برگردان به زبان ساده
ای نبرده کسی به کنه تو راه
تاری و دیو و اورمزد و اله
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته به حقیقت عمیق و اصلی تو دست یابد، زیرا تو در مسیری قرار داری که هم تاریکی و هم روشنایی، و همچنین دیو و فرشته در آن وجود دارند.
ای خدایی که در تو حیرانم
کیستی؟ چیستی؟ نمیدانم
هوش مصنوعی: ای خدایی که من در وجود تو شگفتزدهام، تو کیستی و چه هستی؟ من نمیدانم.
کردهام من به هستیت اقرار
گفتهام در تو بهترین اشعار
هوش مصنوعی: من به وجود تو اعتراف کردهام و گفتهام که در تو زیباترین شعرها نهفته است.
همچنین گاه گاه از ته دل
کردهام یادت ای شه عادل
هوش مصنوعی: گاهی اوقات از صمیم قلب به یاد تو بودهام، ای پادشاه عادل.
لیکن ازنقص خویش عاجزوار
درنیاوردهام سر از این کار
هوش مصنوعی: با این حال، از نقصهای خود به شکلی ضعیف و ناتوان خود را کنار نکشیدهام و در این موضوع دست برنداشتهام.
حکما بس که حجت آوردند
کارها را خرابتر کردند
هوش مصنوعی: حکمای بزرگ به اندازهای دلایل و برهانها ارائه دادند که اوضاع را نا به سامانتر کردند.
چون به گرد تو عقل برگردد
این کلافه کلافهتر گردد
هوش مصنوعی: وقتی که عقل به دور تو بچرخد، این گیجی و سردرگمی بیشتر خواهد شد.
هرچه اهل کلام بیش تنند
باز غرق کلام خویشتنند
هوش مصنوعی: هر چه افرادی که در بحثها و گفتگوها مهارت دارند بیشتر درگیر شوند، همچنان در حوضه سخن و گفتار خود غرق میشوند و از آن خارج نمیشوند.
با کمند کلام بر این بام
نتوان رفت اینت جان کلام
هوش مصنوعی: با حرف و کلام نمیتوان به آسانی به این بلندای معنایی رسید، زیرا اینجا روح کلام نهفته است.
شیخ و واعظ که هادی بشرند
به خدا کز خدای بیخبرند
هوش مصنوعی: روحانیان و موعظهکنندگان که هدایتگر انسانها هستند، متأسفانه از حقیقت خدا بیخبرند.
اهل تعلیم ادعا کردند
که خدا را بهدست آوردند
هوش مصنوعی: افراد تحصیل کرده و معلم ادعا کردند که به دستیابی به خدا نائل آمدهاند.
چیزی از حرفشان نفهمیدم
بین شیخ و حکیمشان دیدم
هوش مصنوعی: از صحبتهای آنها چیزی نفهمیدم، فقط دیدم که میان شیخ و حکیمشان چه تفاوتهایی وجود دارد.
سخن صوفیان عهد قدیم
هست نزدیکتر به عقل سلیم
هوش مصنوعی: گفتههای صوفیان قدیم به عقل سالم نزدیکتر است.
که خدا شاهدیست هرجایی
لیک رخ بسته از تماشایی
هوش مصنوعی: خدا در هر جا حاضر و ناظر است، اما چهرهاش از دیدهها پنهان است.
هرکه را دید لایق دیدار
خویش را میکند بدو اظهار
هوش مصنوعی: هر کسی که لایق دیدار با خود را بیابد، به او ابراز علاقه میکند.
اندرین عرصه مردمی بودند
ره کشف و شهود پیمودند
هوش مصنوعی: در این میدان افرادی وجود داشتند که راه کشف حقیقت و تجربه های معنوی را طی کردند.
همه را نیست تاب زحمتها
آن بلاها و آن ریاضتها
هوش مصنوعی: همه نمیتوانند دردسرها و سختیها و زحمات را تحمل کنند.
یکی از صدهزار نفس بشر
گر تو را یافت بنده را چه ثمر
هوش مصنوعی: اگر از میان هزاران انسان، یکی هم تو را پیدا کند، برای بندهات چه ارزشی خواهد داشت؟
در تو و هستی تو حیرانم
این بدانستهام که نادانم
هوش مصنوعی: من در تو و وجود تو به شدت گیج و سردرگم هستم، و این را میدانم که به خاطر نادانیام اینطور است.
آن قدر دیدم و شنیدم تا
گوش کرگشت و چشم نابینا
هوش مصنوعی: به قدری تجربه و اطلاعات کسب کردم که دیگر برایم هیچ چیز جالب نیست و همه چیز برایم تکراری شده است.
کسب کردم به معرفت قدری
که رسیدم به قرب لاادری
هوش مصنوعی: به واسطهی شناخت و درک عمیق، به جایی رسیدم که نمیتوانم به وضوح دربارهی آنچه تجربه کردهام صحبت کنم.