکت الهی به دور هستند.
رؤسا را چو حال آن باشد
حال زندانیان چهسان باشد
هوش مصنوعی: اگر حال رؤسای جامعه اینگونه باشد، وضعیت زندانیان چگونه خواهد بود؟
مر مرا زآن فضای پست وزبون
عصرآن روز خواستند برون
هوش مصنوعی: مرا از آن محیط پست و سطحی رنگ و روی آن روز جدا کردند.
شده خاص من اندربن اوقات
حجرهای در رواق تامینات
هوش مصنوعی: در این زمان، یک فضای مخصوص و منحصر به فرد برای من در گوشهای آرام و دلنشین فراهم شده است.
یکی از دوستان پاکضمیر
پایمردی نمود پیش امیر
هوش مصنوعی: یکی از دوستان نیکسرشت، در برابر امیر، شجاعت و استقامت از خود نشان داد.
این فلاحم ز پایمردی اوست
کیست بهتر به روزگار از دوست
هوش مصنوعی: این موفقیت من به خاطر پایداری و حمایت اوست. آیا کسی بهتر از دوست در روزهای سخت وجود دارد؟
زیمن این حجره «بیت عاتکه» بود
اینهم از برکت برامکه بود
هوش مصنوعی: این اتاق به خاطر من به «بیت عاتکه» تبدیل شده است و این اتفاق نتیجهی خیر و برکت خاندان برامکه است.
منخود این حجره دیدهام دو سه راه
بودهام اندرو نکرده گناه
هوش مصنوعی: من خود این اتاق را دیدهام و در آنجا دو یا سه بار حضور داشتهام، اما هیچگاه گناهی نکردهام.
یک سفر یار «رهنما» بودیم
از اسیران « کودتا» بودیم
هوش مصنوعی: ما یک سفر را به عنوان راهنما آغاز کرده بودیم و از جمله کسانی بودیم که به دلیل یک کودتا به اسیری در آمده بودیم.
سید هاشم بدند و ساعتساز
چار مسکین به یک قفس دمساز
هوش مصنوعی: سید هاشم بدجنس و ساعتساز، هر دو در یک قفس و در کنار هم زندگی میکنند.
بود «تیمورتاش» یک مره
دیدنش کردم اندر این حجره
هوش مصنوعی: یک بار در این اتاق «تیمورتاش» را دیدم.
بار دیگر به دور «درگاهی»
از سر دشمنی و بدخواهی
هوش مصنوعی: دوباره به دور در ورودی، به خاطر دشمنی و نیتهای منفی تجمع کردهایم.
پانزده روز داشتم دربند
بعد از آنم در این اطاق افکند
هوش مصنوعی: مدت پانزده روز در زندان بودم و اکنون در این اتاق زندانی شدهام.
بازم این بار بیخطا وگناه
هم در این حجره راند بخت سیاه
هوش مصنوعی: باز هم در این بار، بخت بد بدون هیچ اشتباه و گناهی مجدداً در این اتاق مرا از راه میاندازد.
این اطاقی است رو به شارع عام
پر هیاهو ز صبحگه تا شام
هوش مصنوعی: این اتاقی است که به خیابان پر جنب و جوش و شلوغی نگاه میکند، از صبح تا عصر پر سر و صداست.
چون ز محبس کنی نگاه به کوی
هست ایوان بانگ رویاروی
هوش مصنوعی: وقتی از زندان آزاد شوی و به سمت خیابان نگاه کنی، صدای زیبای چهرهات را میشنوی که به تو پاسخ میدهد.
بودیم گر ودیعهها بر «بانک»
حبس کی گشتمی برابر «بانک»
هوش مصنوعی: اگر ما سرمایههایمان را در بانک نگه دارید، چه زمانی میتوانیم در مقابل بانک قرار بگیریم؟
صاحب «بانک» میشدم چون شاه
نه همین بانک خشک در افواه
هوش مصنوعی: اگر من صاحب بانک میشدم، مانند یک پادشاه زندگی میکردم و نه اینکه تنها به این بانک خشک و بیروح در ذهن مردم اکتفا کنم.
تکیه بر دانش و هنر کردم
پشت برگنج سیم و زرکردم
هوش مصنوعی: به علم و هنر تکیه کردم و بر ثروت و جواهرات تکیه زدم.
«بانک» من بانک دانش و ادب است
«بانک» او بانک فضه و ذهبست
هوش مصنوعی: من مرکز و منبع دانش و ادب هستم، در حالی که او منبع ثروت و جواهرات است.
وارث این «بانک» را تمام کند
بانک من تا ابد دوام کند
هوش مصنوعی: وارث این بانک باید کار آن را به پایان برساند، تا بانک من برای همیشه پایدار بماند.
من و او چون رویم ازین مسکن
«بانک» ماند از او و بانک زمن
هوش مصنوعی: وقتی که من و او از این مکان دور شویم، صدای او همچنان در گوش من باقی میماند و صدای من هم از او فراموش نمیشود.
بانک من نور و بانک او نار است
نور من نام و نار او عار است
هوش مصنوعی: صدای من نور بخش و روشنگر است، اما صدای او آتش و خشم است. نور من نشانهی نام و افتخار است، در حالی که آتش او به نوعی ننگ و عیب تبدیل شده است.
فاش گردد چو شد زمان حسیب
کز من و اوکه خورده است فریب!
هوش مصنوعی: زمانی خواهد آمد که حقیقت مشخص خواهد شد و همه متوجه خواهند شد که چه کسی به فریب و چاپلوسی دچار شده است، چه من و چه او.
زر و زور از تو دستبردار است
آنچه همراه تست کردار است
هوش مصنوعی: مال و قدرت از تو فاصله میگیرند، چیزهایی که با تو هستند، فقط رفتار و کردار توست.
کرده آن به که نام زاید از او
شرف و احترام زاید از او
هوش مصنوعی: آنکه نامش باعث میشود دیگران احترام و شرف پیدا کنند، از او ارزش و بزرگی ناشی میشود.
زان که بیشبهه اعتبار اینجاست
شرف و عزٌ و افتخار اینجاست
هوش مصنوعی: زیرا بدون تردید، ارزش و مقام و افتخار در اینجا وجود دارد.